حاجقاسم گفت آزادی آمرلی تاکید رهبری است/ویژگیهای نیروی مطلوب ابومهدی
- اخبار فرهنگی
- اخبار فرهنگ حماسه و مقاومت
- 17 شهريور 1405 - 09:15
خبرگزاری تسنیم، گروه فرهنگی _ صادق وفایی: شهید جمال جعفر محمد علی آل ابراهیم معروف به ابومهدی المهندس، فرماندهی بود که درس مهندسی عمران را در دانشگاه تکنولوژی بغداد خوانده و به گفته نزدیکانش، مانند همانسالهای دانشجویی و تحصیل که با صدام مبارزه میکرد و همچنین مانند سالهایی که با نیروهای اشغالگر آمریکا در عراق میجنگید، گاهی نیست میشد و نمیشد پیدایش کرد. گاهی هم وسط جمعیتی دیده میشد که دورش را گرفته بودند.
یکی از آثاری که درباره ابومهدی در بازار نشر چاپ شد، «جمال» نوشته شهلا پناهی است که سال 1403 توسط انتشارات سوره مهر چاپ شد که با استفاده از روایت دوستان و نزدیکان ابومهدی، زندگی اینفرمانده ارشد جبهه مقاومت اسلامی و نائب رئیس نیروهای حشدالشعبی عراق را مرور میکرد.
بنا داریم در پروندهای کوچک، این کتاب و به تبع آن زندگی ابومهدی را به عنوان یار غار شهید حاج قاسم سلیمانی که هر دو از جمله شهدای راه آزادی قدس شریف هستند، مرور کنیم.
در ادامه، مشروح اولینقسمت اینپرونده را میخوانیم؛
طرح قدیمی یکترور و خیانت کسی که تا دیروز شیعه بود
حاج ابومهدی المهندس در تاسیس، تجهیز، آموزش و اداره همه گروههایی نقش داشته و دارد که مقابل نیروهای آمریکایی در عراق عملیات نظامی انجام میدادند و باعث شدند آمریکا در تنگنا قرار بگیرد که طی یکتفاهمنامه قبول کند از عراق خارج شود. دولت جورج بوش پسر سال 2008 به دنبال توافقی با دولت عراق توافقنامه وضعیت نیروهای آمریکا و عراق را امضا کرد که طی آن باید تا 31 دسامبر 2011 همه نیروهای آمریکایی از تمام خاک عراق خارج میشدند.
کشتن و حذف ابومهدی یکی از نقشههای قدیمی آمریکا بود و اینگونه نیست که شهادت او همراه با حاجقاسم سلیمانی، نتیجه فرایندی کوتاهمدت بوده باشد. طرح ترور حاجابومهدی ازجمله برنامههای درازمدت آمریکا بود و در اینزمینه جمعی از عراقیهای خائن و وطنفروش نیز تن به همکاری دادند. یکنمونه از طرحهای ترور ابومهدی که ناکام ماند، مربوط به همکاری یکی از سران عراق است که در طراحی یکتله ناموفق برای اینفرمانده، با آمریکاییها همکاری کرد. اینچهره عراقی، سالها با تفکر شیعه، مقابل صدام حسین و حزب بعث ایستاده و مبارزه کرده بود اما پس از سقوط صدام و ورود داعش به عراق، تغییر رویه داد و بهشدت به آمریکا متمایل شد. اینانحراف تا جایی بود که چهره مورد اشاره، در طرح حذف ابومهدی با آمریکاییها همکاری کرد.
ابومهدی پس از سالها مبارزه، سال 2007 به عنوان نماینده حزب الائتلاف العراقی الموحد با مسئولیت عبدالعزیز حکیم، وارد مجلس شورای عراق شد و از آنمقطع، بیشتر به چشم مردم آمد.
آمریکا که هر روزه کارشکنی جدیدی علیه عراق و مردمش داشت، اصرار میکرد حشدالشعبی را به هر نحو ممکن ضعیف کند و در گوشهای منفعل نگه دارد. با ایننگاه و برای رعایت حال آمریکاییها بود که نخستوزیر وقت عراق با حشدالشعبی خوب نبود و حتی راضی نمیشد بناهای بسیار مخروبه که باید بازسازی میشدند، در اختیار حشدالشعبی قرار بگیرند.
چرا این اسم؟
ابومهدی، اسم جهادی جمال جعفر محمد علی آل ابراهیم بود و وقتی علت چرایی انتخاب ایننام برای اسم جهادی از او پرسیده شد، در پاسخ گفت علاقه و ارادت خاصاش به امام زمان (عج) باعث شهرت لقب «ابومهدی» شده است. وقتی هم وارد دانشگاه شد و رشته مهندسی را انتخاب کرد، عبارت «المهندس» به ایناسم اضافه شد.
