آن روز شعار بود، امروز دکترین است: خدا، قرآن، رهبری

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، بعضی جمله‌ها در تاریخ، فقط جمله نیستند؛ نقشه‌اند. «خدا، قرآن، خمینی» از همین جنس بود. مردمی که این شعار را فریاد می‌زدند، شاید واژه «جنگ شناختی» را نمی‌شناختند، اما دقیقاً همان کاری را می‌کردند که امروز در دانشگاه‌ها و اتاق‌های فکر درباره‌اش کتاب می‌نویسند: آرایش جنگی در میدان معنا.

آن روز، رژیم پهلوی با تانک و ساواک حکومت نمی‌کرد؛ با تحقیر، با بی‌معنایی، با بریدن مردم از ریشه‌هایشان حکومت می‌کرد. پاسخ مردم هم نظامی نبود؛ شناختی بود. «خدا» یعنی این مبارزه بی‌جهت نیست. «قرآن» یعنی معیار حق و باطل داریم و سرگردان نیستیم. «خمینی» یعنی این معنا فرمانده دارد و به عمل جمعی تبدیل می‌شود. این سه کلمه، ذهن یک ملت را از پراکندگی نجات داد و به آن جهت داد. این یعنی آرایش جنگی.

امروز هم میدان عوض شده، اما منطق همان است. میدان تبلیغات و شبهات یعنی جایی که دشمن نه به جسم، بلکه به ادراک حمله می‌کند؛ نه به مرز، بلکه به معنا.

وقتی رهبر انقلاب می‌گویند؛ «در این میدان آرایش جنگی بگیرید»، در واقع هشدار می‌دهند که با وضعیت عادی نمی‌شود در وضعیت جنگی زندگی کرد. آرایش جنگی یعنی فهمیدن اینکه هر روایت بی‌جا، هر سکوت نابجا، هر هیجان کنترل‌نشده می‌تواند به نفع دشمن تمام شود.

در جنگ شناختی، دفاعِ صرف نشانه بلوغ نیست. کسی که فقط پاسخ می‌دهد، زمین بازی را به دیگری واگذار کرده است. آرایش جنگی یعنی بدانی کِی حرف بزنی، کِی سکوت کنی، کجا ضربه بزنی و کجا صبر کنی. یعنی فرق نقد را با شبهه بدانی، فرق سؤال را با عملیات روانی. یعنی بدانی همه حقیقت‌ها را نباید یک‌جا و هیجانی گفت، و همه حمله‌ها را هم نباید پاسخ داد.

شعارهای اول انقلاب به ما این را یاد می‌دهند که پیروزی از «سازمان‌دهی ذهن» شروع می‌شود. امروز هم اگر فعال رسانه‌ای نداند در کدام لایه ذهن جامعه کار می‌کند، ناخواسته ابزار دشمن می‌شود؛ حتی با نیت خیر.آرایش جنگی یعنی قبل از تولید محتوا، موقعیت را بفهمی؛ بفهمی این جمله به امید کمک می‌کند یا به اضطراب، به اعتماد می‌افزاید یا به تردید.

دشمن امروز دقیقاً روی همان سه لایه‌ای کار می‌کند که آن شعار ساخته بود: خدا را از عرصه عمومی بیرون ببرد، قرآن را کم‌اثرتر تقلیل دهد، و رهبری را از محور هدایت به یک معمولی تر تبدیل کند. این یعنی حمله مستقیم به آرایش جنگی ملت. پاسخ این حمله، نه فریاد احساسی است و نه عقب‌نشینی محافظه‌کارانه؛ پاسخ، بازسازی آگاهانه همان آرایش در میدان جدید است.

این یادداشت یک ادعا ندارد، یک یادآوری هشدار گونه دارد: ما تجربه تاریخی پیروزی در جنگ شناختی را داریم. اگر امروز دچار سردرگمی می‌شویم، نه از نداشتن سابقه، بلکه از نخواندن همان سابقه است. «خدا، قرآن، رهبری» هنوز هم کار می‌کند؛ اگر بفهمیم که شعار نبود، نقشه بود.

یادداشت از: سارا صمدی، پژوهشگر جنگ شناختی 

انتهای پیام/