یادداشت|وقتی «دوستت دارم» زیر سایه دخالت گم می‌شود

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد،از کودکی هم را می‌شناختیم. تصور می‌کردم خوشبخت‌ترین عروس دنیا هستم. من و همسرم آرزوهای قشنگی برای آینده‌مان داشتیم. افسوس، لج و لج‌بازی‌های مادرم و مادر همسرم کار دست‌مان داد.

روز خرید هدیه برای جشن روز مادر، جرقه اختلاف خورد و آتش به پا کرد. مادرم وقتی فهمید برای مادر همسرم هدیه گران‌تری خریده‌ایم، شاکی شد و رفتاری نشان داد که همسرم انتظار نداشت. آن روز به‌خاطر رفتار مادرم از همسمرم عذرخواهی کردم. لبخندی زد و گفت که مادر هر چه بگوید درست است و ما باید صبور باشیم.

چند هفته بعد، برای تولد مادرم یک تکه طلا گرفتیم. همسرم دستش خالی بود، اما می‌خواست دلخوری مادرم را جبران کند. این بار مادر همسرم با شنیدن این موضوع شاکی شد و به دخترش گفته بود عروسم و مادرش آدم‌های ندید بدیدی هستند و فکر جیب پسرم را نمی‌کنند.

خواهر همسرم بدون کم‌وکاست این حرف‌ها را به مادرم منتقل کرد و دوباره سر و صدا به پا شد. مادرم هم برای مادر همسرم پیغام فرستاد و ماجرا وارد مرحله تازه‌ای از تنش شد.

همسرم می‌گفت به این حرف‌ها توجه نکن و درگیر حاشیه‌ها نشو، اما خواهرش به‌جای آرام کردن فضا، آتش‌بیار معرکه شده بود. از یک کلاغ، چهل کلاغ می‌ساخت و با خبرکشی، زندگی‌مان را به‌هم ریخته بود.

یک روز همسرم برای بیرون رفتن دنبالم آمد، اما پدرم با دیدن او شروع به گلایه و بدگویی کرد و ناخواسته حرف‌هایی زد که باعث رنجش همسرم شد. همسرم با ناراحتی رفت. هرچه خواهش کردم که بی‌توجه به این حرف‌ها باشیم، فایده‌ای نداشت.

چند روز گذشت. تماس‌هایم بی‌پاسخ ماند. وقتی به محل کارش رفتم، برخورد سردی داشت. این رفتار برایم غیرقابل باور بود، فقط گریه می‌کردم.

با خواهر همسرم تماس گرفتم، اما او هم با بی‌احترامی پاسخ داد. من هم از کوره در رفتم و حرف‌هایی زدم که خودم می‌دانم اوضاع را بدتر کرد؛ از جمله اینکه چه خواستگارهای بهتری داشتم.

چند ساعت بعد، همسرم پیام خداحافظی فرستاد؛ من هم در اوج عصبانیت، هرچه به ذهنم می‌رسید برایش نوشتم.غروب همان روز، همسرم آمد و درباره پیام‌ها توضیح خواست. پدرم هم عصبانی شد و بحث بالا گرفت. 

هرچند همسرم احترام پدرم را نگه داشت و بدون واکنش رفت، اما از همان‌جا، حرف و حدیث‌ها بوی طلاق می‌داد. با این حال، بعد از چند روز قهر و دلتنگی، تصمیم گرفتیم به مرکز مشاوره مراجعه کنیم. نباید می‌گذاشتیم کار به اینجا برسد.

غلامرضا تدینی‌راد، رئیس مرکز اطلاع‌ رسانی فرماندهی انتظامی خراسان رضوی

انتهای پیام/282

 

انتهای پیام/ 282