میراث امام شهید برای ایران عزیز

به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، جعفر حسن‌خانی؛ سیاست پژوه، به مناسبت روز اربعین شهادت امام خامنه‌ای در یادداشتی با عنوان «میراث امام شهید برای ایران عزیز» نوشت: امام شهید و عزیز آیت‌الله خامنه‌ای در سی و هفت سال سکانداری و هدایت انقلاب اسلامی در جایگاه ولایت فقیه، میراثی را برای ایران بر جای گذاشتند که درباره آن بسیار می‌توان سخن گفت. در پهنه‌ی آشوبناک سیاست جهانی، هدایت یک ملت در میانه طوفان‌های سهمگین تاریخ، هنری است که فراتر از سیاست‌مداری معمول، محتاج دیدگاهی تمدنی و بصیرتی راهبردی است. ایران معاصر در طول سه دهه و نیم گذشته، مسیری را پیموده که در آن، مفاهیم اصالت و معاصرت نه در تقابل با یکدیگر، بلکه در قامت یک الگوی نوین حکمرانی با هم گره خورده‌اند. میراثی که از آن سخن می‌گوییم، شرح وقایع یک دوران نیست، نقشه‌راهی است که یک نظام سیاسی را از تلاطم‌های بنیادین عبور داده و به وضعیت ثبات پیش‌رونده رسانده است. در ادامه، به بررسی چهار رکن اساسی این میراث ماندگار در اندیشه و عمل رهبر شهید و والامقام ایران حضرت آیت الله خامنه‌ای عزیز می‌پردازیم که چگونه هویت، پیشرفت، قدرت و مردم‌سالاری را در کالبد این سرزمین بازتعریف و بازیابی کرده‌اند.

  1. «حفظ هویت» و «تثبیت نظم سیاسی» در محیط آشوبناک دشمنی‌ها

امام راحل عظیم الشان اول معلم عصر جدید ایران، موفق شد در مقام تاسیس، نظام جمهوری اسلامی به عنوان نظم سیاسی جدید ایران را با همراهی مردم تاسیس کند. نظمی که هم «اصالت» دارد و بر اساس مبادی و مبانی فکری اسلامی-ایرانی شکل گرفته است و هم «معاصرت» دارد و با اقتضائات زمان جهانی و جهان ایرانی همراه است. امام شهید خامنه‌ای عزیز در طول حکومت خود توانست این نظم سیاسی اصیل و معاصر را تثبیت کند. عبور از مرحله مهم تثبیت کار بزرگی بود که ایشان توانست به سرانجام برساند. امام خمینی مرحله تاسیس وضع جدید در ایران را به سرانجام رساند و امام شهید خامنه‌ای مرحله تثبیت وضع جدید را تمام کرد و پای در مرجله توسعه و پیشرفت گذاشت، آن هم در شرایطی که دشمنی دشمن استقلال ایران روزاروز بیشتر و بیشتر می‌شد.

