یادداشت| وقتی پرده‌های خاموش،  بخشی از هویت شهری اراک را خاموش می‌کنند

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، 21 شهریور برای سینمای ایران فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای اندیشیدن به جایگاه سینما در زندگی اجتماعی ایرانیان.  سینما از نخستین روزهای ورودش به ایران، صرفاً محلی برای تماشای فیلم نبوده است؛ بلکه به‌تدریج به یکی از مهم‌ترین فضاهای عمومی برای تجربه جمعی، گفت‌وگو، تخیل، شکل‌گیری خاطره و مواجهه انسان با جامعه تبدیل شده است.

21 شهریور نیز در سال 1379 و هم‌زمان با یکصدمین سال ورود سینما به ایران، به عنوان روز ملی سینما شناخته شد. از منظر جامعه‌شناسی، سینما را نمی‌توان صرفاً یک صنعت سرگرمی یا یک ساختمان دارای پرده و صندلی دانست.  سینما یک نهاد فرهنگی است؛ نهادی که در آن فرد، برای ساعتی، از جهان خصوصی خود خارج می‌شود و در کنار دیگران، تجربه‌ای مشترک را از سر می‌گذراند.این «کنار هم نشستن» اهمیت اجتماعی زیادی دارد.

آدم‌هایی که شاید در زندگی روزمره هیچ گفت‌وگویی با یکدیگر نداشته باشند، در سالن سینما در یک زمان مشخص، یک روایت مشترک را می‌بینند، به یک شخصیت می‌خندند، از یک صحنه متأثر می‌شوند و پس از پایان فیلم، درباره آن گفت‌وگو می‌کنند. به همین دلیل، سینما یکی از فضاهای مهم تولید تجربه جمعی و سرمایه اجتماعی در شهر معاصر است.

اراک و مسئله‌ای فراتر از تعطیلی چند سالن

اراک نیز روزگاری از شهرهایی بود که سینما بخشی از حافظه فرهنگی و اجتماعی آن را شکل می‌داد. سینماهایی مانند «فرهنگ» و «عصر جدید» تنها محل نمایش فیلم نبودند؛ بخشی از خاطرات چند نسل از شهروندان اراکی در همین سالن‌ها شکل گرفته است.

سینما فرهنگ، که با نام «دیانا» در سال 1339 تأسیس شده بود، سابقه‌ای چند دهه‌ای در حیات فرهنگی شهر دارد. سینما عصر جدید نیز با سه سالن و پیشینه‌ای طولانی، از مراکز مهم سینمایی اراک محسوب می‌شد. اما امروز بخش مهمی از این میراث فرهنگی، به جای آنکه در خدمت زندگی فرهنگی شهر باشد، خاموش و تعطیل است.

گزارش‌های منتشرشده درباره وضعیت سینماهای اراک نشان می‌دهد که سینما فرهنگ و عصر جدید تعطیل شده‌اند و درباره سینما فرهنگ، موضوع فرسودگی و الزامات ایمنی نیز مطرح بوده است. درباره عصر جدید نیز در سال جاری بحث فروش و ضرورت بازسازی اساسی ساختمان مطرح شده است. بنابراین مسئله را نباید ساده‌سازی کرد و صرفاً گفت: چرا این سینماها را باز نمی‌کنند؟

مسئله بسیار عمیق‌تر است. پرسش اصلی این است: آیا شهر اراک می‌تواند از حافظه سینمایی و فضاهای فرهنگی تاریخی خود صرف‌نظر کند و همچنان از یک زندگی فرهنگی پویا سخن بگوید؟

سینما فقط ساختمان نیست

ممکن است گفته شود امروز اراک سینما دارد. این گزاره درست است. پردیس سینمایی پروین اعتصامی در هتل امیرکبیر با سه سالن و ظرفیت مجموعاً 574 صندلی در سال‌های اخیر به ظرفیت سینمایی شهر افزوده شده و برنامه‌های اکران آن نیز در سال 1405 برقرار است.

اما مسئله اینجاست که داشتن سینما با برخورداری از زیست سینمایی یکسان نیست. یک شهر بزرگ و تاریخی مانند اراک به شبکه‌ای از فضاهای فرهنگی نیاز دارد، نه صرفاً یک نقطه برای نمایش فیلم. مکان سینما اهمیت دارد.

سینما وقتی در بافت مرکزی شهر، در کنار مراکز خرید، فضاهای عمومی، پارک‌ها، کتابخانه‌ها، کافه‌ها و سایر عناصر زندگی شهری قرار می‌گیرد، بخشی از «زندگی خیابانی» شهر می‌شود. از این منظر، خاموش شدن سینماهای محدوده باغ ملی، فقط تعطیلی چند سالن نمایش نیست؛ خاموش شدن بخشی از یک کانون فرهنگی در قلب شهر است.

