ولید بن طلال؛ میلیاردر سعودی تبار صهیونیست مذهب

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، احمد الحباسی تحلیلگر مسایل بین المللی در مقاله‌ای در پایگاه خبری پانوراما الشرق الاوسط با اشاره به مواضع وقیحانه اخیر ولید بن طلال شاهزاده میلیاردر سعودی نوشت: ما در جهان عرب عادت کرده‌ایم که مال با سیاست عجین شود، عادت کرده ایم که برخی‌ها امول مشکوک خود را در پروژه های موهوم خیریه پاک کنند، همچنین عادت کرده ایم که برخی از عرب‌ها با تزریق دلارهای خود در ستادهای انتخاباتی برخی از کاندیداهای ریاست جمهوری در غرب بر سر رسیدن آنها به قدرت قمار کنند؛ علاوه بر اینها ما عادت کرده ایم که برخی مانند سعد حریری اموالی که از راه حرام به دست آورده اند را با ورود در عرصه های سیاسی و مناصب سیاسی پاک کنند، اما چیزی که هنوز برخی آن را نمی دانند، این است که برخی ثروتمندان عربی اموال خود را در راستای مشارکت در پروژه های صهیونیسم جهانی و طرح های اعلام شده آنها برای ضربه زدن به منافع کشورهای عربی به کار می‌گیرند.

هنگامی که ولید بن طلال با رابرت مرداک صهیونیست شریک تجاری شد، من دقیقا معنی سخن و اصرار شیخ عبدالناصر جبری دبیرکل جنبش الامة را متوجه نمی‌شدم که اظهارات وقیحانه وی را محکوم می‌کرد و او را به جانبداری از صهیونیست‌ها متهم می‌کرد.

اظهارات اخیر ولید بن طلال در راستای هویت اخلاقی و حرفه ای وی است، حتی اگر از سوی برخی خجالت‌آور باشد. این‌ها اظهاراتی بود که بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل نیز جرأت بیان آن را نداشت.

میلیاردر سعودی در این اظهارات بر موضع بسیاری از عناصر خاندان حاکم سعودی صحه گذاشت که به خدمتگذاری به پروژه های صهیونیست عادت کرده‌اند. اتفاقاتی که ما در سوریه و عراق و لبنان می‌بینیم بخش کوچکی از این توطئه پلید است. البته روی سخن ما با ولید بن طلال است که در گفتگو با شبکه اقتصادی بلومبرگ مدعی شد که عربستان سعودی و کشورهای عربی و مسلمانان اهل تسنن از حمله اسرائیل به ایران استقبال می‌کنند، البته بهتر بود وی تنها به نمایندگی از دولت سعودی خود سخن می گفت، چرا که موضع علنی عربستان علیه ایران و مقاومت و علیه آرمان فلسطین و علیه تمام آرمان‌های عربی است.

طلال با صراحت کامل گفت که ما و اسرائیل نگران برنامه هسته ای ایران هستیم، وی گفت که اسرائیلی ها نیز مانند سعودی ها در مورد کشیده شدن باراک اوباما به سمت ایران احساس ترس می کنند، مسلمانان و کشورهای عرب قطعا از صراحت لهجه شاهزاده استقبال می‌کنند و از وی تشکر می‌کنند که این بار موضع خود را منحصر در حاکمیت عربستان و اسرائیل کرد. این واقعیت البته نیاز به ارائه دلیل و مستندات ندارد؛ چرا که همه می‌دانند این شاهزاده سعودی به صورت علنی از مسایلی صبحت می‌کند که برخی از سران این رژیم در خفا و در اتاق‌های در بسته سیاسی از آن سخن می‌گویند، همه می‌دانند که اقدامات بندر بن سلطان رئیس سازمان جاسوسی عربستان در کشتار و ویرانی و تروریسم در سوریه از لحاظ اهداف و عوامل، متفاوت از اظهارات ولید بن طلال  و ائتلاف اعلام شده وی با صهیونیسم جهانی نیست. طبیعتا موضع ولید در مورد سوریه نیز همان موضع بندر خواهد بود و طبیعتا وی نیز آن را هدف قرار داده و پرونده سلاح های شیمیایی سوریه و دروغ‌هایی را متوجه دولت سوریه خواهد کرد.

