سه سال چشم انتظاری اهالی غزه برای تفحص پیکر 8 هزار شهید از زیر آوار
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 20 مهر 1405 - 16:05
به گزارش «آیه جوده»، خبرنگار تسنیم در غزه، نیروهای دفاع مدنی در نوار غزه درگیر نبردی سخت و طاقتفرسا برای خارج کردن هزاران پیکر و افراد گرفتار در زیر آوارهای انباشتهشده در سراسر استانهای این باریکه هستند؛ عملیاتی که در شرایطی ادامه دارد که سامانه امداد و نجات به دلیل اتمام کامل سوخت و تخریب بیشتر خودروها، ماشینآلات سنگین و دستگاههای لازم برای جابهجایی آوارهای فروریخته، با ناتوانی جدی مواجه شده است و همین کمبود تجهیزات، عملیات جستوجو و نجات را به فرآیندی طولانی و فرسایشی تبدیل کرده است.
«محمود بصل»، سخنگوی نیروهای دفاع مدنی غزه در تشریح وضعیت تجهیزات امدادی در این باریکه پس از سه سال جنگ نسلکشی میگوید: در حال حاضر تنها یک بیل مکانیکی در اختیار داریم که با آن در غزه فعالیت میکنیم؛ یک بیل مکانیکی جدید نیز در ماه ژوئن اضافه شد که اکنون در منطقه مرکزی فعالیت میکند؛ فقط دو بیل مکانیکی در عملیات استخراج مجموعه کاملی از قربانیان مشغول کارند.
وی در تشریح آخرین وضعیت تعداد شهدای فلسطینی اضافه کرد: حدود هشت هزار شهید زیر آوارها هستند؛ البته نیروهای ما تاکنون در دو مرحله آتشبس، حدود هزار شهید را از زیر آوار خارج کردهاند. امروز در یکی از ساختمانهایی مشغول به کاریم که در ماه دسامبر 2023 هدف قرار گرفت؛ خانهای متعلق به خانواده عطاالله که تعدادی از اعضای خانواده نیز در داخل آن هستند؛ حدود 30 تا 40 شهید در داخل این خانه وجود دارد و هم اکنون در حال خارج کردن بقایای پیکرها هستیم. از زمان حملات تا این لحظه، به ندرت موفق شدیم پیکر کاملی از یک شهید پیدا کنیم؛ عمده موارد، اجزا و بقایای پیکرها هستند و گاهی هم هیچ اثری از پیکر یک شهروند پیدا نمیکنیم.
عمق فاجعه ناشی از این ناتوانی میدانی در ساختمان السعاده واقع در غزه نیز نمایان است؛ ساختمانی که بقایای دیوارهای فرسوده آن بر سر آوارگانی فرو ریخت که برای فرار از گرمای سوزان درون چادر، به سایه این بنا پناه برده بودند و در چنین شرایطی گروههای میدانی در برابر این حجم عظیم از آوار، تنها با ابزارهای دستی ساده به عملیات ادامه میدهند تا حائلی میان سرعت دسترسی به محاصرهشدگان و سنگینی سنگهای عظیمی باشند که جابهجایی آنها نیازمند ماشینآلات غولپیکر است؛ وضعیتی که نشان میدهد امدادگران نهتنها با حجم گسترده آوار، بلکه با کمبود جدی ابزارهای لازم برای رسیدن سریع به افراد گرفتار نیز مواجه هستند.
«طلال الحرازین»، یکی از شاهدان عینی این سانحه درباره لحظات پس از فروریختن ساختمان میگوید: وقتی ساختمان فروریخت، مردم شروع کردند به صدا زدن این و آن؛ همه مردم با عجله آمدند... وقتی دفاع مدنی رسید، صدا را شنیدیم؛ دو نفر آنجا بودند و صدایشان را میشنیدیم، نیروها بررسی میکردند و اگر کسی را پیدا میکردند، او را بیرون میکشیدند؛ کسانی را که توانستند بیرون بیاورند، بیرون آوردند و بقیه را همانطور که میبینید، دفاع مدنی در حال بیرون آوردنشان است.
