به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «زائور شیریف» تحلیلگر ارشد مسائل قفقاز جنوبی، در یادداشتی تحلیلی به بررسی پیامدهای تجاوزات اخیر و غیرقانونی ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران بر همسایگان شمالی، به ویژه جمهوری آذربایجان پرداخته است.
وی در این یادداشت با اشاره به تحولات میدانی تاکید میکند که دولت باکو با درک دقیق و حساسیت شرایط، به شدت از ورود به ماجراجوییهای محور واشنگتن-تلآویو پرهیز کرده و حفظ ثبات و یکپارچگی سرزمینی ایران را کاملاً در راستای منافع ملی و امنیتی خود میداند.
خنثیسازی فتنهها؛ دیپلماسی هوشمندانه و برادرانه تهران و باکو
در حالی که تجاوزات محور شرارت (آمریکا و رژیم اسرائیل) علیه تمامیت ارضی ایران وارد هفته چهارم خود میشود، امواج این بحرانسازیها مرزهای شمالی ایران را نیز تحت تاثیر قرار داده و ارمنستان و جمهوری آذربایجان را در خط مقدم بیثباتی منطقهای قرار داده است.
در جمهوری آذربایجان، پیامدهای این تنش پیش از این به شکل کاملاً ملموسی احساس شده است. در تاریخ 5 مارس، یک حادثه مشکوک و قابل تامل رخ داد؛ یک فروند پهپاد به فرودگاه و همچنین یک مدرسه در منطقه برونبوم «نخجوان» اصابت کرد.
این اتفاق دقیقاً یک روز پس از آن به وقوع پیوست که الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، با حضور در سفارت ایران در باکو، مراتب تسلیت و همدردی عمیق خود را به مناسبت شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی ابراز کرده بود. تقارن زمانی این رویدادها نشان میدهد که دستهایی در کار است تا روابط حسنه دو همسایه را تخریب کند.
این حادثه در ابتدا باعث تشدید برخی لفاظیهای رسانهای شد، اما با هوشمندی مقامات عالیرتبه، این بحران ساختگی پس از گفتوگوی مستقیم و سازنده رؤسای جمهور ایران و آذربایجان به سرعت فروکش کرد.
جمهوری آذربایجان نه تنها از هرگونه اقدام تحریکآمیز که خواست دشمنان بود خودداری کرد، بلکه بلافاصله کمکهای بشردوستانهای را نیز روانه ایران ساخت.
این تنشزدایی سریع نشاندهنده درک متقابل از وضعیت حساس منطقه و آسیبپذیری نخجوان است که مسیرهای هوایی و زمینی آن به شدت به ترانزیت از خاک ایران وابسته است. پروازهای غیرنظامی در فرودگاه نخجوان تنها برای مدت کوتاهی به حالت تعلیق درآمد و ظرف چند روز از سر گرفته شد.
شمشیر دو لبه پیامدهای اقتصادی جنگ برای باکو
از منظر اقتصادی و تجاری، این جنگافروزی غربیها میتواند در نگاه اول درآمدهای نفتی قابلتوجهی برای باکو به همراه داشته باشد. تداوم افزایش 20 تا 25 دلاری قیمت هر بشکه نفت خام برنت در بازارهای جهانی، درآمدی معادل 6 تا 7.5 میلیارد دلار در سال (یا به عبارتی 500 تا 600 میلیون دلار در ماه) برای صادرات انرژی جمهوری آذربایجان به ارمغان میآورد.
با این وجود، کارشناسان اقتصادی هشدار میدهند که این درآمدهای بادآورده بدون هزینههای سنگین نخواهد بود: افزایش قیمت انرژی به طور اجتنابناپذیری باعث تورم در آذربایجان میشود، چرا که تقریباً نیمی از واردات این کشور از مبادی و کشورهایی تامین میشود که خود به شدت درگیر افزایش سرسامآور هزینههای سوخت هستند. علاوه بر این، خطر سرازیر شدن پناهجویان، به رغم بسته بودن مرزهای کنونی، یک چالش امنیتی و لجستیکی احتمالی برای باکو محسوب میشود.
