مهم‌ترین توصیه‌ امام کاظم(ع) در آخرین روزهای شهادت

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: یکی از نکات کلیدی که همواره مورد تأکید اهل بیت وحی بود، تأکید بر چنگ زدن به ریسمان محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله است؛ چرا که آن انوار مقدس، معلمان و مربیان خداوند به سوی خلایق هستند تا دست آنها را از ظلمات دنیا گرفته، به سوی نور الهی حرکت دهند. وقتی به آثار پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهم‌السلام رجوع می‌کنیم، گستره علم و معرفت ایشان را در می‌یابیم و متوجه خواهیم شد که حقیقتاً مَجرای علم خداوند هستند و حکمت حقیقی تنها از سرچشمه بیت وحی می‌جوشد و طالبان حقیقت را سیراب می‌کند. از این جهت است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به عنوان خاتم پیامبران و افضل انبیای الهی در تمام لحظات زندگی خویش توصیه به چنگ زدن بر ریسمان اهل بیت خویش کردند و به امتشان توصیه کردند لحظه‌ای از خاندان عترت جدا نشوند که مسیر رستگاری و سعادت از تبعیت نسبت به ولایت ایشان می‌گذرد و برعکس، کسانی که از ثقل عترت جدا شوند، حتی قرآن راهنمای آنها نخواهد بود.

اهمیت رجوع به خاندان وحی به قدری بود که حتی رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخرین حج خویش و در موقف عرفه، حدیث مشهور ثقلین را بیان فرمودند و تأکید کردند «فَإِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا: کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی»؛ یعنی «من در میان شما چیزهایی را باقی گذاشته‌ام که اگر به آنها (با هم) تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم؛ اهل بیتم.» این وصیت، نه یک توصیه معمولی، بلکه نقشه راهی برای حفظ اسلام از هرگونه تحریف و انحراف بود. صدور حدیث ثقلین به این معنا بود که قرآن در معیت عترت است که سوگوارانه برخی تصور کردند اگر به یکی از این دو چنگ بزنند، رستگار خواهند شد و این برداشت ناصواب و جاهلانه، سبب گم کردن مسیر امت از هدایت الهی شد. لذا پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله عده‌ای از همین نا اهلان گفتند «کتاب خدا برای ما کافی است» بدون اینکه به عواقب و عوارض شوم آن برای امت هراس داشته باشند.

بر این اساس بود که تمام اهل بیت وحی به شیعیان خویش همواره توصیه می‌کردند به ریسمان عترت چنگ بزنند و با توجه به علمی که به آینده امت اسلام و به ویژه شیعیان داشتند، اصرار می‌کردند تنها و تنها از اهل بیت وحی تبعیت کنند و از علوم مخالفان عترت پرهیز داشته باشند تا خود و دیگر شیعیان را دچار گمراهی نکنند. از جمله توصیه‌های مؤکدی که در این زمینه وجود دارد، مربوط به توصیه امام کاظم علیه‌السلام است که در آخرین روزهای شهادت خویش به یکی از شیعیان خاصّشان به نام علی بن سُوید بیان فرمودند و شیخ کلینی آن را در روضه کافی آورده است. حضرت در پاسخ به نامه وی که از مسائلی پرسیده بود، نوشتند:

