روشهای ترجمه قرآن کریم/اهمیت شناخت روش
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 25 دی 1404 - 10:58
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، یکی از مباحث مهم زبانشناسی ترجمه، بررسی روشهای مختلف ترجمه است. مقصود از روش ترجمه، شیوه فراهم آوردن فرآورده و معیارهای لحاظشده در آن است و نه سبک و قالب آن. شناخت روش ترجمه افزون بر نظم بخشیدن به فرآورده ترجمه، تعامل بین ناقد و مترجم را سازنده و از آسیبهای احتمالی که گهگاه دیده میشود، جلوگیری میکند.
از سوی دیگر، درباره روشهای مختلف ترجمه و انواع آن از سوی کارشناسان ترجمه نظریهها و تقسیمهای مختلفی ارائه شده که که به اختصار به برخى از آنها خواهیم پرداخت:
الف) بیکر ـ ترجمهپژوه مصرىتبار ـ روشهاى ترجمه در دوره عباسیان (132ـ656 ق) را چنین شرح مى دهد:
ـ «اولین [روش] که به یوحنا ابن بطریق و ابن نعیمه الحمسى [یا الحمصى] تعلق داشت، ترجمهاى بىاندازه تحتاللفظى بود که در برابر هر یک لغت یونانى، لغت معادل عربى آن قرار مىگرفت و چنانچه معادلى وجود نداشت، لغت یونانى مذکور در زبان عربى به وام گرفته مى شد.»
این روش ناموفق از کار درآمد؛ از این رو روش دیگرى مطرح شد که مفهوم به مفهوم بود:
ـ «روش دوم که متعلق به ابن اسحاق و الجوهرى بود، ترجمه مفهوم به مفهوم بود و متونى روان در زبان مقصد به وجود مى آورد که معنى متن اصلى را افاده مىنمود بى آنکه زبان مقصد را تحریف کند.»
تقسیم بندى روش ترجمه به «لفظى» و «مفهومى» پیش از گسترش مباحث زبان شناختى و به ویژه زبانشناسى ترجمه بوده است و تأکید برخى زبانشناسان و کارشناسان ترجمه بر این دو نوع، خود از نقش محورى این دو روش حکایت دارد. «لارسون» در یک تقسیمبندى عمده، دو نوع ترجمه را معرفى مىکند:
1. ترجمه بر اساس صورت یا قالب (From-based)؛
2. ترجمه بر اساس معنا (Meaning-based).
وى مىگوید: ترجمه هاى مبتنى بر صورت یا قالب زبانى از شکل یا قالب زبان مبدأ پیروى مىکند که به ترجمههاى «تحت اللفظى» (Literal tarnslations) معروف است و ترجمه هاى مبتنى بر معنا، ترجمههایى است که معناى متن زبان مبدأ را در شکل و قالب زبان مقصد متجلى مىسازد که چنین ترجمه هایى «ترجمههاى اصطلاحى» (Tdiomatic translations) نامیده مىشود.
این تقسیم بندى در آثار دیگران نیز وجود دارد، هر چند رفته رفته زمینه پیدایش انواع دیگرى را فراهم کرد. «ترجمه ارتباطى» (Communicative translation) و «ترجمه معنایى» (Semantic translation) دو اصطلاحى است که تقریبا دو روش پیشگفته را بیان مىکند: «ترجمه معنایى، نویسنده را مهمتر از خواننده در نظر مىگیرد... . در ترجمه معنایى سعى بر آن است تا تمامى الگوهاى ساختى و معنایى زبان مبدأ به زبان مقصد برگردد و گاه بر آن تحمیل شود و طبیعى است که چنین ترجمهاى را به راحتى نمىتوان خواند.»
«در ترجمه ارتباطى، خواننده مهمتر از نویسنده به شمار مىرود. مترجم سعى بر آن خواهد داشت تا متن ترجمه شده را حتىالامکان براى خواننده مأنوس سازد؛ بدین ترتیب این امکان همواره وجود دارد که متن به دست داده شده، به طور کامل گفته نویسنده نباشد.»
