بازگشت به خویشتن تئاتر، بعد از انقلاب تجربه شد/برای بچه‌های جنگ کم کار کرده‌ایم

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، بهروز بقایی بقایی متولد1332 در محله عشرت‌آباد تهران است، اما دوران تحصیلی خود را تا دانشگاه در شهرستان رشت گذرانده است. او دارای مدرک کارشناسی بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای دراماتیک  تهران بوده و از سال 1352 با نمایش «لبخند با شکوه آقای گیل» کار خود را در تئاتر آغاز کرده است. بقایی در 18 آبان 1388 در مسیر قزوین-تهران و قبل از حضور در اجرای نمایش «هملت با سالاد فصل» دچار سکته قلبی و مغزی شد و به کما رفت. بهروز بقایی در رابطه با این مسئله می‌گوید: «اتفاق عجیبی بود، انگار شمیمی از آن طرف بود که هنوز بویش را فراموش نکرده ام و بهترین بویی بود که تا به حال به مشامم خورده است؛ طوری که مرا به سمت خودش می‌کشاند. شاید خداوند می‌خواست من سیگار را ترک کنم و ترک هم کردم.» از وی در سی‌ویکیمن جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به پاس بیش از سی سال تلاش مستمر در عرصه تئاتر تجلیل شد.

*تسنیم: آقای بقایی شما از پیش از انقلاب در عرصه تئاتر فعالیت می‌کنید، تئاتر پس از انقلاب چه تفاوتی با قبل از آن دارد؟

اتفاق بزرگی که افتاد این بود که به خودمان برگشتیم و منابع تولید آثار را در خودمان پیدا کردیم. به این رسیدیم که مردم ما چه می‌خواهند و باید نمایش ما چگونه باشد. طبیعتا در هر حرکت اجتماعی خرده‌ریزهایی از هم جدا و یا به هم وصل می‌شوند. به صراحت می گویم که بعد از انقلاب اتفاق خوش آیندی در تئاترمان افتاده و بازگشت هنرمندان در تفکر و نگرش به ساختار یک نمایش در موارد مختلف مانند نمایش‌نامه نویسی، کارگردانی، بازیگری، طراحی صحنه و لباس و...  به آنچه که متعلق به خودمان بوده، رسیده‌اند.

اگر در یک جمله بخواهم بگویم مسئله این است که ما پس از انقلاب بازگشت به خویشتن را تجربه کردیم. اما در حال حاضر احساس می‌کنم این بازگشت در حال فراموشی است. برخی از نویسندگان که پیش از این با استفاده از داشته‌های ادبی و هنری خودمان نمایش‌نامه‌های خوبی می‌نوشتند، در حال حاضر به سمت بازنویسی نمایش‌نامه‌ها و داستان‌های خارجی رفته‌اند.

*تسنیم: گفتید «ما پس از انقلاب بازگشت به خویشتن را تجربه کردیم» به اعتقاد شما چه کسانی در حوزه تئاتر سردمدار این اتفاق بودند و در حال حاضر چرا این مسئله در حال فراموشی است؟

فرد خاصی نبود، جریانی که با انقلاب آمد و خیلی‌ها را تکان داد و  البته خیلی‌ها را نیز با خودش برد. به هر حال  در هر شرایطی تئاتر کشور ماندگار ماند و مهم شخصیت خاصی نیست، مهم فروزان بودن این مشعل است، که پس از 31 سال بالغ شده است. در مورد علت فراموشی این مسئله بخشی به تفکر و نگرش افراد برمی‌گردد و اینکه شاید خود آن‌ها دوست داشته باشند مدتی هم در این عرصه تجاربی را کسب کنند. بخش دیگر هم به اعتقاد من برخورد‌های سلیقه‌ای است، نه ممیزی و یا هر چیز دیگری، چون برخی سلیقه مختص به یک زمان مدیریتی خاصی است.

*تسنیم: شما مشکلات تئاتر را در چه می‌بینید؟

تئاتر راه خودش را پیدا می‌کند، تئاتر مثل چشمه‌ای که از زیر سنگ بزرگی بیرون می‌آید می‌ماند. اینکه مدام می‌گویند شورای نظارت و ممیزی بهانه است، اگر ما حرفی برای گفتن داشته باشیم راه خودمان را با همین ممیزی‌ها هم پیدا می‌کنیم، باید بدون توقع از هیچ دولتی کار کنیم و شک نکنید که چگونه حرف زدن هنرمند مهم است؛ نه اینکه فقط بتواند حرف بزند. مطمئن باشید برای حرف زدن نیاز به هیچ مجوزی نیست و این ایراد از هنرمند است،  ممیزی کار خودش را دارد می‌کند.

به نظر من اینکه می‌گویند دولت فقط حمایت مالی بکند و نظارت نداشته باشد، اصلا خوب نیست. پس مزه تلاش کردن چه می‌شود، اگر می‌گوییم محدود هستیم، خب نسبت به محدودیتمان خلاقیت داشته باشیم.

