مستند "مثل هیچکس"؛ نقشه ترور شهید سلیمانی و تصمیم عجیب حاج قاسم

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مستند «مثل هیچکس» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی محمدعلی فارسی، یکی از فیلم‌های حاضر در نوزدهمین جشنواره سینما حقیقت بود. این مستند در بخش نیمه بلند به نمایش درآمد. «مثل هیچکس» درباره دو تروریست است که پس از مدت‌ها پیگیری، نقشه‌ای برای ترور حاج قاسم سلیمانی دارند، اما زمان اقدام برای ترور، توسط نیروهای وزارت اطلاعات دستگیر می‌شوند. با این حال، سرنوشتی غیر از اعدام، انتظار آن‌ها را می‌کشد!

فارسی در گفت‌وگویی با تسنیم، درباره ساخت این فیلم مستند، سوژه متفاوت آن و زیرلایه‌های درونی از شهید سلیمانی که در این فیلم به نمایش درآورده است، سخن گفت.

تسنیم: به نظرم سوژه این مستند یک تفاوت اصلی با دیگر فیلم‌های ساخته شده درباره شهید سلیمانی دارد و آنهم روایت لایه‌ای متفاوت از شهید سلیمانی است. در اینباره توضیح بدهید.

این مستند به لایه‌هایی از زندگی شهید سلیمانی اشاره می‌کند که کمتر بیان شده است. متاسفانه اسطوره‌ها و قهرمانان ایرانی تنها به یک پوستر و برگزاری یک مراسم یادواره برایشان خلاصه می‌شوند؛ گویا دوست داریم آنها را به همین‌گونه معرفی کنیم، در حالی که این افراد لایه‌های درونی زیادی دارند که اگر بتوانیم به جهان‌‌بینی و شخصیت آنان نزدیک بشویم، ابعاد دیگری از آنان را می‌بینیم. بسیاری از قهرمانان ما در طول زندگی خود چندان شناخته شده نیستند، به همین دلیل محبوب نمی‌باشند اما زمانی که از دنیا می‌‌روند و زندگی آنان معرفی می‌شود، محبوب می‌شوند. به نظرم شهید سلیمانی چنین فردی است.

نکته قابل تامل اینجاست که اگر شما بخواهید سراغ دلایل محبوبیت این قهرمانان بروید و فیلم بسازید، بخشی از جامعه آن فیلم را پس می‌زند! برای مثال، مخاطبی که فیلم مستند «مثل هیچکس» را می‌بیند، مدام از خود می‌پرسد اگر جای شهید سلیمانی بودم، چه می‌کردم؟ آیا مثل قاسم تصمیم می‌گرفتم؟ پاسخ معلوم نیست.

 

 

نکته‌ای که باید تاکید کنم این است که چنین اتفاقی در زندگی شهید سلیمانی و مواجهه با تروریست‌ها، برای اولین بار نبوده است و او بارها و بارها چنین تجربیاتی را در جنگ سوریه، ماجراهای جنوب شرق کشور و ... داشته است. سوال مهم اینجاست چه کسی توانست اتفاقات جنوب شرق کشور در اواخر دهه 1360 و 1370 و اراذلی که آنجا دست به هر اقدامی می‌زدند را مهار کند؟ شهید سلیمانی؛ با چه زاویه نگاهی؟ با همین زاویه نگاهی که در فیلم «مثل هیچکس» می‌بینیم.

در همین ماجرا، حرف شهید سلیمانی با مسئولین نهادهای اطلاعاتی این است که اگر این تروریست‌ها را رها کنید، هم احتمال اصلاح آنها وجود دارد و هم گرفتاری خود نظام کمتر است. این اتفاق در حالی است که اگر آنها را زندانی کنید، در آینده تبدیل به انسان‌های خطرناک‌تری می‌شوند. آنها در زندان از افراد دیگر یاد می‌گیرند، ترس‌شان می‌ریزد و وقیح‌تر می‌شوند. شهید سلیمانی می‌گفت من ساختار داعش را می‌شناسم و اگر آنها را رها کنید، دیگر آنها را نمی‌پذیرد، چرا که مهره سوخته هستند. بنابراین چاره‌ای ندارند به جز اینکه به جامعه برگردند.

