اندیشه مقاومت رمز پیروزی جبهه حق است
- اخبار استانها
- اخبار خراسان رضوی
- 03 اسفند 1404 - 16:09
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، آیتالله سید احمد علمالهدی، نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی در سومین جلسه تفسیر آیات قرآن کریم در ماه مبارک رمضان امسال که به میزبانی حسینیه دفتر نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی برگزار شد، اظهار کرد: در قرآن مجید ما یک سلسله دعا داریم که مضامین عالی و قابل توجهی دارد و هر کدام دارای تفسیر خاصی هستند. وقتی تصمیم گرفتم ادعیه قرآنی را تفسیر کنم، متوجه شدم که این ادعیه بسیار مهم هستند؛ زیرا دعاهایی هستند که افراد از اقوام و امتهای گوناگون در درگاه خدا میکردند و خداوند آن دعاها را که مورد توجه و استجابت قرار گرفتهاند، در قرآن از قول آنها نقل میکند.
وی افزود: یکی از آن دعاهای قرآنی این دعاست که به ما نیز توصیه شده آن را زیاد بخوانیم، مخصوصاً در قنوت نمازمان: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِینَ»، این دعا را بنیاسرائیل زمانی خواندند که در مقابل جالوت قرار گرفتند.
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی ادامه داد: بنیاسرائیل بعد از موسی بن عمران اختلافات زیادی پیدا کردند و از هم جدا شدند. انبیا و پیغمبرانی که در بنیاسرائیل مبعوث شدند، هرچه کردند نتوانستند آنها را متحد کنند، زیرا طبیعتاً طرفدار سلسلهای از منافع و مطامع خاص بودند که با منافع یکدیگر برخورد داشت. چون در منافع مادی و اقتصادی با هم تعارض داشتند، بینشان اختلاف افتاد و از هم دستهجات و قبایل گوناگون جدا شدند. حتی قبل از آمدن موسی هم اینها با هم اختلافات داشتند، منتها بعد از اینکه در وادی «تیه» گرفتار شدند و حضرت موسی از میانشان رفت، این اختلافات زیاد شد.
امام جمعه مشهد تصریح کرد: جناب یوشع بن نون اینها را هدایت کرد و به فلسطین رفتند. آنها را شکست دادند و بر سرزمین فلسطین مسلط شدند و آنجا را به عنوان ارض موعود فتح کردند. در میان بنیاسرائیل از همان اول قرار گذاشتند که مقام نبوت و ارشاد در یک نسل باشد و مقام مملکتداری و کشورداری در نسل دیگری. شاید انبیا نیز در این مسئله دخالت داشتند؛ آنهایی که در جریان نبوت قرار میگرفتند، از نسل یهودا و فرزندان یعقوب بودند. آنهایی که در جریان مملکتداری و مدیریت کشور قرار میگرفتند، از نسل یوسف بودند. اولیها در فلسطین حکومت میکردند و اولاد یهودا و دسته دیگر فرزندان حضرت یعقوب، پیغمبران و انبیایی بودند که در میانشان مبعوث میشدند و بنیاسرائیل را ارشاد میکردند.
آیتالله علمالهدی اضافه کرد: طبیعی بود که بین این دو جریان در طول تاریخ اختلافات زیادی هم اتفاق بیفتد و حتی کار به جایی رسید که آنها بر حسب قدرتی که به دست داشتند، انبیا را میکشتند و از بین میبردند تا منافع خود را تأمین کنند و بتوانند بر انباشت ثروت و دارایی مسلط شوند. از همان اول یهودیها دنبال پول بودند؛ آنگونه که معبودشان پول و ثروت و اقتصاد بود.
وی ابراز کرد: اینها بعد از اینکه فساد زیادی کردند، بر حسب روایتی که از امام باقر (ع) نقل شده، کار فسادشان به جایی رسید که در زمان ارمیای پیغمبر که از پیغمبران بنیاسرائیل بود، ظلم و ستم نسبت به انبیا زیاد شد و مفاسد بنیاسرائیل اوج گرفت.
نتیجه فساد بنیاسرائیل، تسلط جالوت بود
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: نتیجه توسعه فساد در بنیاسرائیل این بود که جالوت بر آنها مسلط شد. جالوت از قبطیهای مصر و از نسل فراعنه مصر بود. آیا واقعاً جالوت به عنوان انتقام فرعون مصر که توسط بنیاسرائیل در رودخانه نیل غرق شد و حکومت را از دست داد، قیام کرد و بر آنها مسلط شد؟ یا یک عامل نفوذی در میان بنیاسرائیل بود که بر آنها تسلط یافت.
عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: وقتی جالوت مسلط شد، برای انتقام گرفتن از فرعون غرق شده، بنیاسرائیل را بسیار آزار داد. مقدار زیادی از آنها را کشت، حتی به زنها و بچهها رحم نمیکرد، به هر عنصری از نسل بنیاسرائیل بود، او را از بین میبرد، خانههایشان را خراب کرد و آنها را از شهر و زندگیشان آواره کرد؛ کارهایی که الان صهیونیستها در فلسطین انجام میدهند. این جالوت در همین فلسطین بین بنیاسرائیل انجام داد. این سرزمین فلسطین چندمین بار است که گرفتار جور میشود.
آیتالله علمالهدی گفت: این جنایات جالوت توسعه پیدا کرد تا جایی که بنیاسرائیل به تنگ آمدند و فکر کردند چطور میتوانند از این وضعیت نجات یابند. از آیه 246 سوره بقره، خداوند جریان به تنگ آمدن بنیاسرائیل را بیان میکند و میفرماید: آنها نزد پیغمبری آمدند که در آن زمان مبعوث بود (قالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِیَارِنَا وَأَبْنَائِنَا). خلاصه اینکه آنها توبه کردند و گفتند: ما اشتباه کردیم، اکنون میخواهیم برگردیم. ما ظلمزده هستیم، حیثیت، جان و ثروت ما رفته، فرزندان ما را میکشند و زنان ما را مورد تعرض قرار میدهند، و ما نمیتوانیم زندگی کنیم.
وی اضافه کرد: پس برای ما فرماندهی تعیین کن تا به وسیله او به راه خدا با جالوت بجنگیم و شاید بتوانیم خود را از چنگ جالوت نجات دهیم، به واسطه کمکی که خداوند به ما انجام میدهد. خداوند میفرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ إِذْ قَالُوا لِنَبِیٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ...» به پیغمبر گفت: بگو خدای پادشاهی، یک رهبری را برانگیزد که با او به جنگ جالوت برویم و خودمان را نجات دهیم.
امام جمعه مشهد بیان کرد: در اینجا دو سه مسئله مطرح است: اولا، آنها احساس کردند که بدون رهبر و تشکل، امکان ندارد. باید رهبری باشد، یک فرماندهی باشد که تحت فرماندهی یک رهبر الهی، به جنگ بروند و پیروز شوند؛ چون میدانستند خودشان از پس جالوت برنمیآیند و باید خدا کمک کند. خدایی که قرار نیست به هر کسی کمک کند، بلکه مظهر و نماینده خود را امداد میکند. لذا گفتند: پیامبر برای ما رهبری بفرستد که نماینده خدا باشد تا با کمک خدا با جالوت بجنگیم و نجات یابیم.
مبعوث شدن طالوت برای نجات قوم بنیاسرائیل
آیتالله علمالهدی اضافه کرد: پیامبر فرمود شما قوم ظالمی هستید، در زمان موسی چقدر او را آزار و اذیت کردید، دوباره میخواهید خداوند برای شما پیامبری بفرستد و به شما دستور جنگ بدهد و شما نافرمانی کنید؛ آنها گفتند: خب، چرا ما در راه خدا نجنگیم؟ فقط به این دلیل که «اُخرِجنا من دیارِنا و أبنائنا»، ما از خانه و زندگی خود آواره شدیم، بچههایمان را نابود کردند، کُشتند و میکشند. خداوند فرمود: «فَلَمّا كُتِبَ عَلَیهِمُ القِتالُ تَوَلَّوا إِلّا قَلیلا مِنهُم وَاللّهُ عَلیمٌ بِالظّالِمینَ» یعنی، وقتی جنگ برایشان واجب شد، جز عدهی کمی، بقیه پشت کردند.
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی افزود: خدا کار خود را کرد و طالوت را فرستاد. پس از آن، باز هم بسیاری از آنان از جنگ سر باز زدند. امام باقر (ع) در روایتی میفرمایند: رسم ایشان (بنیاسرائیل) چنین بود که از یک نسل باید انبیا باشند و از نسل دیگر، مدیران، ملوک و زمامداران. بنابراین، آن پیامبر (که طالوت را معرفی کرد) خود نمیتوانست رهبر جنگ شود، چون از آن نسل نبود. گفتند: تو بیا و رهبری کن. اما رهبری باید از نسل دیگر باشد. پس از خدا خواستند تا برایشان رهبری برانگیزد و خداوند طالوت را مبعوث کرد.
