رواﯾﺖ آﺧﺮﯾﻦ ﺷﯿﻔﺖ ِاﯾﺜﺎر ﺑﺎﻧﻮی ﭘﺮﺳﺘﺎر گیلانی در میان آتش و دود
- اخبار استانها
- اخبار گیلان
- 27 دی 1404 - 07:59
به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، حمله به مراکز درمانی و خشونت علیه مردمِ بیپناه که برای درمان بیماری و آرامش خاطر به این مراکز پناه آوردهاند، در همه جای دنیا و در هر فرهنگی، امری مذموم و غیرقابل تحمل است؛ این مراکز نهتنها برای بیماران بلکه برای خانوادهها و جامعه نمادی از امید و انسانیت هستند و حمله به این مراکز در واقع حمله به ارزشهای انسانی است.
پرستاران و کارکنان مراکز درمانی نیز همواره الگوها و نمادهایی از فداکاری و انسانیت هستند که همیشه از شان و منزلت بالا و مورد احترام جامعه بودهاند؛ در اغتشاشات و حوادث تلخ شامگاه 18 دی، متأسفانه درمانگاه امام سجاد(ع) رشت هم مورد حمله اغتشاشگران و آشوبگران قرار گرفت و در آتشِ کینه آنان سوخت.
در میان آتش و دود، بسیاری از کارکنان و پرسنل درمانگاه توانستند نجات پیدا کنند اما شدت آتش و سرعت انتشار آن بهحدی بود که مسیر خروج را برای "مرضیه نبوینیا" پرستارِ 34 ساله و متعهد و مؤمن این مرکز مسدود کرد؛ او پس از انجام وظیفه و خروجِ بیماران، سعی کرد از ساختمان خارج شود اما گرفتار شعلههای آتش اغتشاشگران شد و مظلومانه به شهادت رسید.
نحوه شهادت این پرستار گیلانی و عمق وفاداری او، بهسرعت نامش را بهعنوان الگوی ایثار و عمل بر سر زبانها در سراسر کشور انداخت؛ امروز مرضیه نبوینیا فقط یک شهیده پرستار نیست بلکه بهعنوان نمادی از فداکاری، صبر و انسانیت در برابر آشوب شناخته میشود.
همراه با همکار خبرنگارم، قدم به خرابههای درمانگاه امام سجاد میگذارم؛ درمانگاهی که در و دیوارهای سوختهاش امروز داغهای بزرگ و روایتهای سوزناکی را فریاد میکشند. در و دیوارهایی که روزی شاهد صدای خنده، جنب و جوش کودکان و نوجوانان همراه با گفتگوهای دوستانه بزرگترها و خدماتدهی و برخورد مهربانانه کارکنان و پرسنلش به بیماران بود، امروز از کینه اغتشاشگران میگرید و نالهها در دل دارد.
نور فداکاری نبوینیا در میان شعلهها
یکی از همکاران و دوستان صمیمی مرضیه نبوینیا با حضور در خرابههای درمانگاه امام سجاد(ع) با صدایی لرزان از خاطراتش با او میگوید: 10 ماه بود که مرضیه را میشناختم اما انگار سالهاست در کنارم بوده و همدیگر را میشناختیم؛ صمیمیت و محبت بین ما روز به روز بیشتر میشد.
وی به اولین روزهای خدمت مرضیه در درمانگاه اشاره میکند و ادامه میدهد: او با شور و اشتیاق فراوان به همکاری در درمانگاه پیوست، با وجود کمبود پرستار و شرایط کاری متفاوت اما به حقالزحمه و مزایا اهمیت نمیداد؛ مهمترین چیز برای او، خدمت به بیماران و مردم بود.
همکار شهید با بغض میافزاید: مرضیه شخصیتی مسئولیتپذیر و تعهد کاری فوقالعادهای داشت. با همکارانش بسیار دلسوز و مهربان بود و با من درد و دل میکرد.. 18 دیماه، روزی که آن حادثه تلخ در درمانگاه رخ داد، مرضیه شیفت عصر را داشت. ما گاهی به خاطر دغدغهها و مسئولیتهای زندگی، شیفتهایشان را جابجا میکردیم و مرضیه آن روز بهدلیل پیگیری امور فرزندش، درخواستِ شیفت عصر را داده بود. آن روز، ساعت 16 عصر شیفت را به مرضیه تحویل دادم. آن لحظه تصورش را هم نمیکردم که آخرین بار است چهره مهربانش را میبینم و چند ساعت بعد چه فاجعهای در درمانگاه رخ خواهد داد.