میدان شهدا(باغ ملی) بدون سینما؛ شهر بدون بخشی از خاطره جمعی

باغ ملی اراک و محدوده مرکزی شهر فقط یک موقعیت جغرافیایی نیستند. این محدوده بخشی از حافظه تاریخی و شهری اراک را در خود جای داده است. سینما در چنین مکانی می‌توانست مکمل فضای عمومی شهر باشد.

جوانی که برای قدم زدن به مرکز شهر می‌آید، خانواده‌ای که برای خرید به این محدوده مراجعه می‌کند، دانش‌آموزی که پس از مدرسه وارد بافت مرکزی می‌شود و شهروندی که برای دیدار با دوستانش به این منطقه می‌آید، می‌توانستند سینما را نیز بخشی از تجربه روزانه خود قرار دهند. اما وقتی این فضاها تعطیل می‌شوند، شهر فقط یک ساختمان یا چند سالن را از دست نمی‌دهد؛ یک امکان برای تعامل اجتماعی را از دست می‌دهد.

سینما و مسئله هویت نسل جدید

شاید مهم‌ترین بخش این مسئله به کودکان و نوجوانان اراکی مربوط باشد. نسلی که امروز در اراک رشد می‌کند باید بتواند شهر خود را نه فقط با خیابان‌ها، کارخانه‌ها، مراکز خرید و ساختمان‌های اداری، بلکه با کتابخانه، تئاتر، موسیقی، سینما، موزه، گالری و سایر فضاهای فرهنگی نیز بشناسد.

هویت شهری در خلأ ساخته نمی‌شود. کودک و نوجوان زمانی با شهر خود پیوند عاطفی پیدا می‌کند که در آن، خاطره و تجربه فرهنگی داشته باشد. نسل‌های پیشین اراک خاطره سینما داشتند؛ خاطره صف خرید بلیت، چراغ‌های خاموش سالن، پرده بزرگ، صدای موسیقی فیلم و گفت‌وگو با دوستان پس از خروج از سینما.

اگر این تجربه از زندگی نسل جدید حذف شود، بخشی از پیوند عاطفی آنان با فرهنگ شهری نیز تضعیف خواهد شد. این مسئله وقتی مهم‌تر می‌شود که بدانیم حتی مسئولان فرهنگی استان نیز بر نقش سینمای کودک و نوجوان در تقویت باورهای فردی و اجتماعی این گروه تأکید کرده‌اند. در سال 1404 نیز سینمای کودک و نوجوان در اراک افتتاح شد و بر ضرورت فرهنگ‌سازی سینمایی تأکید شد.

از ''تماشای فیلم'' تا ''گفت‌وگوی اجتماعی''

جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری با مسئله کاهش ارتباطات چهره‌به‌چهره روبه‌روست. شبکه‌های اجتماعی، تلفن همراه و پلتفرم‌های نمایش خانگی، امکان دسترسی به فیلم را بسیار آسان کرده‌اند؛ اما یک تفاوت اساسی همچنان باقی است:

خانه، تجربه فردی تماشای فیلم را فراهم می‌کند؛ سینما تجربه جمعی آن را. در خانه می‌توان فیلم را متوقف کرد، به سراغ تلفن همراه رفت و از فضای روایت خارج شد؛ اما در سالن سینما، مخاطب برای مدتی در یک تجربه مشترک اجتماعی قرار می‌گیرد.

از همین رو، حتی در عصر پلتفرم‌های دیجیتال، سینما می‌تواند همچنان یک «فضای عمومی» مهم باقی بماند. بنابراین نباید مسئله سینمای اراک را در قالب رقابت ساده میان سینما و شبکه نمایش خانگی تحلیل کرد. مسئله این است که شهروند اراکی به فضاهای عمومی فرهنگی نیاز دارد.

بازگشایی سینماها؛ اما نه به شکل گذشته

البته سخن گفتن از بازگشایی سینماهای قدیمی نباید به معنای بازگرداندن آنها به شکل و ساختار چند دهه قبل باشد. عصر جدید و فرهنگ، اگر قرار است دوباره به چرخه فرهنگی شهر بازگردند، باید با نگاه امروز بازتعریف شوند.

ایمن‌سازی، بازسازی، فناوری دیجیتال، کیفیت صدا و تصویر، صندلی مناسب، خدمات فرهنگی جانبی، سالن‌های کوچک‌تر، اکران کودک و نوجوان، نمایش فیلم‌های هنری، نشست نقد فیلم، جشنواره‌های دانش‌آموزی و دانشگاهی و حتی پیوند سینما با گردشگری فرهنگی می‌تواند بخشی از این بازتعریف باشد.