*تسنیم: نکته‌ای که وجود دارد ما در بحث سخت‌افزاری، یعنی همان ساخت سالن‌های جدید برای تئاتر اتفاق خاصی را شاهد نبوده‌ایم، این اتفاق از منظر شما چگونه است؟

ما باید نسبت به جمعیت کشور و استان‌ها سالن تئاتر داشته باشیم و فکر می‌کنم این یکی از بزرگترین رویاهای ما است. اما باید آنچه که هست را نیز ببنیم، که  برای حفظ آن  چکار کرده‌ایم و شخصاٌ به تئاتر با وسیله خیلی معتقد نیستم. این مسئله به شهرستان‌ها هم کشیده می‌شود و وقتی هنرمند زمینه پیشرفت را در شهر خود نمی‌بیند، تصمیم کوچیدن به تهران برای کار کردن را هم از لحاظ حرفه‌ای و هم از لحاظ مادی می‌گیرد.

*تسنیم: چه شد که به دنیای نویسندگی قدم گذاشتید؟

من بیش از 14 هز ار دقیقه در مقام کارگردان برای تلویزیون کار کرده‌ام و از سال 73 تا الان در کارهای بسیاری به عنوان بازیگر حضور داشته‌ام. نقطه عطف کارهای من سریال «دنیای شیرین دریا» بود و پایان آن سریال «قطار ابدی» است. متن‌هایی کارهای خودم را می‌نوشتم  و به نوعی با این کار نوشتن در من زنده شد. نقطه شکوفایی نوشتنم از سال 86  با گفتن شعر شروع شد. من بیش از 6هزار قطعه شعر دارم.

هیچ وقت دوست نداشتم به سمت بازنویسی کارهای خارجی بروم، چون ما دریای بیکرانی از داستان در دل فرهنگ خود داریم و بسیاری از آن‌ها هنوز دست نخورده مانده‌اند. ما نیرو و توان این را داریم که روی منابع خودمان بیشتر و بهتر کار کنیم. به اعتقاد من ما دو طیف تئاتر داریم، یکی رسمی هستند که دیالوگ محور است و دیگری غیر رسمی که شامل نمایش‌نامه خوانی‌ها و دیگر کارهای جنبی می‌شود، ما در جریان غیر رسمی بسیار کار کرد‌ه‌ایم، اما در مسیر رسمی چه کرده‌ایم که منابع خودمان را زنده کنیم. باید سعی کنیم همیشه تئاتری را کار کنیم که بر گرفته از خودمان باشد.

*تسنیم: جشنواره تئاتر فجر سی‌ویک دوره برگزار شده است، برآیند شما از این جشنواره چیست؟

جشنواره تئاتر فجر، بزرگترین عرصه و اعلام موجودیت برای تئاتر کشور است. باید قبول کنیم چه این جشنواره خوب بوده و چه بد، مهم بهرمندی زیادی است که مردم و هنرمندان از آن داشته‌اند. جشنواره تئاتر فجر ویترین تئاتر ایران است، البته من هیچ‌وقت به جایزه‌های جشنواره اعتقاد نداشته‌ام، چون حس می‌کنم پشت هر جایزه‌ای ارتباطی وجود دارد.

در کل اینکه در یک زمان مشخص دغدغه و هیجانی خاص در جامعه تئاتری ایجاد می‌شود و باعث تولید آثاری قدرتمند یا ضعیف می‌شود بسیار خوب است، چون هر کاری زمانی به ثمر می‌رسد که در آن پیشروی صورت گیرد و در واقع هنرمندان تئاتر در زمان برگزاری جشنواره بسیار فعال و پر انرژی می‌شوند که به رشد هر چه سریع‌تر تئاتر کشور است.

جشنواره تئاتر فجر در تمام دورانی که برگزار شده است، از نظر فعالیت و پیشرفت هنرمندان بسیار تاثیرگذار بوده است، اما در این سال‌ها تغییرات زیادی در ساختار و نحوه برگزاری جشنواره ایجاد شده، که باعث عدم  پیشرفت و انسجام خاص تئاتر فجر بوده است.

*تسنیم: در سی‌ویکمین جشنواره تئاتر فجر از شما به خاطر بیش از سی سال  فعالیت مستمر در عرصه تئاتر تجلیل شد، به اعتقاد شما پشت این تقدیر هم رابطه‌ای وجود دارد؟

اگر بنا به جایزه گرفتن  و تقدیر شدن باشد باید بسیاری دیگر از هنرمندان هم جایزه  بگیرند، در واقع  من به نمایندگی از دیگر دوستان هنرمندم و افرادی که برای این مرز و بوم جنگیدند، این جایزه را گرفتم. به اعتقاد من در سال‌های که کشورمان درگیر جنگ بود، ما زمانی که اجرا می‌رفتیم از سوی کسانی حمایت می‌شدیم که در مرزها ایستاده بودند و از جان و ناموس ما محافظت می‌کردند.

یکی از دوستان و هم دانشگاهی‌های من شهید حسین قشقایی بود که در اوایل انقلاب تیر خورد و شهید شد. تالار قشقایی مجموعه تئاترشهر، به یادبود این شهید نام‌گذاری شده است. یک دوست قوچانی داشتم که در جنگ شیمیایی شد و چند سال پیش به شهادت رسید. اگر بخواهم بگویم بسیار بودند که رفتند. متأسفانه ما برای رشادت بچه‌های جنگ کم‌کار کرده‌ایم و اکثر کارهایمان ضعیف بوده و هنوز نتوانسته‌ایم حق مطلب را آن طور که باید ادا کنیم.

.............................
گفت و گو از: راحله قبادی
.............................

انتهای پیام/