- به نظر می‌رسد که تصمیم شهید سلیمانی بسیار سخت بوده و افراد دیگر نتوانند به این راحتی چنین تصمیمی بگیرند؟

بله قبول دارم که تصمیم سختی است و شاید هیچ کس دیگر نتواند این‌گونه رفتار کند. جالب است بدانید که مسئول محترم حفاظت قوه قضاییه در استان، وقتی فهمید که ما چه کار می‌کنیم، به شدت از ادامه این کار مخالفت کرد. به ایشان گفتم ما کار خاصی نمی‌کنیم و تنها بازتابی از یک عمل شهید سلیمانی را نشان می‌دهیم. البته پاسخ ایشان به حرف‌های من نیز بسیار قابل تأمل بود! بسیاری از کسانی که این فیلم را دیدند، می‌گفتند کار شهید سلیمانی خیلی شجاعانه بوده است اما اگر ما بودیم، چنین کاری نمی‌کردیم و آنها را اعدام می‌کردیم. حتی عده‌ای می‌گفتند: حاج قاسم اشتباه کرد!

بیشتر بخوانید

 

 

اگر ماجرا را به صورت کلان‌تر ببینیم، متوجه ابعاد دیگری از تصمیم شهید سلیمانی می‌شویم. اجازه بدهید یک مثال بزنم؛ در ماجرای جنوب شرق کشور، تنها کسانی که حاج قاسم را حمایت و به او کمک کردند تا بتواند جنوب شرق کشور را از آن ناامنی بسیار بزرگ در آن جغرافیای بسیار بزرگ با پناهگاه‌های عجیب و غریب نجات بدهد، همان کسانی بودند که حاج قاسم آنها را بخشیده بود. معتقدم امن کردن جنوب شرق کشور با راه نظامی امکان‌پذیر نبود و تنها راهش همانی بود که حاج قاسم انتخاب کرد: "بخشید و شرایط را برای زندگی سالم آنها فراهم کرد." جالب است بدانید که یکی از همان اشرار، آقای عباس عیدی، یکی از فداییان حاج قاسم است و دو سال است که به عنوان کشاورز نمونه انتخاب شده است.

بیشتر بخوانید

 

 

- آیا نمونه دیگری از چنین رفتار شهید سلیمانی سراغ دارید؟

رویکرد شهید سلیمانی در سوریه نیز همین بوده است. برای مثال، زمانی که نیروهای تحت امر حاج قاسم، حلب را محاصره می‌کنند و گروه‌های تروریستی مختلف آنجا به نوعی گرفتار می‌شوند، اطرافیان شهید سلیمانی 2 گزینه را به او پیشنهاد می‌دهند، یکی آنکه روس‌ها به صورت کامل آنها را بمباران کنند یا اینکه محاصره را این قدر نگه دارند تا از گرسنگی تلف شوند. واکنش شهید سلیمانی به این پیشنهاد قابل توجه است؛ او می‌گوید: «دو سوم افراد حاضر در این منطقه، زن و بچه تروریست‌ها هستند و تنها با خود آنها مواجه نیستیم. ما نیامده‌ایم تا قتل عام کنیم، پس راه را باز کنید که بروند» عکس‌های آن موجود است و آقای مرتضی شعبانی در همان لحظه در همانجا بوده و ماجرا را به چشم دیده است. بنابراین، چنین تصمیماتی همیشه در زندگی حاج قاسم جاری بوده است. او می‌گفت ما نمی‌توانیم به راحتی دست به کشتار بزنیم.

حرف حاج قاسم یک چیز بود: «افراط جواب نمی‌دهد.» فیلم مستند «مثل هیچکس» هم همین حرف را به شیوه دیگری تکرار می‌کند و می‌گوید: «افراط جوابگو نیست؛ چه در وسعت یک خانواده کوچک و چه در وسعت کلان کشور.»