آیتالله علمالهدی تاکید کرد: اما آنان به دو دلیل به طالوت ایراد گرفتند، اول اینکه، او از نسل یوسف نبود، بلکه از نسل بنیامین بود. در آن نسل، نه پیامبری وجود داشت و نه پادشاهی؛ پس چطور ممکن بود او ملک و رهبر شود؛ دوم اینکه، گفتند: او فردی فقیر است، ثروتی ندارد. معیار برتری در میان یهودیان و بنیاسرائیل ثروت بود. گفتند: چگونه ممکن است کسی که متموّل نیست، در رأس ما قرار بگیرد.
وی ادامه داد: پیامبر پاسخ داد: «إِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْکُمْ وَزادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْم و ...»، خدا او را بر شما برگزیده و در علم و توان جسمی به او وسعت بخشیده است. او شجاع و نیرومند است، در علم از همه برتر است؛ فقط ثروت ندارد. مگر شما نگفتید خدا برایمان رهبر بفرستد؟ این همان رهبر است که خدا برگزیده.
امام جمعه مشهد عنوان کرد: باز گفتند: چه دلیلی داریم که او واقعاً از سوی خدا منصوب شده است؟ پیامبرشان گفت: «إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فِیهِ سَکینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَبَقِیَّةٌ مِمّا تَرَکَ آلُ مُوسی وَآلُ هارُونَ»؛ نشانهی پادشاهی او این است که صندوق مقدس (تابوتِ عهد) برای شما بازگردانده خواهد شد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ابراز کرد: ماجرای تابوت چنین بود که وقتی حضرت موسی (ع) متولد شد، مادرش برای حفظ جانش، او را در جعبهای گذاشت و به رود نیل سپرد. این جعبه به قصر فرعون رسید و همان وسیلهی نجات موسی شد. بعدها، الواح تورات و برخی اسلحهها و زره موسی در همان تابوت نگهداری شد.
آیتالله علمالهدی بیان کرد: تا زمانی که آن تابوت در میان بنیاسرائیل بود، پیروز بودند و هیچ دشمنی بر آنان چیره نمیشد. اما با گذشت زمان، به آن بیاحترامی کردند و آن را خرافه دانستند؛ تابوت از نظرشان پنهان شد. از آن روز به بعد، ذلت بر آنان حاکم شد. پیامبرشان گفت: نشانهی الهی بودن پادشاهی طالوت همین است که خدا دوباره آن تابوت را بهدست او بازمیگرداند. در نتیجه، تابوت به وسیلهی فرشتگان برگردانده شد و طالوت آن را میان بنیاسرائیل آورد. از همانجا مردم به او گرویدند و پذیرفتند که او رهبر برگزیدهی خداست.
وی اضافه کرد: سپس گفتند حال که چنین شد، برویم و با جالوت بجنگیم تا حق خود را بازستانیم. از آیهی 246 قرآن کریم چنین برمیآید که خداوند جریان حرکت طالوت بهسوی جالوت را چنین بیان میکند: «فَلَمّا فَصَلَ طالوتُ بِالْجُنودِ قالَ اِنَّ اللّهَ مُبْتَلیکُم بِنَهرٍ». وقتی طالوت سپاه خود را حرکت داد، به آنان نگریست و دید همگان آمدهاند، اما بدون تمایز ایمانی.
اتحاد باید بر پایه ایمان و حق باشد
آیتالله علمالهدی با بیان اینکه در رابطه با خدا وفاق اهمیت بسیاری دارد، عنوان کرد: خداوند متعال در قرآن میفرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا». ابتدا میگوید: به ریسمان خدا چنگ زنید، سپس از تفرقه نهی میکند. یعنی اتحاد باید بر پایهی ایمان و حق باشد، نه صرفاً بر سر منافع یا قدرت.
امام جمعه مشهد افزود: طالوت نگاه کرد، دید یک عده، که متأسفانه از سر بیتفاوتی یا بدخواهی، آمدند و خود را با دیگران یکی کردند تا با جالوت بجنگند. اما طالوت به آنها یادآوری کرد که آیا اینها که آمدهاند، واقعاً یاران خدا هستند که خدا یاریشان کند؛ طالوت گفت: «بسیار خوب، آمادهی جنگید. ما برای اینکه به این جنگ برویم و پیروز شویم، باید از آزمایشی که خداوند برای ما قرار داده، سربلند بیرون بیاییم. اگر در این برنامهی آزمایشی موفق شویم، خدا در میدان جنگ ما را یاری خواهد کرد؛ اما اگر شکست بخوریم، خدا ما را یاری نخواهد کرد.
