یادداشت| قدرت فضایی ایران؛ آینه‌ای برای دیدن آینده مستقل کشور

به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، دکتر حسین شریفی، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد استان گیلان طی یادداشتی نوشت:

پرتاب هم‌زمان سه ماهواره سنجشی، صرفنظر از جزئیات فنی هر مأموریت، رخدادی است که باید آن را فراتر از یک خبر علمی یا موفقیت صنعتی دید، این واقعه، در لایه‌ای عمیق‌تر، به بازتعریف نسبت ایران با فناوری پیشرفته، قدرت، هویت و آینده تعلق دارد، در جهانی که فضا به یکی از میدان‌های اصلی رقابت ژئوپلیتیک و نماد توان ملی بدل شده، حضور فعال ایران در مدار زمین، حامل پیام‌هایی چندلایه است؛ پیام‌هایی که از استقلال فناورانه تا ملی‌گرایی تکنولوژیک و از بازسازی اعتمادبه‌نفس ملی تا بازتعریف معنای قدرت در عصر داده امتداد می‌یابد. 

1. فضا؛ از رؤیای علمی تا میدان قدرت
در دهه‌های اخیر، فضا دیگر صرفاً قلمرو دانشمندان و ماجراجویان علمی نیست. ماهواره‌های سنجشی، ناوبری و مخابراتی به زیرساخت‌های حیاتی دولت‌ها تبدیل شده‌اند؛ زیرساخت‌هایی که امنیت، اقتصاد، مدیریت سرزمین، کشاورزی، محیط‌زیست و حتی حکمرانی داده محور را ممکن می‌سازند. در این چارچوب، قدرت فضایی به‌مثابه قدرت نرم – سخت ترکیبی عمل می‌کند: نرم از آن جهت که نماد پیشرفت، عقلانیت و آینده نگری است و سخت از آن رو که ظرفیت‌های راهبردی و امنیتی تولید می‌کند. 

برای ایران، ورود پایدار به این میدان، نه تقلید از قدرت‌های بزرگ، بلکه پاسخی بومی به ساختار نابرابر نظام بین‌الملل است؛ نظامی که در آن دسترسی به فناوری‌های پیشرفته همواره مشروط، سیاسی و تبعیض‌آمیز بوده است. 

2. پرتاب سه ماهواره؛ فراتر از عدد و آمار
پرتاب هم‌زمان سه ماهواره سنجشی، از منظر نمادین، بیانگر عبور از پروژه‌های تک نمونه‌ای به توانمندی سامانه‌ای است. در ادبیات سیاست علم و فناوری، این گذار نشانه بلوغ است؛ یعنی توان طراحی، ساخت، پرتاب و بهره‌برداری هم‌زمان از چند سامانه با مأموریت مشخص. 

در سطح رسانه‌ای، عدد «سه» شاید تنها یک تیتر جذاب باشد، اما در سطح هویتی، پیام آن روشن است: ایران در حال تثبیت خود به‌عنوان بازیگری فعال و نه حاشیه‌ای در اقتصاد و سیاست فضایی است. این تثبیت، به‌ویژه در شرایط فشارهای خارجی و تحریم‌های فناورانه، معنایی دوچندان می‌یابد و روایت «نمی‌شود» را به چالش می‌کشد. 

3. ریشه‌های معنایی قدرت فضایی در تجربه ایرانی
قدرت فضایی ایران را نمی‌توان بدون توجه به ریشه‌های تاریخی و معنایی آن فهم کرد. تجربه تاریخی ایران معاصر، آکنده از مواجهه با عقب‌ماندگی تحمیلی، وابستگی فناورانه و تحقیر ساختاری در نظم جهانی بوده است. از این منظر، فناوری‌های پیشرفته – از هسته‌ای و نانو تا فضایی – تنها ابزارهای فنی نیستند، بلکه ابزارهای بازسازی شأن و شوکت ملی‌اند. 

فضا، به‌دلیل فاصله نمادین‌اش از زندگی روزمره و پیوندش با «آینده»، جایگاه ویژه‌ای در تخیل جمعی دارد. دستیابی به مدار زمین، در ناخودآگاه اجتماعی، معادل رسیدن به سطح قدرت‌های بزرگ تلقی می‌شود. این همان جایی است که فناوری به معنا تبدیل می‌شود و پروژه فضایی، به پروژه هویت. 

