حکایت مصطفی و فاطمه، تازه داماد و همسری در سوگ+فیلم

فاطمه سوادکوهی، همسر جوان شهید مصطفی علیخانی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در اصفهان، از خاطرات عاشقانه و تلخ همسرش گفت؛ مرد جوانی که با وجود زندگیِ کوتاهی که با او داشت، همیشه با جملات عاشقانه، قلبش را پر از امید و شادی می‌کرد. حالا فاطمه باید با داغی سنگین، این جملات را در خاطراتش مرور کند؛ جملاتی که دیگر هرگز طنین‌ انداز نخواهند شد.

حالا دیگر مصطفی نیست که این جملات را به من بگوید... این حرف‌ها، این عشق‌ها، همه در خاطر من باقی مانده‌اند.

مصطفی مردی که حتی در روز خواستگاری هم حرف از شهادت می‌زد. سه ماه پیش، در حرم مطهر حضرت معصومه (س)، پیمان عشق بستند؛ پیمانی که به تلخ‌ترین شکل ممکن، به پایان رسید. 

فاطمه از آخرین دیدارشان پیش از شهادت گفت؛ یک هفته قبل از شهادت از مشهد برگشتند. چشمانش پر از امید بود و گویی تمام دنیا را در دستانش جمع کرده بود.

شب شهادت، فاطمه تمام شب را در انتظار بازگشت همسرش منتظر ماند، اما مصطفی نیامد. او در حالی که تازه دامادی‌ اش را در آغوش می‌گرفت، به جای لباس دامادی، کفن را بر تنش دید.

این تازه داماد، به جای آغاز زندگی مشترک، با وصال ابدی به شهادت رسید. فاطمه با بغض گفت: دلم برایش تنگ شد.

شهادتِ مصطفی علیخانی به دست اغتشاشگران و تروریست های مسلح، داغی عمیق بر قلب فاطمه و خانواده‌اش نشاند. این روایت تلخ، یادآورِ ایثار و فداکاری جوانانِ وطن و سنگینی از دست دادنِ عزیزان در راه دفاع از امنیت کشور است.

انتهای پیام/174/