اثر تبلیغات شهری بر‌ هویت فرهنگی مشهد

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، گسترش فزاینده تابلوهای تبلیغاتی و بیلبوردهای بزرگ در معابر و میادین مشهد، به‌ویژه در بافت‌های تاریخی و محله‌های قدیمی اطراف حرم مطهر رضوی، نه‌تنها سیمای بصری شهر را دستخوش تغییر کرده بلکه به باور کارشناسان، به‌تدریج هویت فرهنگی و معماری این محله‌ها را نیز تحت‌الشعاع قرار داده و پیامدهای روانی و اجتماعی قابل توجهی برای ساکنان به همراه داشته است.

مشهد به‌عنوان دومین کلان‌شهر ایران و پایتخت معنوی کشور، سالانه میزبان میلیون‌ها زائر و گردشگر داخلی و خارجی است. جایگاه ویژه این شهر در حافظه تاریخی و مذهبی ایرانیان، سبب شده تا هرگونه تغییر در سیمای شهری آن، بازتابی فراتر از یک مسئله صرفاً کالبدی داشته باشد. در سال‌های اخیر، افزایش چشمگیر تبلیغات محیطی، از بیلبوردهای عظیم در بزرگراه‌ها گرفته تا تابلوهای پرتراکم در خیابان‌های مرکزی و محله‌های قدیمی، به یکی از موضوعات مورد بحث در حوزه مدیریت شهری و میراث فرهنگی تبدیل شده است.

در محدوده‌های پیرامونی حرم امام رضا، که از منظر تاریخی و مذهبی دارای حساسیت مضاعف هستند، تراکم تابلوهای تبلیغاتی بعضاً به‌گونه‌ای است که نماهای سنتی و عناصر معماری بومی در پسِ رنگ‌های تند و تصاویر تجاری پنهان می‌شوند. کوچه‌ها و خیابان‌هایی که زمانی با آجرکاری‌ها، طاق‌نماها و سردرهای سنتی شناخته می‌شدند، اکنون در بسیاری موارد زیر سایه سازه‌های فلزی و پارچه‌های چاپی عظیم قرار گرفته‌اند.

کارشناسان حوزه شهرسازی معتقدند که تبلیغات محیطی، اگر بدون ضابطه و برنامه‌ریزی دقیق توسعه یابد، می‌تواند به «آلودگی بصری» منجر شود. مفهومی که در ادبیات برنامه‌ریزی شهری به معنای برهم خوردن نظم و هماهنگی عناصر بصری در فضاهای عمومی است. آلودگی بصری صرفاً یک مسئله زیبایی‌شناختی نیست، بلکه پیامدهای روانی نیز به‌دنبال دارد. پژوهش‌های دانشگاهی در حوزه روان‌شناسی محیطی نشان داده‌اند که قرار گرفتن مداوم در معرض رنگ‌های تند، پیام‌های تجاری پرتکرار و تصاویر متراکم، می‌تواند به افزایش سطح استرس، کاهش تمرکز و حتی احساس بیگانگی نسبت به محیط زندگی منجر شود.

در مشهد، که بخش مهمی از هویت شهری آن با مفاهیم زیارت، آرامش و معنویت گره خورده، این مسئله ابعاد عمیق‌تری می‌یابد. بسیاری از ساکنان محله‌های قدیمی اطراف حرم بر این باورند که فضای معنوی و آرام گذشته، به‌تدریج جای خود را به رقابت برندها و تبلیغات تجاری داده است. در برخی خیابان‌های منتهی به حرم، تابلوهای بزرگ با رنگ‌های درخشان و نورپردازی‌های شدید، چنان بر فضا مسلط شده‌اند که چشم‌انداز گنبد و گلدسته‌ها تنها در قاب‌های محدود و میان انبوه سازه‌های تبلیغاتی قابل مشاهده است.

از منظر هویت فرهنگی، هر محله دارای نشانه‌ها و عناصر شاخصی است که در طول زمان شکل گرفته و به ساکنان احساس تعلق می‌بخشد. این نشانه‌ها می‌تواند شامل معماری خاص، رنگ‌بندی هماهنگ نماها، تابلوهای سنتی کسبه یا حتی تناسب ارتفاع ساختمان‌ها باشد. هنگامی که تبلیغات محیطی بدون توجه به این بستر تاریخی و فرهنگی نصب می‌شود، پیوستگی بصری محله دچار گسست می‌شود و سیمای یکدست و قابل تشخیص آن از میان می‌رود.