... إِنَّ أَوَّلَ مَا أُنْهِی إِلَیْکَ أَنِّی أَنْعَى إِلَیْکَ نَفْسِی فِی لَیَالِیَّ هَذِهِ غَیْرَ جَازِعٍ وَ لَا نَادِمٍ وَ لَا شَاکٍّ فِیمَا هُوَ کَائِنٌ مِمَّا قَدْ قَضَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حَتَمَ فَاسْتَمْسِکْ بِعُرْوَةِ الدِّینِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ الْعُرْوَةِ الْوُثْقَى الْوَصِیِّ بَعْدَ الْوَصِیِّ وَ الْمُسَالَمَةِ لَهُمْ وَ الرِّضَا بِمَا قَالُوا وَ لَا تَلْتَمِسْ دِینَ مَن‏ لَیْسَ مِنْ شِیعَتِکَ وَ لَا تُحِبَّنَّ دِینَهُمْ فَإِنَّهُمُ الْخَائِنُونَ الَّذِینَ خَانُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ خَانُوا أَمَانَاتِهِمْ وَ تَدْرِی مَا خَانُوا أَمَانَاتِهِمُ ائْتُمِنُوا عَلَى کِتَابِ اللَّهِ فَحَرَّفُوهُ وَ بَدَّلُوهُ وَ دُلُّوا عَلَى وُلَاةِ الْأَمْرِ مِنْهُمْ فَانْصَرَفُوا عَنْهُمْ فَأَذَاقَهُمُ‏ اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما کانُوا یَصْنَعُون‏. (الکافی، ج8، ص123)

بدان که نخستین مطلبى را که به تو گزارش می‌دهم خبر مرگ خودم است که در همین شب‌ها اتفاق خواهد افتاد و هیچ‌گونه بی‌تابى و پشیمانى و شکى (یا شکایتى) در آنچه شدنى است و خداى عز و جل حتم و مقرر فرموده است ندارم.

پس به دستاویز محکم دین بچسب که آل محمد هستند، و دستاویز محکمى که وصى پس از وصى (و امامى پس از امام دیگر) باشد. و تسلیم آنها باش و به آنچه گفته‏‌اند راضى و خوشنود باش؛‌ وَ الْمُسَالَمَةِ لَهُمْ وَ الرِّضَا بِمَا قَالُوا. و در پى دین کسى نباش که شیعه نیست و دینشان را دوست ندار، زیرا که آنها خیانتکارانى هستند که به خدا و رسولش خیانت کردند و به امانت‌هایى نیز که به آنها سپرده شده خیانت کرده‌اند. می‌دانى در چه امانتى خیانت کردند؟! کتاب خدا که به آنها سپرده شد و آن را تحریف و جابجا کردند و به سرپرستان و والیان‏ امور خود (عترت) راهنمایى شدند و از آنها روى گردانیدند و خداوند به سزاى آنچه کردند جامه گرسنگى و ترس بر پیکرشان پوشانید.

خطاب امام کاظم علیه‌السلام طبق فرازهای قبلی این حدیث، به ضُعفای شیعه است و به روشنی گویای آن است که عده‌ای از این ضعفا در پی علوم مخالفان عترت می‌روند، دین و اعتقادشان و مسیر سلوکشان را از آنها دریافت می‌کنند و لذا تسلیم محض اهل بیت وحی نیستند؛ چرا که به گفتار و کردار عترت راضی نمی‌شوند. در دوران غیبت کبری که دسترسی مستقیم به امام معصوم(ع) میسّر نیست، این فتنه عمیق‌تر شد؛ در حالی که ثقلین چراغ روشنی برای تفسیر صحیح قرآن و هدایت امت به سوی حق هستند. این ارتباط بین قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام مانند ریسمانی محکم است که تا روز قیامت امت اسلامی را به مسیر هدایت و سعادت می‌رساند. حضرت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایتی فرمودند:

«...فَاتَّقُوا اَللَّهَ وَ سَلِّمُوا لَنَا وَ رُدُّوا اَلْأَمْرَ إِلَینَا فَعَلَینَا الْإِصْدَارُ کمَا کانَ مِنَّا اَلْإِیرَادُ وَ لاَ تُحَاوِلُوا کشْفَ مَا غُطِّی عَنْکمْ وَ لاَ تَمِیلُوا عَنِ اَلْیمِینِ إِلَی اَلشِّمَالِ وَ اِجْعَلُوا وُصُولَکمْ إِلَینَا بِالْمَوَدَّةِ وَ عَلَی اَلسُّنَّةِ اَلْوَاضِحَةِ»
«پس تقوای الهی پیشه کنید و تسلیم ما باشید و کار (ولایت و امور) را به ما واگذارید؛ چرا که بر ماست که آن را به نتیجه رسانیم، همان‌طور که آغازش از جانب ما بود. تلاش نکنید آنچه از شما پنهان شده را آشکار کنید و از راه راست به سمت چپ منحرف نشوید. ارتباط خود با ما را با محبت و بر اساس سنت آشکار برقرار کنید.»

