وقتی بی‌عدالتی از دل مقاومت سر برمی‌آورد

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،  حسن صادقی استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه علوم انسانی در گفتگو با خبرنگار فرهنگی تسنیم افزود: در سال‌هایی که اقتصاد ایران هم‌زمان با فشار تحریم‌ها، تورم مزمن و کاهش قدرت خرید مواجه بوده بحث نسبت میان عدالت و مقاومت بیش از گذشته به مسئله‌ای بنیادین تبدیل شده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند دوام هر نظم سیاسی در شرایط بحران  بیش از آن­که به مؤلفه‌های سخت قدرت وابسته باشد به میزان اعتماد عمومی و احساس مشارکت مردم در  سرنوشت مشترک بستگی دارد و مقاومت بدون عدالت، در نهایت علیه خودِ مقاومت عمل خواهد کرد.

 صادقی با اشاره به این­که مقاومت را نباید صرفاً در سطح راهبردهای امنیتی و سیاسی تحلیل کرد، اظهار داشت:مقاومت اگر فقط به‌مثابه یک آرایش ژئوپلیتیک یا یک دکترین امنیتی فهم شود، دیر یا زود در لایه‌های اجتماعی دچار فرسایش خواهد شد و آن­چه یک جامعه را در شرایط فشار و تهدید حفظ می‌کند فقط قدرت نظامی یا اقتدار سیاسی نیست بلکه نوعی اقناع اخلاقی است که مردم را به تحمل هزینه‌ها قانع می‌کند. این اقناع اخلاقی، بیش از هر چیز از دل عدالت توزیعی شکل می‌گیرد و مردم زمانی حاضرند دشواری‌ها را تحمل کنند که احساس کنند فشارها و هزینه‌ها به‌صورت عادلانه توزیع شده است. مسئله اصلی مقاومت در جهان امروز، فقط مقابله با دشمن بیرونی نیست؛ بلکه حفظ عدالت در درون جامعه است.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه نابرابری در شرایط عادی شاید صرفاً یک مسئله اقتصادی تلقی شود، خاطرنشان کرد:در وضعیت جنگ اقتصادی، نابرابری دیگر صرفاً اقتصادی نیست بلکه به یک مسئله امنیتی تبدیل می‌شود و جامعه‌ای که زیر فشار تورم، تحریم و محدودیت‌های معیشتی قرار دارد بیش از هر زمان دیگری به احساس انصاف نیازمند است. تجربه تاریخی ملت‌ها نشان داده انسان‌ها می‌توانند شرایط سخت را تحمل کنند، اما تبعیض را تحمل نمی­کنند. آن­چه جوامع را از درون دچار انفجار می‌کند صرف فقر نیست بلکه ادراک تبعیض است و اگر مردم احساس کنند هزینه‌های مقاومت بر دوش طبقات ضعیف انباشته شده اما منافع آن نصیب گروه‌های رانتی و برخوردار می‌شود، در آن صورت شکافی عمیق میان جامعه و فلسفه مقاومت ایجاد خواهد شد.

 صادقی با اشاره به پیامدهای چنین شکافی تصریح کرد:این وضعیت صرفاً یک شکاف اقتصادی نیست بلکه نوعی گسست اخلاقی است و در چنین شرایطی مقاومت دیگر به‌عنوان یک فضیلت ملی فهم نمی‌شود بلکه به پروژه‌ای تعبیر می‌شود که هزینه‌هایش عمومی و سودش خصوصی است و این خطرناک‌ترین مرحله برای هر نظم سیاسی است، زیرا فروپاشی مشروعیت پیش از آن­که در خیابان رخ دهد، در ذهن مردم آغاز می‌شود. برخی نسخه‌های توسعه، نابرابری امروز را با وعده رشد فردا توجیه می‌کنند، اما این منطق در شرایط مقاومت کارآمد نیست، جامعه‌ای که اکنون زیر فشار اقتصادی قرار دارد، نمی‌تواند عدالت وعده‌داده‌شده در آینده را جایگزین عدالت محسوس امروز کند. و مقاومت بدون عدالت به تدریج به نوعی ریاضت تحمیلی تبدیل می‌شود؛ ریاضتی که توان اخلاقی جامعه را فرسوده می‌کند و اگر عدالت از متن مقاومت حذف شود، مقاومت حتی در صورت برخورداری از قدرت سیاسی و نظامی، مشروعیت اخلاقی خود را از دست خواهد داد.

