یادداشت |قیام مبتنی بر اقتدار

خبرگزاری تسنیم ـ محمد ملک‌زادهپانزدهم خرداد 1342، بیش از یک مناسبت تاریخی، «دی‌ان‌ای» شکل‌گیری هویت سیاسی و اجتماعی جامعه معاصر ایران است. روزی که در آن، خشمِ فروخفته یک ملت در برابر تحقیر، وابستگی و نادیده گرفته‌شدنِ ارزش‌هایش، به خیابان‌ها سرازیر شد. اما سؤال اینجاست که در هیاهوی دنیای پرشتاب امروز و در میانه جنگ روایت‌ها، آیا 15 خرداد صرفاً یک خاطره تاریخی است یا هنوز پیامی برای نسلِ «زد» و «آلفا» دارد؟ حقیقت این است که بی‌تفاوتی یا عدم آگاهی به تاریخ، نه یک انتخاب، بلکه خلع‌سلاح شدن در برابر جنگ شناختی دشمن است. معضلی که بسیاری از جوانان امروز را گرفتار کرده است.

درسی که باید دوباره خواند

قیام 15 خرداد، درس‌های نانوشته‌ای دارد که جامعه امروز سخت به آن نیازمند است. نخستین درس، «اقتدار مردم» است؛ این قیام ثابت کرد که معادلات اصلی تاریخ، نه در اتاق‌های دربسته قدرت، بلکه در میدانِ حضور مردم نوشته می‌شود. درس دوم، پیوند ناگسستنی «هویت دینی» و «استقلال ملی» است. در جامعه اسلامی ایران، این دو مفهوم نه رقیب هم، بلکه پشتیبان یکدیگرند.

پایان دوران «تاریخِ شعاری»

چرا نسل جدید گاهی از تاریخ رویگردان است و از مطالعه حقایق تاریخی سر باز می زند؟ پاسخ ساده است: شاید چون تاریخ را برای او «شعاری» و غیر جذاب روایت کرده‌ایم. وقتی تاریخ، مجموعه‌ای از کلیشه‌های تکراری باشد، ذهن جستجوگر جوان که تشنه واقعیت است، آن را پس می‌زند. برای آشتی نسل جدید با تاریخ معاصر، باید «تاریخ‌نگاری انسان‌محور» را جایگزین «تاریخ‌نگاری شعاری» کنیم. جوانان امروز باید بدانند که 15 خرداد را انسان‌های واقعی رقم زدند؛ نه قهرمانانِ افسانه‌ای دست‌نیافتنی، بلکه مردم عادی با ترس‌ها، امیدها و دغدغه‌هایی شبیه به دغدغه‌های امروز ما. باید پرسش‌های چالش‌برانگیز مطرح کرد: «چرا مردم هزینه‌های سنگین دادند؟» «آیا راهی جز قیام بود؟» وقتی تاریخ به «مسأله» تبدیل شود، جوان خود را درگیر آن می‌بیند.

سواد تاریخی؛ سپرِ دفاعی در برابر جنگ شناختی

امروز دشمن در «جنگ شناختی»، به دنبال تغییر روایت‌هاست. او می‌خواهد تصویری وارونه از دیروز بسازد تا فردای ما را به تسخیر درآورد. در چنین میدانی، «سواد تاریخی» برای جوان جویای حقیقت یک ضرورت است، نه یک امر تزئینی. جوانِ مسلح به سواد تاریخی، کسی است که می‌داند روایت چیست، سند کجاست و کجا حقایق سانسور شده است. برای خنثی‌سازی این جنگ، باید از ابزارهای رسانه‌ای نو استفاده کرد. مستندهای کوتاه، پادکست‌های تحلیلی، روایت‌های چندرسانه‌ای و – مهم‌تر از همه – «گفت‌وگوی بین‌نسلی»؛ گفت‌وگویی که در آن بزرگترها شنونده پرسش‌های نسل نو باشند، نه فقط گویندهِ خطابه.

در مجموع می توان نتیجه گرفت 15 خرداد تنها یک واقعه تاریخی معمولی نیست؛ بلکه به مثابه یک «سنگر» است. سنگری که اگر در نبرد روایت‌ها خالی بماند، دشمن جای ما را در آن پر می‌کند. آشتی با تاریخ معاصر، بازگشت به گذشته نیست؛ بلکه مجهز شدن به تجربه‌ای است که از بطن خون و قیامِ یک ملت بیرون آمده است. اگر می‌خواهیم جوانان‌مان با وقایع تاریخی به‌راحتی عبور نکنند، باید به آنها بیاموزیم که «گذشته»، چراغی برای دیدنِ «آینده» است. تاریخ نه یک بارِ سنگین بر دوش، که قطب‌نمایی برای عبور از پیچ‌های تندِ امروز است.

*عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

انتهای پیام/