- آیا قصد شهید سلیمانی رحم به آنان بود؟

شاید آن هم بود اما نگاه حاج قاسم گسترده‌تر از این موضوع بود؛ او ساختار داعش را می‌شناخت و معتقد بود که اگر آنها را به سرعت رها کنید، داعش احساس می‌کند که این دو تروریست خودی بودند و قصدشان نفوذ در داعش بوده است. بنابراین امکان بازگشت به داعش را نخواهند داشت. جالب است بدانید که این دو تروریست قصد داشتند به طالبان پناه ببرند اما طالبان نیز آنها را قبول نکرده است. بنابراین هیچ جایی ندارند، به جز اینکه به زندگی عادی برگردند.

از سویی دیگر، شهید سلیمانی معتقد بود که چون آنها مرتکب عمل قتل نشده‌اند، امکان اعدام آنان وجود ندارد و تنها مجازات، زندان رفتن‌شان است. اگر آنها به زندان بروند، آموزش‌های بیشتری می‌بینند و تبدیل به انسان‌های خطرناک‌تری می‌شوند. به عبارت دیگر، شهید سلیمانی دوراندیشی داشت.

بیشتر بخوانید

 

 

- به نظر شما اصلی‌ترین زیرمتن این فیلم مستند چیست؟

این فیلم به بهانه پرداختن به لایه‌های درونی‌تر شهید سلیمانی، به نقد افراط و افراط‌گری می‌پردازد. افراط هیچ وقت جواب نداده و هر وقت نگاه افراطی به مسائل داشتیم، ضربات زیادی خوردیم. این اتفاق در حالی است که اگر نگاهی آمیخته به سعه صدر داشته باشیم، به نتایج بهتری می‌رسیم. شاید بهتر باشد یک سوال را از خود بپرسیم؛ اگر در شب 19 ماه رمضان، ابن ملجم که قصد داشت حضرت علی علیه‌السلام را بکشد، حضرت امیر متوجه تصمیم او می‌شد، آیا صبح روز بعد حکم اعدام ابن ملجم را می‌داد؟ البته من قبول دارم که چنین تصمیماتی بسیار عمیق و پیچیده است.

- با توجه به سوژه خاص این فیلم، به نظر می‌رسد که تولید، تحقیق و پژوهش آن طولانی شد؛ درست است؟

تولید این فیلم بسیار سخت بود و روند تحقیق آن طولانی شد. ما نزدیک به 2 سال درگیر تولید این فیلم مستند بودیم؛ علیرغم همه همراهی‌هایی که از سوی بزرگان صورت گرفت اما با بسیاری از نهادها از جمله قوه قضاییه درگیر بودیم. خود آنها نیز حاضر نمی‌شدند مقابل دوربین بیایند و با تلاش زیاد آنها را راضی کردیم که مقابل دوربین بیایند، حرف بزنند و از خودشان دفاع کنند. بهشان گفتیم قرار نیست شما را بازجویی کنیم! در حین تولید، بارها و بارها به کرمان سفر کردم.

- با توجه به سخت‌گیری‌هایی که اشاره کردید، فکر می‌کنید امکان پخش این مستند از تلویزیون وجود دارد؟

این مستند را مکتب شهید سلیمانی به تلویزیون داد، اما صدا و سیما بدون ذکر هیچ دلیلی گفت که آن را پخش نمی‌کند. درخواست مکتب شهید سلیمانی این بود که در سالگرد شهادت سردار سلیمانی این فیلم پخش بشود و من پیگیر ساعت پخش بودم اما شنیدم که صدا و سیما اعلام کرده: «این مستند غیر قابل پخش است». البته ظاهرا قرار است این فیلم از یک پلتفرم نمایش خانگی پخش بشود.

دقت داشته باشید این فیلم حاکمیتی نیست، اما ظاهرا نگاه جشنواره سینما حقیقت به آن حاکمیتی بود. تنها یکی دو بار نمایش بی سر و صدا و تمام! در حقیقت، جشنواره از آن استقبالی نکرد.

انتهای پیام/