  1. ایجاد شرایطی برای آن که ایران در مسیر «پیشرفت» و آبادانی قدم بردارد

امام عزیز و شهید ایرانیان، فقط در مرحله تثبیت وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران که کار بسیار دشورای بود متوقف نماند. تثبیت قدرت یک کشور بخصوص در وضعیت آشوبناک غرب آسیا و به ویژه در برابر آمریکایی که داشتن استقلال سیاسی برای کشورهایی که دارای منابع عظیم طبیعی انرژی هستند را برنمی تابد، دشواره بسیار عظیمی بود که در دوران زعامت رهبر شهید برای ایران به دست آمد. امام شهید به فراسوی تثبیت کشور نظر داشت. کلان پروژه آیت الله خامنه‌ای برای ایران «پیشرفت» بود. او در طول دوران حکومت خود تلاش کرد شرایطی را فراهم کند که ایران روزاروز در مسیر پیشرفت و آبادانی قدم بردارد. امام شهید این راه را تا واپسین روزهای عمر شریف خود دنبال کرد و حتی رویدادهای عظیم سیاسی نیز او را از این راه باز نداشت. نمونه متاخر آن برگزاری جلسه با نخبگان علمی کشور درست در زمان اعلام شهادت شهید سید حسن نصرالله بود. ایشان در میانه یک رویداد نظامی و امنیتی این جلسه را برگزار کردند و در این جلسه آشکارا چنین بیان داشتند که : « ما این روزها عزاداریم و به‌خصوص بنده جداً عزادار هستم چرا که حادثه فقدان آقای سیدحسن نصرالله ضایعه کوچکی نیست اما با وجود این عزای عمومی در کشور، دیدار با نخبگان را که از قبل برنامه‌ریزی شده بود، به زمان دیگری موکول نکردیم... پیام تشکیل این جلسه این است که اگرچه عزاداریم اما عزای ما به معنی ماتم گرفتن و افسرده شدن و گوشه‌نشینی نیست بلکه عزای ما از جنس عزای حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام است یعنی زنده کننده و پیش برنده و شوق‌آفرین برای کار و پیشرفت است و این پیام باید در دل و جان ما واقعاً نفوذ پیدا کند.» پیشرفت‌خواهی در دل و جان این حاکم بزرگ ایرانی عمیقا وجود داشت و تا آخرین لحظه برای آن تلاش کرد و دستاوردهای بزرگی را نیز به دست آورد.

  1. تولید «قدرت» برای ایران

تولید قدرت برای تضمین استقلال و پیشرفت ایران از دیگر میراث نامی آیت‌الله شهید خامنه‌ای است. پیش درآمد و متضمن هر طرحی از توسعه و پیشرفت، وجود قدرتی است که بتواند در این وضع آشوبناک جهان، اجرای آن را ممکن کند. بدون وجود قدرت، پیشرفت و توسعه ممکن نیست. رهبر شهید انقلاب توانست در موقعیت تحریم‌‎های فلج کننده، قدرتی برای ایران بیافریند که در هنگامه جنگ تمدنی در برابر آمریکا بتواند از موجودیت کشور دفاع کند و تاب ایستادگی و وارد کردن ضربات متقابل نظامی داشته باشد. ایشان توانست قدرت سیاسی‌ای بیافریند که در هنگامه جنگ با دشمن درست در همان دقیقه تاریخی که دشمن ایشان را به شهادت رساند ایستادگی کند و دشمن را به عقب براند. این دستاورد بسیار بزرگی که حاصل تدابیر راهبردی و تربیت سیاسی رهبر شهید است که دستاورد آن در لحظه جنگ با مهمترین ابرقدرت نشان داده شد.

  1. تنومندسازی شجره طیبه «مرم‌سالاری دینی»

ایران سالیان سال میان میراث تاریخی حکومت تک سالار شاهی و نیاز مردم‌سالاری به عنوان یک نظم مطلوب مانده بود. حکومت شاهی در مسیر مشروطه شدن سر از دیکتاتوری پهلوی در آورد و هیچ راهی به سوی مردم‌سالاری نیافت. تاسیس دولت مدرن در ایران، استبدادِ بدون ابزار سرکوب حکومت قاجار را تبدیل به دیکتاتوریِ دارایِ ابزار سرکوب پهلوی کرد و مردم سالاری به عنوان رویای ایرانی نا تمام ماند.