وی ادامه داد: طالوت گفت «ان اللّهَ مُبتَلیكُم بِنَهرٍ»؛ این نهر، وسیلهی آزمایش ماست. پس به سوی آن حرکت کردند. وقتی به محلی رسیدند که اردوگاه جالوت در آنجا برپا بود که یک مکان وسیع بود و اردوگاه نظامی جالوت در شهر نبود، بلکه در بیرون شهر و با فاصلهی زیاد قرار داشت، لشکر طالوت به سمت آن پایگاه نظامی به راه افتاد.
عضو مجلس خبرگان رهبری بیان کرد: در مسیر، همه خسته شدند، کمکم آبشان تمام شد و تشنگی بر همگی فشار آورد. اتفاقاً در اوج تشنگی و گرمای ظهر، به نزدیکی آن نهر رسیدند. طالوت به فرمان الهی اعلام کرد: «امتحان شروع شد. هیچکس حق ندارد از این آب بیشتر از یک کف دست (یک غرفه) بردارد. فقط با دستتان یک کف بردارید و بنوشید، نه بیشتر؛ نه حق دارید مشکهایتان را پر کنید و نه هیچ کار دیگری.»
آیتالله علمالهدی عنوان کرد: تمام افرادی که آمده بودند، به ویژه آنهایی که اصلا خدا را قبول نداشتند و هدفشان صرفاً پیروزی بر جالوت بود (نه رضایت الهی)، این فرمان را زیر پا گذاشتند. آنها مانند شترانی که در آب بیفتند، هرچه خواستند خوردند و از این آزمون الهی شکست خوردند. پس از آن، حرکت کردند تا به پایگاه نظامی جالوت رسیدند. وقتی هیمنهی جالوت، ارتش عظیم او، و ابزار جنگیشان را دیدند، بسیاری از آنها گفتند: «لا طاقَةَ لَنا الیَومَ بِجالوتَ وَجُنودِهِ؛ امروز توانایی جنگیدن با جالوت و سپاهش را نداریم، اشتباه کردیم و برمیگردیم.»
وی تأکیدکرد: اما دسته قلیلی که از آب نخورده بودند و در آزمون سربلند بیرون آمدند، پاسخ دادند: «کَم مِن فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَت فِئَةً کَثیرَةً بِإِذنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصّابِرینَ»؛ بسا جمعیت اندکی بر جمعیتی بسیار زیاد پیروز شدهاند، به اذن خدا؛ و خدا با صابران است. اینطور نیست که همیشه پیروزی متعلق به کسانی باشد که تجهیزات و امکانات بیشتری دارند. خیر، تنها خدا کارساز است. سپس طالوت به کسانی که برگشتند گفت: «خیر، برنمیگردیم.»
امام جمعه مشهد ابراز کرد: هنگامی که بنیاسرائیل با تمام تجهیزات در مقابل جالوت صف کشیدند، طالوت در مقابل لشکر ایستاد. با آن هیبت عظیم، بدن عدهای از یاران طالوت شروع به لرزیدن کرد. اما آن عده قلیل که از آزمون الهی سربلند بیرون آمده بودند، بدون هیچ ترس و لرز، با لبانی خندان ایستادند. آنها هیچ تجهیزاتی نداشتند؛ طرف مقابل همه چیز داشت.
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی اضافه کرد: جالوت با شکوه فراوان، با زینتآلات زیاد، و اسکورت کامل خود را نمایان کرد. یکی از جلوههای قدرت او، الماسی قوی بود که بر کلاهخودش نصب شده بود و در مرکز پیشانیاش میدرخشید؛ نوری که خورشید را منعکس میکرد و هیبت جالوت را چند برابر میساخت.
نابودی جالوت به دست یک نوجوان
آیتالله علمالهدی گفت: در این میان، نوجوانی کم سن و سال به نام «داوود در بیابان مشغول کار با فلاخن (سنگانداز دستی) بود. چشمش به الماس پیشانی جالوت افتاد. سنگ را در فلاخن گذاشت، الماس را هدف گرفت و سنگ به وسط آن اصابت کرد. الماس شکست و ذرات آن وارد مغز جالوت شد. جالوت نقش بر زمین شد و تمام لشکریانش فرار کردند. بنیاسرائیل پیروز شدند. این قدرت خداست؛ به اذن الله.
وی خاطرنشان کرد: جالب اینجاست که قبل از آنکه داوود فلاخن به کار گیرد، همان گروه اندکِ مؤمن که از آب نخورده بودند، این دعا را خواندند: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ». نتیجهی این دعا، پیروزی آنها بود. اینها در جنگ پیشروی کردند و مسئلهی فلاخن داوود، حرکت نهایی بود. این دعا سرآغاز پیروزی شد.