در مورد عصر جدید نیز مسئله فرسودگی ساختمان و دشواری رقابت با پردیس‌های چندسالنه مطرح شده است؛ بنابراین شاید راه‌حل، صرفاً بازگشت به مدل قدیمی نباشد، بلکه بازآفرینی یک مرکز فرهنگی ـ سینمایی جدید با حفظ حافظه مکان باشد. این همان نقطه‌ای است که مدیریت شهری، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، بخش خصوصی، صاحبان املاک و فعالان فرهنگی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند.

اراک به یک ''زیست‌بوم سینمایی'' نیاز دارد

راه‌حل مسئله سینمای اراک را نباید در ساخت یک سالن دیگر خلاصه کرد. اراک به یک زیست‌بوم سینمایی نیاز دارد. زیست‌بومی که در آن: سینمای تجاری برای سرگرمی خانواده‌ها فعال باشد؛ سینمای کودک و نوجوان جدی گرفته شود؛ فیلم‌های هنری و مستقل امکان نمایش پیدا کنند؛ نشست‌های نقد و تحلیل فیلم برگزار شود؛ دانشگاه‌ها و مدارس با سینما ارتباط مستمر داشته باشند؛ جشنواره‌های شهری و استانی در سالن‌های سینما شکل بگیرند؛ فیلمسازان جوان اراکی حمایت شوند و سینما دوباره به بخشی از زندگی فرهنگی روزمره شهر تبدیل شود.

در چنین مدلی، حتی تالار مرکزی اراک نیز می‌تواند در منظومه فرهنگی شهر نقش مهمی داشته باشد؛ مجموعه‌ای که طبق اعلام مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی، دارای سه سالن تخصصی است و به عنوان یکی از زیرساخت‌های مهم فرهنگی و هنری استان در حال تکمیل بوده است.

مطالبه‌ای برای مدیریت شهری و فرهنگی اراک

روز ملی سینما شاید بهترین زمان برای طرح یک مطالبه فرهنگی باشد: اراک نباید اجازه دهد سینماهای تاریخی و مرکزی آن به خاطره تبدیل شوند. لازم است وضعیت سینماهای فرهنگ و عصر جدید با حضور متولیان فرهنگی، مدیریت شهری، مالکان و سرمایه‌گذاران بررسی شود و برای هرکدام، یک نقشه راه مشخص تدوین شود؛ خواه بازسازی و احیا، خواه تبدیل به پردیس فرهنگی ـ سینمایی، و خواه ایجاد کاربری فرهنگی متناسب با ویژگی‌های تاریخی و معماری آنها.

مهم این است که این فضاها دوباره به زندگی فرهنگی شهر بازگردند. زیرا اگر سینمایی تعطیل شود، شاید بتوان ساختمان دیگری ساخت؛ اما اگر خاطره فرهنگی یک شهر از میان برود، بازسازی آن بسیار دشوارتر است.

سینما تنها یک پرده سفید نیست. سینما جایی است که انسان‌ها در تاریکی کنار یکدیگر می‌نشینند تا روشنایی یک روایت را ببینند. شاید به همین دلیل است که تعطیلی یک سینما را نمی‌توان صرفاً یک مسئله اقتصادی یا ساختمانی دانست.

در شهری مانند اراک، که پیشینه صنعتی و تاریخی پررنگی دارد، توسعه فرهنگی باید هم‌پای توسعه اقتصادی و کالبدی حرکت کند. شهر فقط با کارخانه و خیابان و ساختمان ساخته نمی‌شود؛ شهر با خاطره، هنر، گفت‌وگو و تجربه مشترک شهروندان ساخته می‌شود.

21 شهریور امسال می‌تواند به جای آنکه فقط روز تبریک به سینماگران باشد، روز یک پرسش جدی برای اراک نیز باشد: آیا وقت آن نرسیده است که پرده‌های خاموش سینماهای فرهنگ و عصر جدید، با نگاهی تازه و متناسب با نیازهای امروز شهر، دوباره روشن شوند؟

اراک به سینما نیاز دارد؛ نه فقط برای دیدن فیلم، بلکه برای دیدن یکدیگر، گفت‌وگو کردن، اندیشیدن و ساختن آینده‌ای فرهنگی‌تر برای نسل‌های بعد. سینما اگرچه هنر هفتم است، اما در زندگی شهری می‌تواند یکی از نخستین فضاهای تمرین گفت‌وگو، مدارا و باهم‌بودن باشد.

یادداشت از: محمد اشجاری، جامعه‌شناس و پژوهشگر

انتهای پیام/711/