در کلان‌شهرهایی مانند تهران نیز تجربه مشابهی وجود داشته و در سال‌های گذشته، طرح‌هایی برای ساماندهی تبلیغات محیطی در مناطق تاریخی اجرا شده است. مقایسه تطبیقی نشان می‌دهد که اعمال ضوابط مشخص در زمینه ابعاد، رنگ، نورپردازی و جانمایی بیلبوردها می‌تواند تا حد زیادی از تشدید آلودگی بصری جلوگیری کند. با این حال، در مشهد به‌دلیل فشارهای اقتصادی، وابستگی بخشی از درآمدهای شهری به تبلیغات و حجم بالای تقاضا برای فضاهای تبلیغاتی، کنترل این روند با چالش‌هایی همراه بوده است.

نکته قابل تأمل آن است که تبلیغات شهری ذاتاً پدیده‌ای منفی تلقی نمی‌شود. در بسیاری از شهرهای جهان، بیلبوردها و اِلِمان‌های تبلیغاتی با طراحی خلاقانه و هماهنگ با بافت شهری، حتی به بخشی از هویت بصری شهر تبدیل شده‌اند. اما تفاوت در نحوه مدیریت و میزان تراکم آن‌هاست. زمانی که نسبت میان فضای معماری و فضای تبلیغاتی برهم می‌خورد و سازه‌های تجاری بر عناصر تاریخی غلبه می‌کنند، تعادل بصری شهر از دست می‌رود.

در بافت‌های تاریخی مشهد، که برخی از آن‌ها قدمتی چند ده‌ساله و حتی بیش از یک قرن دارند، نمای ساختمان‌ها خود حامل روایت‌های اجتماعی و فرهنگی‌اند. حذف یا پوشاندن این نماها با بنرهای بزرگ، به‌نوعی حذف روایت‌های تاریخی از فضای عمومی است. این روند در درازمدت می‌تواند به تضعیف حافظه جمعی شهروندان ختم شود. حافظه‌ای که از طریق دیدن و تجربه روزمره فضاهای آشنا شکل می‌گیرد.

از منظر اجتماعی نیز، تغییر چهره محله‌ها بر حس تعلق ساکنان اثر می‌گذارد. وقتی ساکنان احساس کنند محیط زندگی‌شان بیش از آنکه بازتاب‌دهنده فرهنگ و پیشینه آن‌ها باشد، به ویترینی برای پیام‌های تجاری تبدیل شده، نوعی فاصله عاطفی با فضا ایجاد می‌شود. این احساس بیگانگی می‌تواند مشارکت اجتماعی و مسئولیت‌پذیری نسبت به حفظ محله را کاهش دهد.

در عین حال، برخی فعالان حوزه اقتصادی معتقدند که تبلیغات محیطی نقش مهمی در رونق کسب‌وکارها و معرفی خدمات شهری دارد و حذف یا محدودسازی شدید آن‌ها می‌تواند به کاهش درآمدهای شهری منجر شود. از این منظر، مسئله اصلی نه حذف تبلیغات، بلکه تدوین ضوابط دقیق و اجرای سخت‌گیرانه آن‌هاست. تعیین پهنه‌های مجاز تبلیغاتی، محدودسازی ابعاد بیلبوردها در بافت‌های تاریخی، استفاده از رنگ‌های هماهنگ با معماری بومی و کاهش نورپردازی‌های خیره‌کننده، از جمله راهکارهایی است که در بسیاری از شهرها به کار گرفته شده است.

به‌نظر می‌رسد در شهری مانند مشهد، که هویت مذهبی و تاریخی آن نقشی محوری در اقتصاد و فرهنگ دارد، ضرورت دارد میان منافع اقتصادی کوتاه‌مدت و صیانت از سرمایه‌های فرهنگی بلندمدت توازن برقرار شود. اگر سیمای بصری محله‌های قدیمی به‌تدریج دچار دگرگونی‌های نامتوازن شود، بازگرداندن آن به وضعیت مطلوب، مستلزم هزینه‌های بسیار و گاه ناممکن خواهد بود.

در نهایت، ساماندهی تبلیغات شهری در مشهد، نه صرفاً یک اقدام زیباسازی، بلکه گامی در جهت حفظ هویت فرهنگی، تقویت آرامش روانی شهروندان و پاسداشت جایگاه معنوی این شهر است.

تصمیم‌گیری در این حوزه نیازمند هم‌افزایی میان مدیریت شهری، کارشناسان میراث فرهنگی، فعالان اقتصادی و خود شهروندان است تا چهره شهری که سال‌ها در حافظه جمعی ایرانیان با معنویت و تاریخ گره خورده، زیر سایه بیلبوردهای رنگارنگ کم‌رنگ نشود.

یادداشت از: حمیده عبداللهی، فعال رسانه

انتهای پیام/