در فراز "لاَ تَمِیلُوا عَنِ اَلْیمِینِ إِلَی اَلشِّمَالِ"، هشدار داده می‌شود که پیروان نباید از راه راست منحرف شوند. این عبارت به خطرات افراط و تفریط اشاره دارد که انسان‌ها را از مسیر هدایت خارج می‌کند.

بنابراین انحراف امت از مسیر الهی، از جایی آغاز شد که عترت پیامبر به حاشیه رانده شد و ولایت علوی که محور حق و معیار هدایت بود، نادیده گرفته شد. با ترک ولایت امیر مؤمنان علیه‌السلام، امت نه‌تنها رهبری معصوم را از دست داد، بلکه دیری نپایید گرفتار اختلافات سیاسی و تفرقه‌های مذهبی شد؛ اختلافاتی که قرن‌هاست امت را از وحدت و شکوفایی بازداشته‌اند.

سوگوارانه مشاهده می‌شود گاهی نتایج مطالعات اسلامی در عرصه‌های گوناگون علمی نه تنها به تقویت ثقلین (قرآن و عترت) نمی‌انجامد، بلکه سبب ایجاد انحرافات و فاصله‌هایی عمیق از این توصیه مؤکد نبوی می‌شود. در این وضعیت، ثقلین در اولویت‌های دسته چندم مطالعات قرار می‌گیرد و به حاشیه رانده می‌شود. این آسیب، هرچند ممکن است برای سایر ادیان و مذاهب علی‌السّویه باشد، اما برای جامعه شیعی که همواره بر پیروی از قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام تأکید داشته، به عنوان یک امتیاز منفی بزرگ و انحرافی جدی محسوب می‌شود.

گروهی از مؤمنان بنا بر فطرت خداجویشان، گام در مسیر فلسفه می‌گذارند تا از طریق عقل‌گرایی به فهم بهتری از دین دست یابند و عده‌ای در پی عرفان‌های مصطلح می‌روند تا با قطب و مرشد خود در مسیر معرفت الهی گام بردارند. گروهی دیگر با گرایش به علوم قرآن و تفسیر، تلاش می‌کنند به فهم کلام خداوند دست یابند و عده‌ای دیگر نیز با گرایش‌ به مطالعات حدیثی، سعی در درک کلام امام معصوم جهت فهم بهتر از مبانی دین هستند.

با این حال، این دگرگونی‌ها و یافته‌های متنوع نباید ما را از اصول بنیادین دین و آموزه‌های معصومین علیهم‌السلام دور کند. همۀ این تلاش‌ها در نهایت باید به پیشرفت در ایمان و تقرب به خدا و اهل بیت وحی منجر شود که از توصیه‌های مؤکد رسول اکرم صلی الله علیه و آله، عمل به ثقلین است؛ از این جهت باید پرسید کدام یک از این علوم، انسان را با حجت خدا پیوند می‌دهد تا مؤمنان به حقیقت سعادت دست یابند و یا به تعبیر حدیث نبوی، در سایۀ بی‌توجهی به حجت زمان، با مرگ جاهلیت از دنیا نروند. علمی که در دایرۀ مطالعات اسلامی، برای یاری حجت زمان کارآیی نداشته باشد و علمی که منجر به معرفت عترت نشود، از دیدگاه شیعه، نه تنها باید علم بدون نفع شمرده شود بلکه به تصریح حدیث ثقلین، مایۀ ضلالت است.

انتهای پیام/؛