ب) «دریدن» در مقدم هاى بر ترجمه کتاب رسالات اثر اووید در سال 1680 میلادى کلیه ترجمه ها را در سه مقوله خلاصه کرد:
ـ لغوى: ترجمه لغت به لغت یا خط به خط که نظیر ترجمه تحتاللفظى است. دریدن از مترجمانى نظیر بن جانسون که ترجمه لغوى را برگزیدهاند، انتقاد مىکند و آنان را «رونوشتنویس» مىخواند: «این ترجمه تحتاللفظى و نوکر صفت را اکنون مىتوان با تشبیهى معروف رد کرد. این نوع ترجمه بسیار شبیه آن است که بخواهیم با پاهاى غل و زنجیر شده روى طنابى برقصیم که البته کارى است احمقانه.»
ـ دگرنویسى یا نقل به معنا: ترجمه اى است توأم با آزادى عمل که مترجم همواره نویسنده را در نظر دارد و هرگز او را از متن دور نمىسازد؛ اما لغاتى که مترجم انتخاب مى کند، دقیقا پیرو مفهوم نظر خود او نیست. این نوع ترجمه مستلزم تغییر کل عبارات است و تقریبا به ترجمه مفهوم به مفهوم شباهت دارد.
ـ اقتباس: که مترجم در آن هم لغات و هم مفهوم را کنار مىگذارد. این نوع ترجمه نوعى اقتباس واقعى است.
البته دریدن در ترجمه کتاب انئید به نظریهاى میان ترجمه هاى تحتاللفظى و دگرنویسى روى آورد: «گمان مىکردم بهتر آن باشد که میان دو ترجمه دگرنویسى و تحتاللفظى طى طریق نمایم و تا حد توان خود به نویسنده نزدیک شوم بىآنکه تمامى زیبایىهایش از دست برود که گرانقدرترین این زیبایىها در دلنشینى کلام او نهفته است.»
زبانشناس دیگر به نام «یوجین نایدا» با وارد کردن اصطلاحات جدیدى در این حوزه، به همان دو روش پرداخته است. وى ترجمه لفظ به لفظ و تحتاللفظى و نیز ترجمه تعلیمى را که بیشتر بر تحتاللفظى تطبیق مىشود، «تعادل صورى» و ترجمه معنایى را «تعادل پویا» نام نهاد. در تعادل صورى ـ چنان که از نامش پیداست ـ قالب و لفظ، و در تعادل پویا که در واقع خواننده محور است، محتوا و معنا اهمیت مىیابد، البته بعدها درباره مفهوم تعادل و تأثیر معادل نقدهایى مطرح شد که تا سالها ادامه داشت.
ج) آیت الله مکارم شیرازى، در یادداشت خود بر ترجمه خویش، درباره انواع ترجمه چنین آورده است:
ترجمه به یکى از سه صورت ممکن است انجام گیرد:
نوع اول) ترجمه «کلمه به کلمه» یا به اصطلاح «تحتاللفظى» است که هر واژهاى از زبان اول را برمىدارند و واژه معادل آن را در زبان دوم به جاى آن مىگذارند، و این بدترین نوع ترجمه است که نه تنها زیبا نیست، بلکه بسیار نارسا و احیانا غلط است. نه تنها امانت نیست، بلکه گاه ناآگاهانه خیانت است؛ چه نازیباست که مثلاً کلمات «بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ» را که در آیه 12 سوره ممتحنه آمده است، برداریم و دقیقاً معنى تحتاللفظى آنرا به جاى آن بگذاریم، در حالى که معادل واقعى آن در زبان فارسى «پیش رو» و «پیش پاى» آنهاست.
نوع دوم) ترجمه «آزاد» است که در این صورت، مترجم خود را مقید به انتقال دقیق محتواى متن مورد نظر نمى داند، بلکه به تناسب اهدافى که دارد، محتوا را کم یا زیاد کرده و یا شرح و توضیحى بر آن مىافزاید، هر چند روح متن مورد نظر در مجموع ترجمه محفوظ است، ولى بدیهى است که نمىتوان نام ترجمه را بر آن نهاد.
نوع سوم) ترجمه «محتوا به محتوا» به طور دقیق است و همانطور که در بالا اشاره شد، در این نوع ترجمه باید نخست معانى دقیقا از لباس زبان اول برهنه شود و در مغز جاى گیرد، سپس به طور دقیق به لباس دوم آراسته گردد، و آنچه شایسته ترجمههاى قرآن و مانند آن است، همین نوع مىباشد.»