4. ملی‌گرایی تکنولوژیک؛ میان افتخار و عقلانیت
مفهوم ملی‌گرایی تکنولوژیک در این‌جا اهمیت می‌یابد. این نوع ملی‌گرایی، نه مبتنی بر دیگران، بلکه بر خوداتکایی، اعتمادبه‌نفس و توان رقابت است. پرتاب ماهواره‌ها، به‌ویژه زمانی که با تکیه بر دانش بومی انجام می‌شود، احساس «ما می‌توانیم» را بازتولید می‌کند؛ احساسی که در جامعه‌ای با فشارهای اقتصادی و روانی، کارکردی ترمیم‌گر دارد. بااین‌حال، ملی‌گرایی تکنولوژیک اگر از عقلانیت سیاست‌گذاری جدا شود، می‌تواند به شعار زدگی یا اغراق رسانه‌ای بینجامد. چالش اصلی، تبدیل این افتخار نمادین به منافع ملموس برای زندگی مردم است: از بهبود مدیریت منابع آب و کشاورزی تا پیش‌بینی بلایای طبیعی و توسعه خدمات داده محور. 

5. فضا و سیاست روایت
قدرت فضایی، همان قدر که به موشک و ماهواره وابسته است، به روایت نیز نیاز دارد. روایت مسلط غربی، برنامه‌های فضایی کشورهای مستقل را اغلب در چارچوب نگرانی امنیتی یا تهدید بالقوه بازنمایی می‌کند. در مقابل، ایران نیازمند روایتی است که بر کارکردهای غیرنظامی، توسعه‌ای و انسانی فناوری فضایی تأکید کند. ماهواره‌های سنجشی، ابزار مدیریت محیط‌زیست، پایش فرسایش خاک، کنترل آلودگی و برنامه‌ریزی شهری‌اند. برجسته‌سازی این کارکرد ها، می‌تواند گفتمان فضایی ایران را از امنیتی‌سازی صرف خارج کرده و به سرمایه‌ای برای دیپلماسی علمی و فناوری تبدیل کند. 

6. نهادهای فضایی و پیوست نهادی قدرت
موفقیت‌های فضایی، حاصل کنش فردی یا پروژه‌های مقطعی نیستند، بلکه نتیجه انباشت نهادی‌اند. نهادهایی چون سازمان فضایی ایران و مراکز پژوهشی و دانشگاهی مرتبط، در کنار بازیگران دفاعی و صنعتی، شبکه‌ای از کنشگران را شکل داده‌اند که توان تولید فناوری پیچیده را ممکن کرده است. 

این شبکه، اگر با حکمرانی شفاف، سرمایه‌گذاری پایدار و پیوند با بخش خصوصی تقویت شود، می‌تواند موتور یک زیست‌بوم فضایی واقعی باشد؛ زیست‌بومی که فراتر از پرتاب، به اقتصاد فضا می‌اندیشد. 

7. قدرت فضایی و آینده حکمرانی
در عصر داده، کشوری که داده مستقل ندارد، قدرت تصمیم‌گیری مستقل هم نخواهد داشت. ماهواره‌های سنجشی، یکی از منابع اصلی داده‌های راهبردی‌اند. از این منظر، قدرت فضایی ایران را باید بخشی از پروژه کلان حاکمیت داده دانست؛ پروژه‌ای که امنیت، توسعه و عدالت فضایی (به معنای توزیع متوازن خدمات و زیرساخت‌ها) را به هم پیوند می‌زند. 

پرتاب سه ماهواره، اگر با برنامه بهره‌برداری شفاف و دسترسی نهادهای مدنی، دانشگاهی و اقتصادی به داده‌ها همراه شود، می‌تواند به ارتقای کیفیت حکمرانی منجر شود. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که دستاورد فضایی در سطح نماد باقی بماند. 

8. جمع‌بندی؛ فضا به‌مثابه آینه آینده
قدرت فضایی ایران، آینه‌ای است که جامعه در آن، تصویر آینده خود را می‌بیند: آینده‌ای وابسته یا مستقل، مصرف‌کننده یا تولیدکننده، حاشیه‌ای یا اثرگذار. پرتاب هم‌زمان سه ماهواره سنجشی، نشانه‌ای است از انتخاب مسیر دوم؛ مسیری دشوار، پرهزینه، اما معنادار و مثمرثمر.

انتهای پیام/