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: حال باید ببینیم مضمون این دعا چیست. در جملهی رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا، بندگان از خدا میخواهند که ذهن و دلشان از هر دغدغه و ترس خالی شود، و جای آن را با اندیشهی مقاومت پُر کند. وقتی انسان دشمن را میبیند، معمولا ذهنش مشغول تجهیزات و قدرت ظاهری اوست: تانکها، موشکها، ناوها و فناوریهای پیشرفته. اما خدا میگوید: ذهن را از اینها فارغ کن و با صبر و ایمان پر ساز.
امام جمعه مشهد تصریح کرد: اگر خدا را باور داریم، باید بگوییم: به اذن الله، خدا همه کاره است. همان خدایی که با یک فلاخن ارتشی را نابود کرد، امروز نیز قادر است که موشک دشمن را از وسط بشکافد و ناوهایشان را به قعر دریا بفرستد. نه با محاسبات انسانی، بلکه با ایمان و ارادهی الهی.
اندیشه مقاومت رمز پیروزی مومنان است
آیتالله علمالهدی گفت: ما حزب خداییم؛ جبههای که برای پول و قدرت نمیجنگد، بلکه برای دین و رضای خداست. وقتی به این باور برسیم، دیگر از تجهیزات دشمن نمیهراسیم، چون باور داریم خدا با ماست. او همان است که با داوود بود.
وی افزود: دشمن مقابل ما، با سربازان فراوان و امکانات الکترونیکی و هوش مصنوعی میآید. ذهن ما پر میشود از این واژهها: «قدرت نظامی»، «خبررسانی»، «فناوری». اما باید از خدا خواست تا ذهن را از این تصورات خالی کند و بهجای آن، اندیشهی مقاومت را جایگزین سازد.
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی تأکید کرد: آدمی که خدا را باور کرد، دیگر متزلزل نمیشود؛ نه در برابر دشمن، نه در برابر سختیها. در شرایط فعلی، آنطور که برخی از نزدیکان نقل میکنند، حالِ مقام معظم رهبری بسیار آرام و مطمئن است. در عمرشان چنین خاطرهجمعی از ایشان ندیدهاند. چرا؟ چون همه چیز را برای خدا میخواهند. اگر پیروز شویم، به لطف خداست؛ اگر شهید شویم، برای خداست؛ در هر دو حال، ما با خداییم.
آیتالله علمالهدی افزود: وقتی اندیشهی مقاومت بر پایهی ایمان در ذهن ما جا بگیرد، قدمهایمان محکم میشود؛ همانطور که در دعا آمده: «ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا»؛ قدمهایمان را ثابت بدار. آنگاه نتیجهاش نصرت بر دشمن است: «وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ.»؛ یعنی پیروزی بر کفار در گروِ ثبات قدم مؤمنان است، و ثبات قدم در گرو ایمان و مقاومت. هرچه مقاومتر باشیم، پیروزیمان بیشتر است.
عضو مجلس خبرگان رهبری عنوان کرد: نکتهی مهم این است که کمک الهی برای همه نیست؛ برای کسانی است که بندهی خدا باشند. آن که خدا را باور نکرده، امداد الهی را نخواهد دید. خداوند بندگان خالصش را یاری میدهد، همانگونه که در جنگها و آزمونها، فقط مؤمنان واقعی مدد یافتهاند.
امام جمعه مشهد با اشاره به شرایط پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن ماه سال 75 گفت: اگر کسی خدا را باور کرد، مطیع خداوند میشود؛ در آزمون طالوت نیز همین بود: خدا گفت فقط یک کف آب بنوشید. مؤمنان مطیع بودند و نوشیدند، اما بسیاری نافرمانی کردند و شکست خوردند. پس امداد خدا خاص کسانی است که هم ایمان دارند و هم اطاعت میکنند.
آیتالله علمالهدی تأکیدکرد:در نهایت، قرآن فرمود: «فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِیلًا مِنْهُمْ»؛ تنها گروهی اندک سربلند بیرون آمدند. اما همین گروه اندک، وقتی با ایمان حرکت کردند، خدا آنان را یاری کرد و از دل همین قِلّت، پیروزی عظیم پدید آمد. پس باید ما نیز دل و ذهن خود را با دعا و باور الهی پر کنیم؛ با اندیشهی مقاومت در راه خدا و تکیه بر قدرتی که زوال ندارد.
انتهای پیام/282