بعد از جنگ 12روزه هنگامه خلق درام سینمایی از حوادث اخیر است

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بعد از اتفاقات بسیار تلخ و وحشتناکی که روزهای گذشته در کشور رخ داد، دل‌های بسیاری از مردم وطن‌دوست ایرانی جریحه‌دار شد، از اموال و اماکن عمومی که نابود شد گرفته تا سربازان و مدافعان امنیت کشور که برای کشور و این خاک مقدس به شهادت رسیدند.

آنچه ورای تحلیل‌های گوناگون اهمیت دارد، این است که نخست وزیر رژیم صهیونیستی به‌روشنی اذعان کرد که مأموران موساد و اسرائیل میان آشوبگران و کف خیابان‌های تهران در حال مبارزه مسلحانه علیه ایران و ایرانی هستند تا نظام جمهوری اسلامی ایران سرنگون شود؛ جنگی روشن و تمام‌عیار که آن را باید مرحله دوم حمله اسرائیل توسط مأموران و مزدورانش در تهران و شهرهای ایران معنا کرد.

اما آنچه مهم است ثبت این وقایع از زبان سینماست، سینما را آینه واقعیت‌ها می‌دانند که در انعکاس حوادث و انتقال آن به نسل‌های بعد نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. حمله اسرائیل به ایران در جریان جنگ 12روزه خیلی زود واکنش سینمای ایران را برانگیخت و از فیلم کوتاه تا مستند و سینمایی (که در جشنواره فیلم فجر شاهد خواهیم بود) خود را نشان داد. فیلم کوتاه «دریچه»، و مستندهایی مانند «کد700»، «راش»، «نام جاوید وطن»، «برای ماهان»، «نجوای چیزها» و در سینمای بلند «ماجرای نیمه‌شب»، «قمارباز»، «کافه سلطان» و... نمونه‌هایی از فیلم‌هایی هستند که مرتبط با جنگ 12روزه ساخته شده‌اند.

حالا در مواجهه با اتفاقات اخیر که آن را باید یک جنگ خیابانی عنوان کرد، ضرورت ساخت فیلم و آثار نمایشی بیش از قبل حس می‌شود، خصوصاً آنکه فضای اتفاقات اخیر به ژانر حادثه‌ای، جنایی و اکشن بسیار نزدیک است و همین موقعیت دراماتیک بسیار مهم و جذابی را برای سینما فراهم می‌کند، چنانچه در اوایل انقلاب فیلم‌های سیاسی و حادثه‌ای فراوانی درباره روزهای انقلاب و ساواک و فساد پهلوی ساخته شد، کارهایی مانند «توحید» یا «ترن».

نگاهی به عملکرد دستگاه‌ها و جریانات هنری و سینمایی کشورهای گوناگون در مواقع حساس و تاریخی نشان می‌دهد که همواره سینمای غرب و شرق نسبت به حوادث تاریخی و سیاسی خود بسیار حساس و کنش‌گر بوده است، این حس‌وحالت باید در سینما و جریان هنری و نمایشی ما بیش از قبل نمود داشته باشد،

این مورد نیز تنها متوجه صداوسیما یا بنیادها و ارگان‌های سینمایی دولتی و حاکمیتی نیست بلکه نمایش خانگی که از سرمایه در گردش همین کشور ارتزاق می‌کند و با فعالین فرهنگ و هنر ایران ساخته و بنا می‌شود و امروز مخاطب میلیونی دارد، باید خودی از خود نشان بدهد، چنانچه در زمینه‌های کمدی، سرگرمی و اجتماعی فعالیت دارد باید در زمینه‌های ملّی و میهنی نیز «امروز» دست به کار شود و تا دیر نشده است مردم را با واقعیت‌هایی مانند جاسوسان و مزدوران وطن‌فروش آشنا کند.

نکته مهم دیگر موضوع تاریخ است، شناخت درست و بی‌پرده دستگاه فاسد پهلوی و تاریخ انقلاب اسلامی را نمی‌توان بی‌اهمیت دانست. با وضعیت آموزشی تاریخ در مدارس ما و سم‌پاشی انحرافی که در فضای مجازی نسبت به تاریخ انقلاب و تطهیر رژیم پهلوی انجام می‌شود، باید آثاری دقیق و باکیفیت درباره دوران منحوس و فاسد پهلوی ساخت، دست ما از نظر مستند در این زمینه نسبتاً پر است، کارهای خوش‌ساخت و مهمی درباره دوران رژیم پهلوی ساخته شده است اما هنوز در زمینه فیلم و سریال خصوصاً در نمایش خانگی کار شاخصی صورت نگرفته است، نه‌تنها این رویه ایجاد نشده است بلکه آثاری هم ساخته شده است که از دستگاه امنیتی خشن تحت نظر موساد یعنی ساواک تصویری صورتی و مهربان نشان دادند.

سریال تاسیان نمونه برجسته همین نگاه بود که رسماً به سفیدشویی پهلوی دست زد و یک تصویر بسیار زیبا و سفید از رژیم پهلوی و دوران حاکمیت آن نشان داد. «نگاهی صورتی» که در مدتی کوتاه بعد از ساخت آن ضمن اثرگذاری که در افکار عمومی جوانان با تطهیر پهلوی داشت، شاهد ریخته شدن خون  مردم مظلوم ایران در خیابان‌ها شدیم.

ارگان‌ها نیز باید ضمن ساخت و تولید آثار دیگر این رویه را در پیش بگیرند. آشنایی جوانان و مردم با تاریخ سیاسی کشور امروز از نان شب برای دستگاه‌های فرهنگی کشور واجب‌تر است. زمانی که مسیر تاریخ انقلاب در فیلم‌های کمدی ما مدام به‌شوخی گرفته می‌شود چرا نباید چند فیلم جدی هم درباره فساد دستگاه پهلوی حتی با زبان کمدی ساخته شود؟ این مسیر باید به همان قدرتی که در فیلم‌های کمدی و اجتماعی در سال‌های اخیر ساخته شده است، ادامه پیدا کند تا زمینه شفافیت برای افکار عمومی و جوانان نسبت به فساد رژیم پهلوی و همچنین حوادث مهم تاریخ انقلاب بیان شود.

از این روزها نباید به همین سادگی عبور کرد بلکه باید قدردان لحظاتی بود که مردم برای حفاظت از ملت و این کشور مانند 22 دی به خیابان‌ها آمدند و باید آن را در پرده نقره‌ای به تصویر کشید.

انتهای پیام/+