البته این موضع، یک موضع سیاسی به حساب نمی آید؛ بلکه یک موضع بر علیه مقاومت عربی و وجدان عربی به شمار می‌رود که در مقاومت نمود پیدا کرده است؛ این اظهارات حاصل "متعه" خبیث و ناپاک اموال عربی با پروژه‌های صهیونیسم در منطقه است.  

ولید همان وزیر سابق امور مالی عربستان سعودی است که در زمان تحویل دادن سمت خود این وزارتخانه را تنها با 217 ریال تحویل داد؛ حال باید دید آیا اموال وزارتخانه بود که به بانک‌های سوئیس جاری شد؛ آیا این اموال است که ثروت افسانه ای وی را تولید کرده است؟ چه کسی باور می کند تمام این ثروت از همان مبلغ اندک 30 هزار دلاری باشد که وی از پدرش قرض کرده بود؟ این موضوع را حتی نشریه اکونومیست نیز مطرح کرده و به ابهامات ثروت افسانه ای و ناگهانی ولید بن طلال پرداخته است؛ واقعیت منطقی این است که تمایلات امیر سعودی و گرایشهای صهیونیسم جهانی به سمت وی ناشی از یک رابطه عاطفی ناگهانی نیست؛ بلکه نشان از ازدواج اموال نفتی سعودی و اموال صهیونیسم جهانی است که اموال لبنانی را نیز از طریق خانواده امیر وارد خود کرده است، در همین راستا شبهه هایی در مورد یکی از نخست وزیران سابق لبنانی مطرح است.از اینجاست که منطق و عشق و علاقه فراوان ولید بن طلال به صهیونیست‌ها مشخص می شود و به سرتیتر مجله آمریکایی تایم نیز راه پیدا می‌کند.

به این ترتیب است که مشخص می شود چگونه ولید بن طلال تنها با سی هزار دلار به یکی از ثروتمندترین مردان جهان تبدیل می شود.

با وجود شبکه رسانه ای روتانا [متعلق به ولید بن طلال] و با بی بند و باری ها و رسوایی های اخلاقی و فیلم های بی محتوا متعلق به شراکت دو جانبه رابرت مرداک با ولید بن طلال، ای بیننده محترم عربی باید وجدان خود را در دیدن ساق‌های لخت و صحنه های شهوت انگیز بگذاری و باید فراموش کنی که یک مسلمان عرب هستی و سرزمین عربی را به اشغال برده‌اند. باید فراموش کنی که قهرمانان عرب در ابوغریب مورد تجاوز قرار می گیرند و کودکان با تسلیحات ممنوعه غربی و آمریکایی می‌سوزند، باید فراموش کنی که کرامت عربی از بین رفته و خائنان با آزادی گشت و گذار می کنند و هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی در پایگاه‌های خلیج [فارس] با آزادی تردد می‌کنند، پایگاهی که حتی از اتاق خواب حاکمان مزدور عرب نیز جاسوسی می‌کنند.

این کار روتانا است، روتانا هروئین ساخته شده به دست صهیونیست‌هاست تا افکار عومی و عقل عربی خود را ازیاد ببرد؛ روتانا می خواهد ما خود را با صحنه های رقص فراموش کنیم، آنهم در شرایطی که آنها آرمان فلسطین و تمام آرمان های عربی را از بین برده‌اند، با این حال ما شب‌ها را با دیدن برنامه های روتانا صبح کنیم.

شاید اظهارات ولید بن طلال علیه مقاومت و سوریه و ایران بیهوده نباشد، چرا که وی انتقال دهنده صادق ایده‌های صهیونیسم افراطی است؛ نگاهی به رابرت مرداک شریک ولید بن طلال و بویژه زندگی وی نشان می دهد که این شراکت تاثیرات زیادی بر اوضاع کشورهای عربی داشته است؛ این مرد تنها یک یهودی نیست، بلکه یک یهودی راست گرای افراطی است و به شدت عاشق صهیونیسم است؛ طبعا وی به رویکردهایی متمایل خواهد بود که در راستای خدمت به موسسات اطلاع‌رسانی این جریان در دنیا کار می‌کنند.

در این مقیاس می‌توان مرداک را تاثیرگذارترین فرد در میان افراط‌گرایان مسیحی و آمریکا معروف به نومحافظه کاران در دولت آمریکا دانست که طرح حمله به عراق را تهیه کردند. اینجاست که ضرب المثل عربی مصداق پیدا می‌کند که می‌گوید: «بگو با چه کسی هم‌نشینی تا من بگویم چطور آدمی هستی.»

انتهای پیام/