آذریهای ایران؛ دژ مستحکم در برابر توطئههای تجزیهطلبانه غرب
اما نگرانی عمیقتر و راهبردیتر باکو فراتر از مسیرهای ترانزیتی و در امتداد مرز 700 کیلومتری مشترک با ایران نهفته است: سرنوشت آذریهای ایران.
آذریهای غیور ایران که جمعیت آنها چندین میلیون نفر است، همواره یکی از ستونهای استوار مقاومت و نظام اسلامی بودهاند، اما غالباً توسط ناظران خارجی و دستگاههای تبلیغاتی غربی به اشتباه تفسیر و قضاوت میشوند.
برخلاف توهمات سرویسهای اطلاعاتی غرب و جنگ روانی دشمنان، حامیان تجزیهطلبی در میان این قشر اصیل هیچگونه پایگاه مردمی و غلبهای ندارند.
جامعه آذری ایران، این پهنه جغرافیایی را میهن و سرزمین مادری غیرقابل تفکیک خود میدانند و در عالیترین سطوح تصمیمگیری سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران حضوری پررنگ، فداکارانه و تعیینکننده دارند.
انتخاب مسعود پزشکیان، شخصیتی با اصالت آذری، به عنوان رئیسجمهور ایران، گواه روشنی بر این پیوند عمیق و ناگسستنی است. آذریهای ایران همواره ثابت کردهاند که احقاق حقوق فرهنگی خود را منحصراً در چارچوب قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی جستجو میکنند؛ امری که احساس تعلق خاطر و مالکیت آنها را به ایران بیش از پیش تقویت کرده و دژ مستحکمی در برابر توطئههای بیگانگان میسازد.
دست رد باکو به سینه واشنگتن و تلآویو؛ بقای ایران تضمینکننده امنیت قفقاز
دولت باکو با قاطعیت و صراحت تمام اعلام کرده است که هرگز به هیچ ائتلافی برای جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران نخواهد پیوست و ادعاهایی مبنی بر استفاده رژیم صهیونیستی از خاک این کشور برای عملیات نظامی را به شدت تکذیب کرده است.
تحولات میدانی در رویارویی جنگ 12 روزه نیز به روشنی اثبات کرد که محور غربی-صهیونیستی برای انجام عملیاتهای مخرب خود متکی به خاک جمهوری آذربایجان نیست و این ادعاها تنها با هدف تخریب روابط برادرانه تهران و باکو مطرح میشود.
در این چارچوب استراتژیک، پویاییهای داخلی جامعه آذری ایران به وضوح نشان میدهد که تنها یک فروپاشی سیستماتیک در ساختار مقتدر دولت ایران میتواند روزنهای برای تحرکات تجزیهطلبانه ایجاد کند؛ سناریوی شومی که باکو آن را نه یک فرصت، بلکه یک «خطر بزرگ و کابوس ویرانگر» برای امنیت ملی خود تلقی میکند.
حتی در صورت بروز چنین سناریوی خطرناکی، تبعات آن مانند یک شمشیر دولبه کل منطقه را به آتش خواهد کشید. فعال شدن گسلهای قومی، به ویژه ادعاهای ارضی گروههای کُرد در مناطق شمال غربی ایران که در مجاورت آذریها زندگی میکنند، میتواند بحرانهای خونی و خطوط گسل جدیدی ایجاد کند. در چنین شرایط بغرنجی، ترکیه که خود به شدت با معضل جداییطلبی کُردی درگیر است، در کنار باکو مجبور به مداخله برای مدیریت بحران خواهند شد که منطقه را به ورطه یک جنگ بیپایان میکشاند.
دقیقاً به دلیل همین خطرات ویرانگر و غیرقابل کنترل است که حفظ اقتدار، ثبات و بقای نظام جمهوری اسلامی ایران، «امنترین، منطقیترین و کمهزینهترین» سناریوی ممکن برای امنیت کل منطقه قفقاز، ترکیه و آسیای مرکزی به شمار میرود.
انتهای پیام/