خدا کند که بمیرم، وطن‌فروش نباشم

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شعر همواره میراث مشترک ایرانیان در عبور از بزنگاه‌ها و حوادث تاریخی است. شعر متعهد، آیینه جامعه و زبان گویای اوست. در تاریخ ادبیات ایران، ستارگانی درخشیدند که اگر کلامشان نبود، هویت ایرانی در هزارتوی تاریخ به فراموشی سپرده می‌شد. 

در دهه‌های اخیر، شعر با زندگی مردم عجین شده و پیوند ناگسستنی دارد. این همراهی، در موقعیت‌های خاص مانند زمانی که خاک وطن مورد هجوم بیگانه قرار می‌گیرد، پررنگ‌تر و مستحکم‌تر می‌شود. در این میان، ظهور چهره‌های جدید، نویدبخش فصل تازه‌ای برای این جریان شعری در ادب فارسی معاصر است.

در روزهای اخیر که کشور بار دیگر مورد کینه‌توزی نیروهای نیابتی رژیم صهیونیستی و آمریکا قرار گرفت، برخی از ابیاتی که یادآور روح حماسی ایرانیان است، در شبکه‌های اجتماعی پرتکرار شد. از جمله این آثار، ابیاتی از غزل لیلا حسین‌نیا، شاعر جوان تبریزی، است که در روزهای جنگ تحمیلی 12 روزه نیز بارها در شبکه‌های اجتماعی به انحای مختلف منتشر شد:

وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟!

خدا کند که بمیرم وطن‌فروش نباشم!

خدا کند که بیافتد سرم به دامن میهن

ولی به وقت خطر بار روی دوش نباشم

مگر نه ریشه ما می‌رسد به شوکت دریا؟

چرا بمانم و چون موج در خروش نباشم؟!

چو مرگ می‌برد آخر به هر طریق تنم را

چرا چرا چو شهیدان لاله‌پوش نباشم؟

منیم جانیم سنه قوربان ده آی گوزل ایران!

به غیر از این چه بگویم اگر خموش نباشم؟!

حسین‌نیا پیش‌تر در گفت‌وگو با تسنیم درباره خلق این غزل گفت: برخی از هنرمندان در دوره اغتشاشات 1401 و لحظات سختی که کشور تجربه می‌کرد، از ایران می‌رفتند و علیه ایران مصاحبه می‌کردند. یک روز دیدم یکی از همین افراد که در تلویزیون ایران سلبریتی‌ شده بود، در آنجا دارد علیه ایران مصاحبه می‌کند.

به گفته او؛ وقتی این صحنه را دیدم، ناخودآگاه گفتم: «خدا کند که بمیرم، وطن فروش نباشم». آنقدر دلم با دیدن آن صحنه به حال کشور سوخت که مصرعی از این غزل در همان لحظه خلق شد. وقتی دیدم یک هنرمند، هنر و همه آنچه را که در وطن به دست آورده دارد می‌فروشد، برای سرنوشت خودم به عنوان یک هنرمند وطن این دعا را کردم.

ویدئویی از شعرخوانی این شاعر جوان را می‌توانید در ادامه ببینید:

 

 

انتهای پیام/