«امنيت وارداتي»؛ راهبرد امارات براي پيشبرد سياست ضدايراني در منطقه
- الأخبار بین الملل
- الأخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 2026/05/14 - 21:29
به گزارش گروه بين الملل خبرگزاري تسنيم، اگرچه جنگ در منطقه به واسطه آتش بس متوقف شده است، اما گويي شيخنشينان حاشيه خليج فارس هنوز از خواب گران بيدار نشدهاند. امارات متحده عربي كه همين چند هفته پيش، تاوان سنگين ماجراجوييهايش را با فلج شدن اقتصاد، فرار سرمايهها و حملات موشكي به قلب دبي و ابوظبي پرداخت، اكنون به جاي بازنگري در دكترين امنيتي شكستخوردهاش، مشغول امضاي قراردادهاي دفاعي تازه با قدرتهاي درجه دوم و سوم است. گويي ابوظبي به جاي آنكه از فاجعه «الظفره 1» درس عبرت بگيرد، در حال فراهم آوردن مقدمات «الظفره 2» است.
اخبار هفتههاي اخير حكايت از تحركي ديپلماتيك-نظامي فشرده در ابوظبي دارد. از يك سو، امارات با هند «يادداشت تفاهم مشاركت راهبردي دفاعي» امضا كرده كه حوزههايي چون عمليات ويژه، امنيت سايبري و همكنشپذيري نظامي را در بر ميگيرد. از سوي ديگر، عبدالفتاح السيسي، رئيسجمهور مصر، در سفري از پيش اعلامنشده به پايگاه هوايي الظفره رفت و در كنار محمد بن زايد، از يگان اعزامي جنگندههاي مصري بازديد كرد. السيسي در اين ديدار با لحني قاطع گفت: "آنچه به امارات آسيب زند، به مصر آسيب زده" و تأكيد كرد كه مصر "به فاصله يك چشم بر هم زدن" در كنار امارات است.
اما پرسش اينجاست: اگر آمريكا با آن ناوگانهاي اقيانوسپيما، پايگاههاي منطقهاي و بودجه نظامي نزديك به يك تريليون دلاري نتوانست از امارات دفاع كند، جنگندههاي مصري و وعدههاي هندي چگونه ميخواهند اين كار را انجام دهند؟
تكرار يك اشتباه راهبردي
به نظر ميرسد امارات در يك پارادوكس عجيب گرفتار آمده: هرچه پيمانهاي دفاعي بيشتري امضا ميكند، بيشتر خود را به عنوان «سنگر جبهه ضدايراني» معرفي ميكند و در نتيجه، در هر تنش آتي، به هدفي مشروعتر و بزرگتر تبديل ميشود. سران امارات بايد از خود بپرسند: مگر نه اينكه ميزباني از پايگاههاي آمريكايي، كشورشان را در صدر فهرست اهداف ايران قرار داد؟ حال چرا همان مسير را با هند و مصر تكرار ميكنند؟
در اين بين حتي تحليلگران خودِ امارات نيز به اين تناقض پي بردهاند. براي مثال «عبدالخالق عبدالله»، مشاور پيشين «محمد بن زايد» رئيس امارات، چندي پيش صراحتاً اعلام كرد: «امارات ديگر به آمريكا براي دفاع از خود نيازي ندارد» و پايگاههاي آمريكايي را «باري بر دوش ابوظبي و نه يك دارايي راهبردي» توصيف كرد. اما به نظر ميرسد اين صداي خرد در هياهوي پيمانهاي رنگارنگ دفاعي گم شده است.
ماجراي مصر اما لايهاي ديگر از اين توهم امنيتي را نمايان ميكند. قاهره كه تا پيش از جنگ، گامهاي محتاطانهاي به سمت بهبود روابط با ايران برميداشت، اكنون جنگندههايش را در پايگاهي مستقر كرده كه آماج حملات ايران بوده است. اين چرخش آشكار در حالي رخ ميدهد كه روابط دو كشور پيش از جنگ روندي رو به بهبود را طي ميكرد و حتي زمزمههاي بازگشايي سفارتخانهها به گوش ميرسيد؛ مسيري كه نشان ميداد قاهره به اهميت تنشزدايي با تهران پي برده است.
اما اكنون اين پرسش مطرح است: آيا مصر واقعاً حاضر است روابط خود با ايران را به خاطر امارات به خطر بيندازد؟ واقعيت آن است كه قاهره خود به شدت به كمكهاي مالي ابوظبي وابسته است؛ از سال 2013 تاكنون دهها ميليارد دلار كمك بلاعوض و سپرده بانكي از امارات دريافت كرده. اين يك «قرارداد امنيتي اجارهاي» بيش نيست؛ معاملهاي كه در آن مصر نيروي نظامي اجاره ميدهد و دلارهاي نفتي دريافت ميكند. اما در ميدان واقعي نبرد، بعيد است قاهره حاضر باشد منافع ملي خود و روابطش با ايران را فداي ماجراجوييهاي ابوظبي كند.
هند نيز داستان مشابهي دارد. دهلي نو همزمان با امضاي پيمان دفاعي، يك توافق 10 ساله خريد LNG به ارزش 3 ميليارد دلار با امارات منعقد كرده. آيا اين يك «معامله پاياپاي» نيست؟ امارات گاز ارزان ميدهد و در عوض، انتظار چتر دفاعي دارد. اما مشكل اينجاست: هند با پاكستان و چين مرزهاي ملتهبي دارد و بعيد است بتواند و بخواهد خود را درگير يك جنگ نيابتي در خليج فارس كند.
امارات امروز با هند، مصر، فرانسه، اسرائيل و كشورهاي ديگر پيمان دفاعي دارد. اما اين «شبكه امنيتي متكثر» عملاً فاقد يك فرماندهي واحد و دكترين مشترك نظامي است.
در مجموع به نظر ميرسد امارات بايد از خواب خوش «امنيت وارداتي» بيدار شود. امنيت، كالايي نيست كه با دلارهاي نفتي از قفسه فروشگاههاي بينالمللي بتوان خريد. نه آمريكا توانست از ابوظبي دفاع كند، نه هند و مصر خواهند توانست اين هدف را در سايه سياست هاي جاه طلبانه ابوظبي براي اين كشور تامين كنند.
راه تأمين امنيت پايدار در خليج فارس، نه در انباشتن تسليحات گران قيمت و پيمانهاي متعدد دفاعي، كه در تنشزدايي با همسايگان، احترام به حاكميت سرزميني ساير كشورهاي منطقه و پذيرش اين واقعيت است كه امنيت يك كشور، تنها و تنها در سايه همكاريهاي بومي و منطقهاي و بازدارندگي درونزا معنا پيدا ميكند. تا زماني كه سران امارات اين درس ساده را نياموختهاند و به ماجراجويي هاي خود ادامه دهند، «الظفره 2» نه يك احتمال، كه يك سرنوشت محتوم است.
نويسنده: پوريا لوايي/كارشناس مسائل بينالملل
انتهاي پيام/