صدای سرفههاش، لرزه بر قلب و جانم انداخت
وی میگوید: شب حادثه، وقتی شنیدم به درمانگاه حمله شده، چندبار با مرضیه تماس گرفتم و در آن لحظات سخت و پر از التهاب باهم صحبت میکردیم، نگران همکارانم بودم ... گوشی تلفن مدام دستم بود و سعی میکردم از اوضاع همکارانم مطلع شوم. دوباره با مرضیه تماس گرفتم پرسیدم مرضیهجان کجایی؟ گفت ما طبقه هشتم هستیم ولی آشوبگران درب ورودی درمانگاه را شکستهاند و آمدهاند داخل ... سعی کردم در آن حالت به او دلگرمی و آرامش دهم ... گفتم مرضیه جان با من حرف بزن، بگو چه کاری از من برمیاد تا انجام دهم. گفت فقط حلالم کنید. 5 دقیقه بعد دوباره تماس گرفتم اما صدای سرفههاش، لرزه بر قلب و جانم انداخت ... میگفت "دارم نفس کم میارم. حلالم کنید ..." احساس کردم انرژیاش را دارد از دست میدهد ... بعد از آن، تا ساعت 3 شب مدام با گوشی مرضیه تماس میگرفتم اما دیگر صدایش از پشت تلفن نمیآمد. غافل از آنکه جسم نحیف مرضیه در میان شعلههای آتش گرفتار شده و میسوزد.
وی به ارادت خاص شهیده نبوینیا به حضرت زهرا(س) اشاره میکند و میگوید: مرضیه ارادت و محبت خاصی به حضرت زهرا(س) داشت و حتی چله دعای عهد گرفته بود؛ او همیشه به دیگران توصیه میکرد که چله توسل به حضرت زهرا(س) بگیرند و معتقد بود که خدمتش در درمانگاه هم خواستِ خدا و جوابِ چلههایش بوده است.
مرضیه شایسته درجه شهادت بود
همکار شهید در پایان با لحنی پر از غم و اندوه میافزاید: مرضیه شایسته مقام شهادت بود؛ خودش برام تعریف کرده بود که روز عروسیاش به مزار شهدا رفته و زندگی مشترکش را با یاد شهیدان و تجدید بیعت با شهدا آغاز کرده بود؛ از آن خاطره همیشه با عشق و علاقه خاصی یاد میکرد.
وی نگاهی به جای خالی همکار شهیدش میاندازد و میگوید: امروز این ایستگاه پرستاری در میان ساختمانِ آسیبدیده یادآور رشادتها، وفاداریها و ایثار اوست؛ مرضیه شایسته درجه شهادت بود و در قلبِ ما زنده است.
شجاعت او در برابر آشوب، چراغ راهی برای پرستارانِ آینده
یکی دیگر از همکاران شهیده مرضیه نبوینیا، او را زنی مهربان، دلسوز، فداکار و با ایمان توصیف کرد و گفت: مرضیه جان از همان روزهای اول فعالیتش، عملکرد و اخلاقش مورد تایید همه قرار گرفت. او حافظ 8 جزء قرآن بود و بعد از رسیدگی به امور درمانی، همیشه قرآن قرائت میکرد.
وی از وظیفهشناسی بالای شهیده نبوینیا در دوران جنگ 12 روزه نیز گفت: مرضیه با وجود فشارها، تابع شیفتبندی بود و تا لحظه آخر، از مسئولیتش کوتاهی نکرد. در اکثر روزهای ماه رجب، روزه میگرفت و میگفت نمیخواهم ایام خاص ماه رجب را از دست بدهم.
وی شهیده نبوینیا را گلچین شده میداند و میگوید: شهادت مزد اخلاصِ مرضیه، خدمت بیمنت، اخلاق حسنه، مهربانی و با خدا بودنش بود. ارادت خاصی به اهل بیت و حضرت زهرا و شهدا داشت و عادت به چله گرفتن داشت. مرضیه یک دختر 5 ساله دارد که به شدت به مادرش وابسته است.
همکار شهیده نبوینیا در پایان با اشاره به نقش آشوبگران در آتش زدن درمانگاه گفت: اینها دلسوز مردم نبودند، چون اینجا یک مرکز درمانی بود. آنها فکر میکنند با این کارها ما را ضعیف میکنند، اما ما همانطور که بحرانهای مختلف را پشت سر گذاشتهایم، این دوران هم پشت سر میگذاریم. آنها که فکر میکنند میتوانند خون شهدایمان را پایمال کنند کور خواندهاند.
به گزارش تسنیم، درمانگاه امام سجاد (ع) رشت امروز به محراب خونین و نقطه ایستادگی ایمان تبدیل شده است و نام شهیده مرضیه نبوینیا در قلب این حادثه میدرخشد؛ برای او یونیفرم پرستاری نهتنها پوششی حرفهای بلکه لباس مأموریت الهی بود.
ایستگاه پرستاری درمانگاه امام سجاد(ع) رشت هم خط مقدم مرضیه بود. او به خوبی میدانست که در شرایط پرتلاطم شهر، حضورش نه فقط یک شیفت کاری بلکه دفاع از سلامت و جان مردمی است که به او تکیه کردهاند.
درمانگاه امام سجاد(ع) رشت امروز داغدار این پرواز آسمانی است اما خاطره لبخندهای او و شجاعت ایستادنش در برابر آشوب، تا ابد به عنوان چراغ راهی برای پرستاران آینده باقی خواهد ماند.
گزارش از: زهرا رستگار
انتهای پیام/