 مردم سالاری برای ممکن شدن و دوام داشتن باید از مبادی و بنیادهای اجتماعی همان جامعه سر برآورد. مردم سالاری غذای فوری جوامع نیست که بشود آن را در آتش فِر تحولات لحظه‌ای پخت و پز کرد. مردم‌سالاری پروژه نیست بلکه پروسه است و زمانی مانا است که بذر آن از داشته‌های زیست بوم خود جامعه  جوانه بزند و در بستر زمان از آن محافظت شود تا به درخت تنومندی برای سامان اجتماعی جوامع تبدیل شود. اسلام سیاسی شیعی همان امکان بومی بود که امام خمینی و مردم انقلابی در جریان انقلاب اسلامی با آن توانستند کاشت و جوانه زدن بذر مردمسالاری را در این سرزمین ممکن کنند. رهبر شهید انقلاب در طول 37 سال حکمرانی توانست این نهال نورسته جامعه ایران را به درخت تنومند تبدیل کند و نگذارد روندهای سیاسی نظیر درخواستها برای مادام العمر کردن ریاست جمهوری برخی چهره ‌های سیاسی و و روندهای قانونی نظیر تلاش‌ها برکناری نا به هنگام منتخبین ملت در طول دوران ریاست جمهوری به نهال مردم سالاری دینی آسیبی بزند. ایشان در این باره در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی در سال 96  که شکایت‌ها و گلگی‌های مردم از ولی‌فقیه به دلیل عملکرد دولت‌ بالا گرفته بود، در دیدار 19 دی مردم قم چنین فرمودند: « همه باید به مسئولین کمک کنند تا بتوانند کار خوب انجام بدهند. بنده البتّه تذکّراتی میدهم -عرض کردم، آنچه من گاهی علنی میگویم، یک‌دهم آنچه در جلسات خاص با آقایان عرض میکنیم هم نمیشود؛ گاهی هشدار میدهیم، گاهی دعوا میکنیم؛ معمولاً مسائل گوناگون را تذکّر میدهیم- منتها خب عرض کردیم، به‌قدر وسع. بنده این را به همه عرض بکنم: من مردم‌سالاری دینی را صادقانه قبول کرده‌ام، ما واقعاً قبول داریم مردم‌سالاری دینی را؛ هر کسی را که این مردم انتخاب بکنند، ما او را رئیس میدانیم، او را مسئول میدانیم، کمک به او را لازم میدانیم و وظیفه‌ی خودمان میدانیم؛ با همه‌ی دولتها این‌جور بوده، با این دولت هم همین‌جور است. بنده به همه‌ی دولتها کمک کرده‌ام.»

رهبر شهیدضمن آنکه اذعان داشتند به مردم‌سالاری دینی باور صادقانه دارند. نگاه‌بان نهال مردم سالاری دینی در صحنه سیاست ایران نیز بودند و افزون بر این، ایشان نظریه‌پرداز این نظم سیاسی بومی مردم پایه هم بودند و در بسط نظری این واقعیت اجتماعی بسیار قدرتمند عمل کردند.

فرجام سخن

این چهار میراث ارزشمند، اندکی از اقیانوس تراث حکمرانی عصر زعامت خامنه‌ای شهید و عزیز است. با تحلیل موشکافانه میراث چهارگانه فوق، می‌توان دریافت که حکمرانی 37 ساله رهبر شهید، برپایه یک سنتز خردمندانه میان ارزش‌های متعالی قدسی و ضرورت‌های زمینی دولت‌سازی استوار بوده است. ایشان توانستند تناقض ظاهری میان حفظ نظام و تحول‌خواهی، میان انقلابی ماندن و ثبات نظم سیاسی را از میان بردارند و نشان دهند که تثبیت یک ساختار سیاسی، نه به معنای ایستایی، بلکه بسترسازی برای پیشرفت است.

پیوند دادن مردم‌سالاری دینی به عنوان یک فرآیند بومی، با تولید قدرت بازدارنده که محک جنگ تحمیلی سوم توانمندی آن را به خوبی نشان داد، مدل جدیدی از دولت مقاوم را به جهان عرضه کرد که قدرت خود را از عمق زیست‌بوم فرهنگی و اعتقادی ملت خود گرفته‌است.

بنابراین، میراث امام شهید، یک بایگانی تاریخی نیست، یک منظومه فکری زنده است که ثابت کرد استقلال سیاسی با قدرت دفاعی پایدار می‌ماند و قدرت دفاعی با مردم‌سالاری ریشه‌دار عمق پیدا می‌کند. این دکترین جامع، ایران را از یک ابژه در نظم جهانی به یک کنشگر مستقل و تمدن‌ساز تبدیل کرد که حتی در سخت‌ترین لحظات بحرانی، اولویت خود را از نخبگی و علم‌آموزی سلب نمی‌کند. این سیاق حکمرانی فقیه شهید حضرت آیت الله خامنه‌ای میراثی سترگ برای آینده ایران است.

انتهای پیام/