این فاجعه تنها به حوادث اخیر محدود نمیشود، بلکه ادامه پیدا میکند و زخمهای عمیقی را دوباره باز میکند؛ نمونه آن وضعیت خانواده عطاالله است که تلاشهای طاقتفرسا برای جستوجو و حفاری جهت خارج کردن پیکر فرزندان مفقودشان از زیر آوار، پس از بیش از سه سال انتظار و نگرانی همچنان ادامه دارد؛ سه سال است که پیکرها زیر آوارهایی گرفتار ماندهاند که به دلیل نبود تجهیزات سنگین، امکان جابهجایی آنها وجود نداشته است و این خانواده همچنان شاهدی بر رنج ناشی از ممنوعیت و محرومیت است و به امید تکریم و خاکسپاری شهدایشان به شکلی شایسته، پایبند مانده است.
«جمیله عطاالله»، یکی از نجات یافتگان قتل عام خانواده عطاالله که همه اعضای خانواده اش در زیر آوار هستند از لحظهای که این حادثه برای خانوادهاش رخ داد نیز چنین روایت میکند: ساعت 6:30 بود که دیدم چیزهایی روی سرمان فرو میریزد؛ پسرم تمام شب مرا صدا میزد و میگفت مادر بیا من را بیرون بیاور و من نمیتوانستم کاری بکنم؛ میگفتم به خدا اگر از دستم برمیآمد، بیرونت میآوردم... من زیر آوار بودم و پسرم کمی از من دور بود؛ و همانجا دخترم را از دست دادم؛ و پسر سومم هم همینطور و فرزندانم زنده بیرون آورده شدند. آنها را به بیمارستان معمدانی رساندند اما همانجا جان باختند. روزها و ساعتهاست که منتظر آواربرداری از اینجا بودم، منتظر لحظه حفاری و شناسایی پیکر دخترم، خواهرانم و خانوادهام بودم و اکنون آن روز فرارسید.
عبدالکریم الجرجاوی، همسر جمیله نیز با اشاره به شرایط ناگوار آواربرداری و خروج پیکر شهدا از زیر آوار میگوید: اگر امکانات و تجهیزات لازم وجود داشت، شاید آنها زنده میماندند، اما همه اعضای خانواده جان دادند؛ هیچ امکاناتی وجود ندارد و هیچ کاری نمیتوان کرد.
وی تأکید میکند که بیشتر اهداف، غیرنظامیان هستند و مردم سالخوردهای نیز وجود دارند که هنوز تا این لحظه نتوانستهاند کسی را بیرون بیاورند؛ از حدود 50 نفر، سه نفر را بیرون آوردهاند و این پرسش همچنان باقی است که با وجود گذشت بیش از سه سال از گرفتار شدن این افراد زیر آوار، چرا زودتر بیرونشان نیاوردند!
این کمبود شدید تجهیزات، نیروهای امدادی و اهالی را مجبور میکند برای حفاری آوار از دستان خالی و ابزارهای ابتدایی استفاده کنند؛ موضوعی که زمان عملیات خارج کردن قربانیان را از چند ساعت به روزها و ماهها و سالهای طولانی افزایش میدهد و این فاجعه روزمره، هر دقیقه تأخیر را به از دست رفتن فرصتهای نجات مبدل میکند؛ در میان این وضعیت، خانوادههای چشمانتظاری در اطراف محلهای بمبارانشده ایستادهاند و امیدوارند عملیات جستوجو بتواند پیکر عزیزانشان را به آنها بازگرداند.
اینجا عملیات جستوجو با ابزارهای ابتدایی انجام میشود؛ ابزارهایی که توان جابهجا کردن ساختمانها را ندارند و در همین شرایط تلاش میشود پیکر شهدای خانواده عطاالله از زیر آوار بیرون آورده شود، در حالی که بازماندگان چشم انتظار در اندوهی عمیق به سر میبرند؛ فاجعهای میدانی که با هر فرو ریختن ساختمان دوباره تکرار میشود، جایی که نبود تجهیزات سنگین، فاصله میان وقوع حادثه و رسیدن امدادگران به قربانیان را طولانیتر میکند.
انتهای پیام/