سقوط نقاب تمدن؛ روتین دزدان دریایی کاراکاس

به گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، در جهان سیاست و روابط میان ملت‌ها، همواره باوری عمومی وجود داشت که بشر مدرن توانسته است بر خوی سرکش و غریزی خود لگام بزند. اندیشمندان و فیلسوفان بر این گمان بودند ما وارد عصری شده‌ایم که در آن «قانون» و «کلام» جایگزین زور بازو شده است؛ وضعیتی که در آن نظمی نمادین و نامرئی بر رفتار دولت‌ها حکومت می‌کند تا جهان به «جنگلی بی‌قانون» بدل نشود اما رخدادهای سال‌های اخیر، بویژه رفتارِ حیرت‌انگیز هفته گذشته ایالات متحده در قبال کشور ونزوئلا و شخص نیکلاس مادورو، همچون پتکی سنگین، این ویترین شیشه‌ای و شکننده را در هم شکست. آنچه امروز شاهد آن هستیم، فروریختن اعتبار نهادهایی است که قرار بود حافظ امنیت باشند اما اکنون خود به ابزاری برای قانونی جلوه دادن بی‌قانونی تبدیل شده‌اند.

داستان ونزوئلا، تنها یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه نقطه‌ عطفی است که نشان می‌دهد چگونه «دیپلماسی» جای خود را به «راهزنی» داده است. زمانی که دولت ایالات متحده، با زیر پا گذاشتن تمام عرف‌های دیپلماتیک چندصد ساله، برای دستگیری رئیس‌جمهور قانونی یک کشور جایزه تعیین می‌کند و آشکارا طرح‌هایی نظامی برای ربودن او می‌چیند، ما دیگر با یک دولت به معنای متعارف آن روبه‌رو نیستیم.

این رفتار، یادآور دوران تاریک دزدان دریایی است؛ با این تفاوت که راهزنان امروز، لباس‌های آراسته بر تن دارند و پشت تریبون‌های رسمی سخن می‌گویند. در نظریات جدید سیاسی، این وضعیت را «تعلیق قانون» می‌نامند؛ حالتی که در آن اربابان قدرت، خود را فراتر از هر قاعده و کیفری می‌دانند و برای مخالفان‌شان، هیچ حق حیاتی قائل نیستند.

اقدام علیه مادورو و تلاش برای غارت منابع طلا و نفت ونزوئلا به بهانه‌ دموکراسی، پرده از واقعیتی برداشت که سال‌ها پنهان مانده بود: اینکه در منطقِ لیبرالیسمِ غربی، حاکمیت ملی کشورها تنها تا زمانی محترم است که در خدمت منافع مرکز قدرت باشد. اما برای فهمِ دقیق این خشونت سیستماتیک، نباید دچار خطای دید شویم و آن را یک اتفاق نادر بپنداریم. این رفتار، ریشه در تاریخ و ماهیت تمدنی دارد که خود را پشت واژگان زیبایی چون «حقوق بشر» پنهان کرده است.

نگاهی به تاریخ ایالات متحده حقیقتی هولناک را آشکار می‌کند؛ کشوری که در طولِ حیات 250 ساله‌ خود، تنها 16 سال را در صلح کامل و بدون جنگ سپری کرده است(!) این آمار تکان‌دهنده نشان می‌دهد جنگ و بحران‌سازی، نه یک استثنا، بلکه موتورِ محرک و تنفس حیاتی این ساختار است.

 از بمباران‌های اتمی هیروشیما و ناگازاکی که در آن علم و تکنولوژی به خدمت کشتار جمعی درآمد تا کودتاهای خونین در نقاط مختلف جهان، همگی اجزای یک پازل واحد هستند. حتی پدیده‌های شومی مانند هیتلر و فاشیسم را نباید جدا از تمدن غرب دانست؛ آنها محصول همان عقلانیتی بودند که معتقد بود برای رسیدن به هدف، می‌توان اخلاق را قربانی و انسان‌ها را همچون اعداد و ارقام مدیریت کرد.

کوره‌های آدم‌سوزی دیروز و تحریم‌های ویرانگرِ امروز که معاش مردم عادی را هدف می‌گیرند، هر دو از یک آبشخور فکری سیراب می‌شوند: «حذف دیگری برای بقای خود». این تراژدی زوال اخلاق، امروز در ویرانه‌های غزه به اوج رسیده است.

آنچه در 2 سال اخیر در فلسطین گذشت، آزمونی بود که نقاب از چهره‌ مدعیان تمدن برداشت. حمایت تمام‌عیار غرب از کشتار هزاران کودک و زن بی‌دفاع و سکوت مرگبار در برابر این نسل‌کشی، نشان داد مفاهیمی چون «حقوق بشر» دارای استانداردی دوگانه است.

در نگاه این نظمِ رو به زوال، انسان‌ها به 2 دسته‌ «ارزشمند» و «بی‌ارزش» تقسیم شده‌اند؛ جایی که خون مردمان غرب آسیا یا آمریکای لاتین، همسنگ منافع سیاسی غرب نیست. ماجرای ونزوئلا و غزه، 2 روی یک سکه‌اند؛ یکی تلاش برای ترور سیاسی و فیزیکی یک رهبر مستقل و دیگری تلاش برای حذف فیزیکی یک ملت. هر 2 نشان‌دهنده‌ سیاستی هستند که اندیشمندان آن را «سیاست مرگ‌مدار» می‌نامند؛ قدرتی که می‌خواهد حق حیات و ممات دیگران را در دست گیرد.

در نهایت، مجموع این رخدادها - از تاریخ سراسر جنگ آمریکا و ریشه‌های خشونت در غرب گرفته تا راهزنی آشکار در پرونده‌ مادورو و فاجعه انسانی در غزه - پیامی روشن برای جهانیان دارد: نظمِ نمادین و اخلاقی گذشته فروریخته و دیگر نمی‌توان به ساختارهای بین‌المللی که بازیچه‌ دست قدرتمندان هستند، امید بست.

غرب نشان داد آن دژ مستحکمِ دموکراسی که وعده‌اش را می‌داد، بر پایه‌هایی سست و لرزان بنا شده است. امروز ملل بیدار دریافته‌اند امنیت و عزت، نه در گدایی لبخند دیپلماتیک بیگانگان، بلکه در تکیه بر قدرت درونی و ایستادگی بر اصول نهفته است.

تاریخ ثابت کرده است دوران یکه‌تازی‌های بی‌هزینه به پایان رسیده و هرچند ظلم ممکن است صباحی چند جلوه‌گری کند اما دوام نخواهد داشت، چرا که واقعیت عریان این خشونت، وجدان خفته‌ بشریت را بیدار کرده و راه را برای نظمی نوین و عادلانه‌تر هموار می‌کند.

منبع:  وطن امروز 

انتهای پیام/