وقتی کار محافظان ابومهدی سخت میشد
ابومهدی هیچوقت مسلح نبود و از محافظانش هم نخواست سلاح حمل کنند. یکی از نزدیکان او که کار محافظت ابومهدی را هم به عهده داشت، سلاح کمری حمل میکرد و روایتش از روزهای همراهی با اینفرمانده شهید، این است که روزهایی که حاجقاسم سلیمانی به عراق میآمد، کار محافظان و اطرافیان ابومهدی سخت میشد چون همه فکر و ذکر او، مراقبت از حاجقاسم میشد و اهمیتی به امنیت خود نمیداد. علاقه و دوستی ابومهدی باعث میشد در روزهای همراهی با حاجقاسم، جلوتر از جمع همراه حرکت کند تا کوچکترین احتمال خطر، ابتدا متوجه او شود.
نقل دیگر در اینباره، چنین است که «هرجا ازدحام جمعیت میشد، حاج ابومهدی جلو میرفت تا حواس مردم از حاجقاسم پرت شود و سریعتر با حلقه بچههای خودش بتوانند حرکت کنند. هرجا هم خلوت بود، یکقدم عقب میایستاد.»
اینفرد نزدیک به ابومهدی گفته گروه همراه او، خودروی پیشرو نداشتند و گاهی پیش میآمد خود ابومهدی پشت خودرو نشسته و رانندگی کند.
عادات و برنامههای روزانه فرمانده
ابومهدی المهندس عادت داشت فیلمهای مستند مختلفی را که درباره یکموضوع ساخته میشدند، تماشا کند. او همیشه لباس مرتب با رنگ روشن میپوشید و در انتخاب کفش و ساعت مچی خود دقت داشت. دوستان نزدیکی که از او شناخت بیشتری داشتند، بهدلیل شناخت روحیات او، برایش عطر و لباس هدیه میبردند.
بوی عطر و دقت در انتخاب آن ازجمله ویژگیهای شخصیتی شهید ابومهدی بود. یکبار که یکی از نزدیکان او در دفتر کارش، عطری را به او داد، ابومهدی گفت: «نه! این دیگه خیلی پیرمردی و قدیمی یه!»
استحمام و غسل جمعه از برنامههای ثابت ابومهدی بود که پس از آن عبای عربی روشنی میپوشید و از مسئولان دفترش میخواست صوت تلاوت قرآن یا یکدعا را در دفتر و خانهاش پخش کنند. ابومهدی به قرائت قرآن با صدای محمدصدیق منشاوی قاری مصری علاقه داشت و هر زمان فرصت داشت، فایلهای صوتی اینتلاوتها را گوش میداد.
مطالعه کتاب بهویژه کتابهای سیاسی و اجتماعی از دیگر عادات همیشگی ابومهدی المهندس بود. به همیندلیل همیشه روی میز کار و کنار تخت خود، یک یا دو عنوان کتاب علامتگذاریشده به چشم میآمد که به گفته نزدیکانش، دوست داشت درباره آنها صحبت کند. مطالعه روزنامهها و در مرکزشان روزنامه رای عام هم از دیگر برنامههای روزانه اینفرمانده شیعه بود.
گذراندن زمانهای کوتاه کنار درختچههای کوتاه و بلند باغچه منزل هم از دیگر عادات شهید ابومهدی المهندس بوده است.
برنامه غذایی حاجی
شهید «جمال» با وجود داشتن برنامه غذایی ساده، روی برنامه غذایی همراهان و جوانانی که کنارش حضور داشتند، حساس بود و نسبت به آن دقت داشت. با اینحال، ناهار روزانه او به شرط وجود و در دسترس بودن، در اینعناوین خلاصه میشد:
یک سبد سبزی، یکپیاله کوچک ماست، کمی خرما، چند برش نان و یکظرف بادمجان و سیبزمینی.
ویژگیهای مورد نظر فرمانده برای تیماش
ابومهدی اصرار داشت همراهانش باید کنار ایمان و ولایتمداری، باهوش و فرز بوده و روابط عمومی خوبی داشته باشند. همچنین زبان انگلیسی، فارسی و ترجیحا ترکی و کردی را هم بلد باشند.
دیگه اینکار رو نکن!
یکی از همراهان همیشگی ابومهدی در خاطرات خود گفته پس از آغاز به کار نزد اینفرمانده، پیش از سوار شدن به خودرو پیشقدم شده و در را برای ابومهدی باز کرده که او با کمی تغیّر گفته: «دیگه اینکار رو نکن!»
خاطره مشابه دیگری که در اینزمینه وجود دارد، این است که فرد همراه با ابومهدی هنگام ورود به یکاتاق فرششده، خواست کفشهای ابومهدی را در جاکفشی قرار دهد که او با اخم، به مرد همراه گفته است: «کفشهای خودمه. پس خودم برمیدارم و تو جاکفشی میذارم.»
چرا سوار ماشین ضدگلوله نمیشد؟
شهید ابومهدی میگویند او سوار ماشین ضدگلوله نمیشد. در پاسخ به کسانی هم که علت اینرویکرد را از او میپرسیدند، اینگونه پاسخ میداد که «تامین امنیت یه حق عام برای همه مردم عراقه و نباید با صرف هزینههای اضافی، این حق فقط شامل مسئولای سطوح مختلف بشه. از طرفی هم با هزینه این بریز و بپاشها میشه به مردم خدمت کرد و گرهای از کلاف کور زندگیشون باز کرد.»
