باز هم روایت دختر 3 ساله اما این بار در ایران؛ شهادت "رقیه‌وار" ملینا

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، همه چیز از یک تجمع مسالمت‌آمیز و بحق در اعتراض به مسائل اقتصادی شروع شد اما خیلی زود این تجمعات جای خود را به اغتشاشاتی داد که قرار بود جان خیلی‌ها را بگیرد و خانواده‌های بسیاری را داغدار کند.

ملینای 3 ساله آن روزها فارغ از این هیاهوها تنها هوای بازی در سر داشت و نمی‌دانست که غول‌های بی شاخ و دم قصد جان کودکان این سرزمین را دارند؛ خبر نداشت که حرمله‌ها باز حمله کرده‌اند و شمرها از ترس مردم بی‌گناه را می‌کشند.

گویی بخش‌هایی از سال 61 هجری و کاروان اسرای کربلا در پنجشنبه 18 دی ماه در کرمانشاه در حال تکرار بود؛ باز هم دختری سه ساله، باز هم حمله اشقیا؛ اما این بار نه با سیلی بلکه با گلوله آتشین. 

پدر می‌گوید ملینا سرما خورده بود و باید برای خرید دارو به داروخانه می‌رفت اما غافل از اینکه خولی‌های زمانه و گماشته‌های آمریکا و اسرائیل اسلحه به دست در کمین فرزندان ایران هستند؛ دخترک نازدانه را با خود همراه کرد و نمی‌دانست آخرین لحظاتیست که گرمای دستان کوچک دخترش را در دستان خود حس می‌کند.

پدر وقتی به خود آمد که گلوله‌ای آتشین نازدانه او را در خون غرق کرده بود و جسم نیمه‌جان فرزندش را در آغوش گرفت تا خون او روی دستان و لباس پدر به یادگار بماند. اما ضجه‌های پدر فایده نداشت و ملینا عزم سفر کرده بود و می‌خواست میهمان رقیه باشد.

و اما مادر ملینا؛ پدر می‌گوید مادر چند روزی زبان بسته بود. معلوم نیست بر مادرش چه گذشت آن لحظه که جنازه فرزند آغشته به خونش را در آغوش همسرش دید.

پدر مدام از رد خون دخترش روی دست و لباسش و ذوق ملینا برای موهای بافته شده‌اش می‌گوید؛ کسی چه می‌داند شاید آن لحظه که اشقیا در فکر کشتن ملینای بی‌گناه بودند ملینا در فکرش ذوق پیچ و تاب موهایش را داشته است. 

مادر اما در روز تشییع پیکر ملینا از خشکی گلوی فرزندش و تشنگی او می‌گوید؛ ناخودآگاه به یاد این روایت افتادم که وقتی در روز عاشورا خیمه‌ها را آتش زدند و اهل بیت(ع) رو به فرار گذاشتند، دختری کوچک گوشۀ جامه‌اش آتش گرفته بود. سراسیمه به اطراف می‌دوید و اشک می‌ریخت و از شدت عطش لب‌هاش کبود شده بود. شمر جلو آمد و چنان سیلی به صورت آن نازدانه زد که عرش خداوند به لرزه درآمد.

یزید و همراهانش در سال 61 هجری در روز عاشورا و در کربلا سر بریدند و خیمه اهل بیت(ع) را به آتش کشیدند و در چند روز گذشته نیز دیدیم که یزیدیان و اشقیای زمانه بسیار وحشیانه‌تر سر بریدند، زنده زنده سوزاندند، اماکن مقدس و کتاب خدا را به آتش کشیدند و به کودک 3 ساله هم رحم نکردند.

ملینا این دختر سه‌ساله‌ سلاحی در دست نداشت، اما نامش بر تارک تاریخ باقی خواهد ماند؛ چرا که او با خون خود دستگاه ظلم را رسوا کرد و همچون رقیه(س) که در خرابه‌های شام بی‌آنکه سخنی سیاسی یا شعاری حماسی بر زبان آورد، پرده از چهره واقعی دشمنان دین برداشت. مظلومیتی که او به نمایش گذاشت، چنان عمیق بود که وجدان هر انسانی را بیدار و چهره آمریکا و اسرائیل را بیش از پیش نمایان می‌کند.

ملینای سه ساله سندی زنده بر بطلان ادعاهای دشمن شد؛ آنان که ادعای حمایت از ملت ایران را داشتند چگونه به کودکی بی‌گناه چنین ستم روا داشتند؟ همین مظلومیت، کافیست تا مشروعیت دشمنان تا ابد زیر سؤال برود.

هرچند داغ ملینا و ملیناهای دیگر برای ملت ایران سنگین است اما خون او تصویری از ظلم و ستم بی حد و مرز استکبار را نشان می‌دهد و بر این عبارت که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» تأکید دارد.

انتهای پیام/