این استاد دانشگاه و کارشناس علوم  انسانی:مفهوم عدالت در توزیع رنج را یکی از مهم‌ترین مسائل مغفول در سیاست‌گذاری اقتصادی دانست و اظهار داشت: ادبیات کلاسیک عدالت عمدتاً بر توزیع ثروت تمرکز کرده، اما در وضعیت بحران، مسئله اصلی نحوه توزیع فشارها و محدودیت‌هاست. اگر طبقات فرودست هم‌زمان قربانی تورم، بیکاری و کاهش رفاه شوند اما برخی طبقات خاص بتوانند از دل همان بحران‌ها ثروت‌های بزرگ تولید کنند، نوعی اشرافیت ضد مقاومت شکل می‌گیرد و این اشرافیت نه‌تنها نسبتی با مقاومت ندارد بلکه از درون، بنیان اخلاقی آن را تخریب می‌کند و به همین دلیل بازطراحی سازوکارهای بازتوزیعی در شرایط جنگ اقتصادی، صرفاً یک ضرورت رفاهی نیست، بلکه یک فوریت امنیتی است.

صادقی مقابله با سوداگری، حذف رانت‌های پنهان، شفاف‌سازی گردش سرمایه و حمایت واقعی از طبقات آسیب‌پذیر را از مهم‌ترین الزامات حفظ سرمایه اجتماعی دانست و خاطرنشان کرد:مالیات بر سوداگری، مقابله با انحصار و بازتعریف یارانه‌ها فقط سیاست اقتصادی نیستند؛ این‌ها ابزارهای بازسازی اعتماد عمومی‌اند. جامعه زمانی در کنار مقاومت می‌ایستد که احساس کند دولت، پیش از دعوت مردم به صبر، خود به عدالت ملتزم است.

این استاد دانشگاه با اشاره به تحولات جدید در عرصه جنگ‌های شناختی و رسانه‌ای تصریح کرد:در جهان جدید، جنگ‌ها بیش از آن­که نظامی باشند روایی‌اند و دشمن زمانی موفق می‌شود که بتواند میان مردم و نظم سیاسی شکاف اخلاقی ایجاد کند و مهم‌ترین ابزار این شکاف نیز تصویرسازی از بی‌عدالتی است. هرجا که مردم احساس کنند برخی در متن بحران ثروتمندتر و اکثریت فقیرتر می‌شوند، روایت مقاومت دچار فرسایش خواهد شد. بنابراین عدالت توزیعی فقط یک فضیلت اجتماعی نیست، بلکه مهم‌ترین سپر روایی نظام سیاسی در برابر پروژه‌های ناامیدسازی است.

 صادقی در پایان تأکید کرد:مقاومت بدون همراهی توده‌ها ممکن نیست و این همراهی نیز بدون اعتماد عمومی پایدار نمی‌ماند و  اعتماد عمومی با شعار تولید نمی‌شود بلکه محصول عدالت است. مردم زمانی یک نظم سیاسی را از آن خود می‌دانند که احساس کنند در سرنوشت مشترک سهیم‌اند، نه این­که فقط هزینه‌های آن را پرداخت می‌کنند. بنابراین امروز مسئله اساسی مقاومت، صرفاً عبور از تحریم یا فشار خارجی نیست؛ مسئله اصلی حفظ انسجام اخلاقی جامعه است. هر اندازه شکاف طبقاتی تعمیق پیدا کند و احساس تبعیض گسترش یابد، بنیان اخلاقی مقاومت نیز تضعیف خواهد شد و مقاومت زمانی به یک حقیقت تاریخی تبدیل می‌شود که مردم آن را نه صرفاً سیاست دولت  بلکه سرنوشت عادلانه خود بدانند و این امر تنها زمانی محقق می‌شود که عدالت، در مرکز مقاومت قرار گیرد.

انتهای پیام/