گرانی و رکود گردشگری؛ آیا سفر به کالای لوکس تبدیل شده است؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم، سفر همیشه فقط جابه‌جایی از شهری به شهر دیگر نبوده، برای خیلی از خانواده‌ها فرصتی  برای نفس کشیدن، ترمیم رابطه‌ها و ساختن خاطره بوده. اما حالا وقتی صحبت از سفر می‌شود، قبل از انتخاب مقصد، پای ماشین‌حساب وسط می‌آید. هزینه بلیت، اقامت، غذا و حتی یک تفریح ساده آن‌قدر بالا رفته که بسیاری از خانواده‌ها ترجیح می‌دهند قید سفر را بزنند. انگار سفر آرام‌آرام از نیاز روحی به کالای لوکس تبدیل شده است؛ آن هم درست در آستانه تعطیلات نوروز که همیشه فصل رونق سفر بود.

افزایش قیمت بلیت هواپیما و قطار، اولین مانع جدی است. خانواده‌ای که تا همین چند سال پیش می‌توانست با برنامه‌ریزی ساده، سفری چندروزه برود، حالا با دیدن قیمت‌ها عطای آن را به لقایش می‌بخشد. حمل‌ونقل جاده‌ای هم وضع بهتری ندارد؛ هزینه بنزین، استهلاک خودرو و عوارض جاده‌ای، سفر با خودروی شخصی را هم پرخرج کرده است. در چنین شرایطی، سفر دیگر یک تصمیم ساده نیست؛ یک چالش اقتصادی است که خیلی‌ها ترجیح می‌دهند از آن عبور کنند.

بعد از رسیدن به مقصد، داستان تازه شروع می‌شود. قیمت اقامت در هتل‌ها و حتی اقامتگاه‌های بوم‌گردی افزایش قابل توجهی داشته است. اجاره یک اتاق معمولی در بسیاری از شهرهای گردشگرپذیر، با درآمد متوسط یک خانواده همخوانی ندارد. هزینه غذا، ورودی اماکن دیدنی و تفریحات هم به این فهرست اضافه می‌شود. مجموع این هزینه‌ها باعث شده سفر، که زمانی بخشی از برنامه سالانه خانواده‌ها بود، حالا به برنامه‌ای نامعلوم و گاه حذف‌شده تبدیل شود؛ حتی در نوروز که بسیاری از خانواده‌ها تنها فرصت جدی سفرشان را در همین ایام می‌دیدند.

نتیجه این گرانی فقط محدود به خانواده‌ها نیست. رکود گردشگری، مشاغل محلی را هم تحت فشار گذاشته است. فروشندگان صنایع‌دستی، رانندگان محلی، رستوران‌داران، راهنمایان گردشگری و مغازه‌های کوچک شهرهای توریستی، همه وابسته به حضور مسافرند. وقتی سفر کم می‌شود، دخل این کسب‌وکارها هم کم می‌شود. چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن گرانی، سفر را کم می‌کند و کاهش سفر، اشتغال محلی را تهدید می‌کند.

اما آیا این مسیر حتما باید ادامه پیدا کند؟ راهکارها دور از دسترس نیستند، البته اگر گردشگری را یک صنعت جدی ببینیم نه یک فعالیت حاشیه‌ای. نخست، مدیریت و نظارت واقعی بر قیمت بلیت و اقامت در ایام اوج سفر مانند نوروز ضروری است. شفافیت قیمت‌ها و جلوگیری از افزایش‌های ناگهانی می‌تواند بخشی از اعتماد از دست‌رفته مردم را برگرداند.

دوم، ارائه بسته‌های سفر ارزان و هدفمند برای خانواده‌های متوسط و کم‌درآمد است؛ بسته‌هایی که حمل‌ونقل، اقامت و بخشی از خدمات را به‌صورت یکجا و با قیمت کنترل‌شده عرضه کنند. توسعه اقامتگاه‌های اقتصادی، حمایت از خانه‌مسافرهای مجاز و تسهیل سفرهای ریلی می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد. حتی می‌توان با توزیع هوشمند سفر در بازه‌های زمانی مختلف و معرفی مقاصد کمتر شناخته‌شده، فشار تقاضا و جهش قیمت‌ها را کم کرد.

سوم، حمایت از مشاغل محلی از طریق وام‌های کم‌بهره، آموزش بازاریابی و ایجاد بازارچه‌های دائمی صنایع‌دستی می‌تواند به پایداری اقتصاد گردشگری کمک کند. اگر کسب‌وکارهای محلی تقویت شوند، هم کیفیت خدمات بالا می‌رود و هم رقابت سالم‌تر شکل می‌گیرد؛ رقابتی که در نهایت به نفع مسافر است.

در کنار همه این‌ها، باید به این نکته توجه کرد که سفر یک کالای تجملی صرف نیست؛ بخشی از کیفیت زندگی است. خانواده‌ای که بتواند حتی سفری کوتاه و مقرون‌به‌صرفه داشته باشد، از نظر روحی و اجتماعی وضعیت بهتری خواهد داشت. اگر نوروز به‌جای فصل رونق سفر، به فصل انصراف از سفر تبدیل شود، باید زنگ خطر را جدی گرفت.

حالا پرسش اینجاست: آیا قرار است سفر برای بخش بزرگی از جامعه به خاطره‌ای دور تبدیل شود، یا می‌توان با تصمیم‌های هوشمندانه کاری کرد که دوباره چمدان بستن، بخشی طبیعی از زندگی خانواده‌های ایرانی باشد؟

یادداشت از: زهرا سلیمی ، فعال رسانه‌ای و خبرنگار

انتهای پیام/