اسلحه باید با دشمن تناسب داشته باشد
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 03 دی 1404 - 12:09
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، هر حرکت و جنبش اجتماعی، ادبیات مختص به خود را میطلبد. مارکس و انگلس با نگارش «مانیفست کمونیست»، جرقهای برای انقلاب کارگری زدند و آن را به کتاب راهنمای نخستین کارگران تبدیل کردند. مفاهیمی مانند کار، کارگر، ارباب و بنده، شالوده این اندیشه را تشکیل دادند. اما پرسش اینجاست که این مفاهیم در کدام بستر شکل گرفتند و چگونه تثبیت شدند؟ آیا میتوان گفت که اندیشه چپ صرفاً با یک مانیفست چندصفحهای تا امروز باقی مانده است؟ مسلماً چنین نیست.
آنچه اندیشه را استوار میکند
برای توضیح این امر، میتوان به نویسندهای مانند ماکسیم گورکی اشاره کرد. او با آثاری مانند «مادر» و «دانشکدههای من»، به روایت زندگی کارگران و تقابل آنان با صاحبان قدرت پرداخت. گورکی با خلق داستانهایی از رشادتها و ضرورت اتحاد کارگران، اندیشه کمونیستی را مستحکم و پیش برد. از سوی دیگر، وقتی لیبرالیسم در عصر روشنگری متولد شد، اندیشمندانی از جان لاک تا جان استوارت میل، پایههای فکری آن را بنا نهادند. مفاهیمی چون حقوق طبیعی، تفکیک قوا و آزادی بیان، به تدریج شکل گرفتند و از همان آغاز، کامل و آماده نبودند. بنابراین، هویت سرمایهداری نیز با خلق ادبیاتی حول محور خود استوار ماند.
انقلاب اسلامی و زایش ادبیاتی نو
این دو مکتب، از تأثیرگذارترین جریانهای فکری هستند که تا امروز پویایی خود را حفظ کردهاند. با وقوع انقلاب اسلامی، نیاز به ادبیاتی احساس شد که بتواند مبانی این انقلاب را تقویت کند. این اندیشه، نه با مفاهیم راستگرایانه و نه با ادبیات چپ مارکسیستی سازگار بود؛ بنابراین جهان را وارد مرحلهای تازه کرد. انقلابهای فرانسه و شوروی، ریشه در سنتهای فکری غرب داشتند، اما آنچه در ایران رخ داد، ماهیتی متفاوت داشت. در نتیجه، ادبیات مورد نیاز مردم برای پیشبرد این انقلاب نیز میبایست متفاوت میبود.
در آغاز، گروههای چپ با استفاده از شبنامهها و داستانهای روسی، محافلی تشکیل دادند، اما به دلیل تضاد با ماهیت انقلاب و روحیه مردم، به حاشیه رانده شدند. مردم ایران به ادبیاتی نیاز داشتند که بتواند این حرکت عظیم را نه تنها روایت، بلکه تثبیت و هدایت کند. از این رو، جنس ادبیات، تفکر و حتی فلسفیدن، با آنچه تا آن زمان در جهان متداول بود، تفاوتی اساسی یافت.
مقاومت؛ مفهومی محوری
یکی از مفاهیم کلیدی که امام خمینی (ره) از ابتدا بر آن تأکید داشتند، «مقاومت» بود. ایشان با استناد به آیه «قَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ» میفرمودند «قرآن همه بشر را به مقاتله برای رفع فتنه دعوت میکند. یعنی جنگ تا رفع فتنه در عالم. اگر مستکبران با جنگ به جای خود بنشینند، این رحمت است بر امتی که مستکبر بر او غلبه کرده است.» (امام خمینی، 1363)
این سخن در اوج جنگ ایران و عراق بیان شد. شاید در آن شرایط، جامعه آرزوی آرامش داشت، اما درس امام این بود که آرامش در فضای جنگی به سود هیچکس نیست؛ بلکه در همان حال، باید بیشتر درباره جنگ و مقاومت سخن گفت.
اسلحه باید با دشمن تناسب داشته باشد
امروز نیز وضعیت تفاوت چندانی نکرده است. به تصریح رهبر معظم انقلاب، نبرد امروز، جنگی تبلیغاتی، هویتی و معنوی است. تولید «ادبیات مقاومت» در اینجا معنا پیدا میکند. تنها زندگی در کانون مقاومت اسلامی و در قلب آن یعنی ایران، خود نیازمند مجاهدت است، چه رسد به ایستادگی در برابر نیرویی مانند اسرائیل.
در گذشته، کارگران برای بقا در برابر نظامهای استثماری قیام کردند و ادبیات متناسب با آن پدید آمد. اما این ادبیات، پاسخگوی نیاز امروز ما نیست. باید بین دشمن و اسلحه تناسب برقرار باشد؛ نمیتوان ادعای «مبارزه تا رفع فتنه در عالم» داشت، اما حکمت و علم را از سندیکاهای کارگری یا نظامهای سرمایهداری وام گرفت. چنین رویکردی، راه را برای شکست در جنگ هویتی هموار میکند. ادبیات مقاومت، تنها روایتگر مبارزه نیست، بلکه سلاحی است که باید در اندازه و قواره دشمن امروز ساخته شود.
یادداشت از: محمد فیضی، کارشناس و پژوهشگر
انتهای پیام/