د) استاد معرفت در تفسیر و مفسران، روشهاى ترجمه را سه نوع بیان کرده است که عبارت اند از: «تحت اللفظى»، «آزاد» و «تفسیرى». مراد ایشان از «تحت اللفظى» همان است که از آیت اللّه مکارم شیرازى به عنوان «کلمه به کلمه» نقل شد. ایشان این نوع ترجمه را ضعیفترین و سست ترین روش ترجمه مى داند، ولى «ترجمه آزاد» در توضیح ایشان با آنچه از آیت اللّه مکارم شیرازى نقل شد، یکسان نیست و با روش «محتوا به محتوا» برابرى مى کند: «در این روش مترجم سعى مىکند معنایى را از قالبى به قالب دیگر بریزد تا معناى مقصود کاملاً ادا شود؛ یعنى بىکم و کاست مراد متکلم برگردانده شود و حتى المقدور الفاظ و کلمات متن اصلى و ترجمه مطابق هم و جایگزین هم باشد و در صورتى که امکان نداشته باشد، دست به تقدیم و تأخیر و کم و زیاد کردن برخى عبارات مى زند. چه بسا یک یا چند کلمه بر عبارت مىافزاید ـ نه چندان زیاد ـ تا معنا به خوبى روشن شود. این گونه ترجمه را ترجمه معنوى نیز مى گویند؛ زیرا بیشتر سعى بر انتقال کامل مفاهیم است نه تطابق لفظى... .»
مراد از «ترجمه تفسیرى» از دیدگاه ایشان معنایى اعم از ترجمه است:
«مترجم به شرح و بسط مطالب مىپردازد، منتها به زبان دیگر غیر زبان اصل، مانند تفاسیر فارسى یا دیگر زبانها نسبت به قرآن کریم.»
ه ) آقاى دکتر بىآزار شیرازى، انواع متنوعترى را براى ترجمههاى قرآن برشمرده است:
1. ترجمه لغوى یا ترجمان القرآن؛
2. ترجمه تحتاللفظى؛
3. ترجمه حرفى و معنوى (ترجمه امین)؛
4. ترجمه و حواشى؛
5 . ترجمه به شعر معنوى (منظوم)؛
6 . ترجمه آوایى یا آهنگین؛
7. ترجمه تفسیرى.»
و) «پیتر نیومارک» ترجمه را در انواع زیر دستهبندى کرده است:
«1. ترجمه لفظ به لفظ (Word-for-translation)؛
2. ترجمه تحتاللفظى (Literal translation)؛
3. ترجمه وفادار یا امین (Faithful translation)؛
4. ترجمه معنایى (Semantic translation)؛
5 . اقتباس (Adaptation)؛
6 . ترجمه آزاد (Free translation)؛
7. ترجمه اصطلاحى (Tdiomatic translation)؛
8 . ترجمه ارتباطى (Translation).»
نقد و بررسى
بررسى و مطالعه تقسیمبندىهاى یاد شده و جز اینها، ناگزیر ما را به جمعبندى و ارائه فهرستى متمایز با دیگر فهرستها هدایت مىکند. برخى از عواملى که چنین نتیجهاى را به دست داده، عبارت است از:
ـ کلى بودن برخى از تقسیمبندىها (مانند: لفظى و معنوى)؛
ـ مسامحه در اطلاق لفظ ترجمه، همپوشى با دیگر انواع ترجمه و نداشتن مصداق که تقسیمبندى را به خلأ مىکشاند (مانند اقتباسى و ترجمه تفسیرى به معناى تفسیرهاى فارسى)؛
ـ تداخل و عدم تمایز روش و مصداق یا قالب و نیز عدم تباین بین مقسمها (مانند ترجمه آزاد و منظوم، و یا ادبى و منظوم و آوایى)؛
دیدگاه مختار
با توجه به مطالب یادشده، روشهاى ترجمه قرآن را مىتوان چنین برشمرد:
1. ترجمه لغوى یا لفظ به لفظ؛
2. ترجمه تحتاللفظى؛
3. وفادار یا امین؛
4. ترجمه معنایى؛
5 . ترجمه آزاد؛
6 . ترجمه تفسیرى.
یادداشت از: حجتالاسلام سید محمدحسن جواهری، استاد حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/