اینخدمات باید عمومی باشد!
مجتمع جعفر طیار شهر بصره، با رویکرد ارائه خدمات فیزیوتراپی و توانبخشی مجروحان و جانبازانی تاسیس شده بود که در جنگ با داعش دچار قطع عضو یا جراحت نخاعی شده بودند. مجموعه مورد اشاره در مقطعی دچار تخریب شد و مورد بازسازی قرار گرفت.
پس از بازسازی و تجهیز اینمجتمع بزرگ درمانی بود که ابومهدی دستور داد با توجه به امکاناتی که «جعفر طیار» در اختیار دارد، پذیرش بیمار، مجروح و معلول را بهصورت عمومی انجام دهد و همه متقاضیان درمان را مورد پذیرش و درمان قرار دهد.
اخلاق مشترک ابومهدی و حاجقاسم
راویان خاطرات ابومهدی المهندس، میگویند شخصیت و رافت او و حاجقاسم سلیمانی، بسیار به هم نزدیک بوده است و هر دو، با نیروهای تحت امرشان صمیمیت زیادی داشتهاند. یکی از مظاهر اینصمیمیت، والیبالبازیکردن دستهجمعی در حیاط منزل ابومهدی بوده است.
همراهان ابومهدی در بیان خاطرات خود از روزهای خوف و خطر عراق و زمانی که احتمال سقوط اینکشور به دست داعش وجود داشت، میگویند وضعیت عراق اضطراری بود اما حاجقاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس با آرامش و اطمینان قلب با دیگران صحبت میکردند. چندمرتبه هم پیش آمد که ابومهدی بگوید «انشاالله ما پیروزیم!»
اینخاطره مربوط به زمانی است که حاجقاسم سلیمانی با ورود به عراق، گفت باید بهسمت سامرا حرکت کرده و مسیر اینشهر را باز کنند تا سقوط نکند و به دست داعش نیافتد.
تنها اتفاق مثبت آنروزها برای عراقیهای وحشتزده، این بود که هواپیماهای نظامی ایران با محمولههای سلاح و تجهیزات جنگی، براساس وعده حاجقاسم سلیمانی، پشت سر هم روی باند فرودگاه بغداد فرود آمدند و محمولههای خود را تخلیه کردند. اینحرکت به تعبیر یکی از عراقیهای همراه ابومهدی، درست مانند تزریق خون و رساندن اکسیژن به بیماری بود که از شدت جراحت، امیدی به زندهماندنش وجود ندارد.
یکی از فرازهای کتاب «جمال» که درباره خلقیات مشترک ابومهدی و حاجقاسم سلیمانی است، از اینقرار است:
«جاسم در جواب گفت: حاج ابومهدی و حاجقاسم هر دو یه اخلاق مشترک دارن.
- چی؟
- وقتی به نتیجه برسن که کاری باید انجام بشه و نتیجه اینکار باعث نجات مظلوم میشه، اونکار رو انجام میدن و برای اجراییشدنش همهچیز رو مدیریت میکنن. بعد هم تا لحظه اجرا همهچیز کاملا محرمانه میمونه و فقط به فرماندههای ارشد ابلاغ میشه. من خودم درباره همین عملیات آمرلی شنیدم که خیلیا سعی کردن حاجابومهدی و حاجقاسم رو منصرف کنن و اولویت اول براشون حفظ بغداد بود، اما حاجابومهدی و حاجقاسم اصرار میکنن که باید به آمرلی بریم. حاجقاسم در جواب بهونهتراشیا میگه که اگه بین اخلاق و قوانین نظامی تقابلی پیش بیاد، ما راه اخلاق رو انتخاب میکنیم. تو آمرلی الان خونوادههایی هستن که تا الان با چنگ و دندون مقاومت کردن. اگه به کمکشون نریم، نیرو و توانشون از هم میپاشه و در معرض قتل عام و کشتار قرار میگیرن. پس ما باید به آمرلی بریم. بعد هم میگه که الان دو وظیفه مهم داریم که باید انجامش بدیم: اول آزادی آمرلی و نجات مردم در محاصره که دارن تلف میشن؛ بعد هم حفظ بغداد، پایتخت و مرکز حکومت عراق.
جاسم ادامه داد: همون موقع که بالای اون ارتفاع بودیم هم هنوز زمزمههایی میشد که شروع عملیات رو به تاخیر بندازیم که حاجقاسم تلفن همراهش رو بیرون آورد، سمت یکی از بچهها گرفت و گفت که با رهبری، آیتالله خامنهای تماس بگیرید و براشون دلایلتون رو بگید، چون یکی از توصیهها و تاکیداشون آزادی آمرلیه. اگه متقاعد شدن، من حرفی ندارم. یادمه حاجقاسم جملهای با اینمضمون گفت که امروز صدای هل من ناصر ینصرنی از آمرلی میآد، پس اینجا برای ما کربلاست.» (صفحه 140 به 141)
ادامه دارد ...
انتهای پیام/