یادداشت| بارقه امید از سیوستان تا مکران؛ نسخه‌ای برای توسعه

خبرگزاری تسنیم ـ محمد شهرکی، فعال رسانه‌ای و علی محمدی، فعال فرهنگی و اجتماعی| سفر تاریخی رهبر معظم انقلاب به سیستان و بلوچستان در دوم اسفندماه 1381 و گفت‌وگوی ماندگار ایشان درباره ظرفیت‌های بی‌نظیر «مکران» نقطه عطفی بود که اگر مصوبات آن به‌درستی پیاده می‌شد امروز استان را در مسیر شتابان توسعه می‌دیدیم؛ نکته‌ای که خود ایشان نیز در دیدار مردم استان در شهریور 1402 بر آن تأکید کردند.

یادآوری آن سفر نه صرفاً مرور خاطره‌ای ملی، بلکه هشداری راهبردی است درباره ظرفیت‌سوزی‌هایی که به‌دلیل کوتاهی در مهندسی طرح‌ها و برنامه‌ها رخ داده است؛ ظرفیتی که می‌تواند از سیوستان تا سواحل مکران، بارقه‌های امید را شعله‌ور سازد.

سیستان و بلوچستان هفت خصلت بنیادین دارد: موقعیت راهرویی، دسترسی‌های اقیانوسی، نیروی انسانی جوان و پرتلاش، شرایط ویژه مرزی، منابع عظیم معدنی، قابلیت‌های منحصربه‌فرد کشاورزی و یک سابقه تمدنی و تاریخی که همه با هم این استان را به یکی از محرک‌های بالقوه توسعه ملی تبدیل می‌کنند.

تامل در چرایی عقب‌ماندگی استان نشان می‌دهد مسئله اصلی نه کمبود بودجه و نیروی انسانی است و نه فقدان ظرفیت‌های طبیعی و انسانی؛ بلکه ضعف در مهندسی طرح‌ها، پراکندگی برنامه‌ریزی و نبود گفتمان توسعه‌محور است که مانع تبدیل پتانسیل‌ها به خروجی ملموس شده است.

اجرایی شدن مصوبات سفر رهبر معظم انقلاب و بازخوانی آن تصمیمات می‌تواند نقطه شروعی عملی باشد؛ مصوباتی که نیازمند اراده‌ای ملی، یکپارچه‌سازی منابع و تمرکز بر پروژه‌های ساختاردهنده است تا اثرگذاری به‌صورت محسوس در زندگی روزمره مردم حس شود.

تعامل نظام‌مند با کانون‌های نخبگانی استان، همراه شدن با الیت فکری و نظریه‌پردازان محلی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های حوزوی و دانشگاهی، شرط لازم برای بازتولید ایده‌های بومی و تبدیل آنها به پروژه‌های قابل اجراست؛ این فرآیند باید با حفظ کرامت اجتماعی و مشارکت مردمی همراه باشد.

تشکیل هیات‌های اندیشه‌ورز تخصصی، پیوند دادن آن‌ها با دستگاه‌های اجرایی و ارائه طرح‌های قابل سنجش و زمان‌بندی‌شده، گام بعدی است؛ اتاق‌هایی که نه کنفرانس‌محور، بلکه پروژه‌محور عمل کنند و خروجی‌شان بسته‌های سرمایه‌گذاری قابل اجرا باشد.

تولید ادبیات توسعه‌گرایی به‌عنوان استراتژی اصلی استان ضروری است؛ ادبیاتی که زبان امیدبخش، اصولی و فنی داشته باشد و میان نخبگان، مدیران و جامعه عامه یک فهم مشترک از مسیر توسعه ایجاد کند. باید فراتر از شعارها عمل کرد و سازوکارهای شفاف برای پیگیری پروژه‌ها، ارزیابی عملکرد و پاسخگویی تعریف کرد؛ بدون شفافیت و پاسخگویی، سرمایه اجتماعی آسیب می‌بیند و روند توسعه کند خواهد شد.

سواحل مکران و دسترسی اقیانوسی، فرصت ویژه‌ای برای توسعه حمل‌ونقل، تجارت و صنایع دریایی فراهم می‌کنند؛ این ظرفیت باید در قالب طرح‌های زیربنایی و زنجیره تأمین منطقه‌ای متصل‌سازی تا مزایای آن به‌صورت پایدار نصیب استان و کشور شود. 

منابع معدنی و قابلیت‌های کشاورزی نیز می‌تواند موتورهای رشد منطقه باشند؛ شرط آن طراحی صنایع تکمیلی در مجاورت معادن و مزارع، تامین زیرساخت‌های لجستیکی و ایجاد زنجیره‌های ارزش محلی است تا ارزش افزوده در محل بماند و اشتغال پایدار ایجاد شود. جایگاه ژئواستراتژیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر استان علاوه بر فرصت، مسئولیتی ملی را نیز بر دوش می‌گذارد؛ مدیریت مرزها و تعامل هوشمند با همسایگان باید با رویکرد توسعه‌ای و امنیت اقتصادی همراه باشد تا منافع ملی و منطقه‌ای تأمین شود.

همدلی و همراهی مردم خطه، سرمایه‌ای گرانبهاست که باید با برنامه‌ریزی مشارکتی و تقویت نهادهای محلی تقویت شود؛ مشروعیت هر طرحی که مردم را در بر نگیرد پایدار نخواهد بود و بازتولید بحران در پی خواهد داشت. نسل جوان استان، نیرویی پوینده و آماده است؛ سرمایه‌گذاری هدفمند در آموزش‌های مهارتی، اشتغال‌زایی خرد و حمایت از کارآفرینی می‌تواند این انرژی را به تولید ثروت و ظرفیت‌های تولیدی تبدیل کند.

برای جذب سرمایه‌گذاری در مقیاس منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای باید بسترهای حقوقی، اداری و تضمین‌پذیری طرح‌ها فراهم شود؛ امنیت سرمایه‌گذاری، قراردادهای شفاف و سرعت در مجوزدهی از ملزوماتی است که سرمایه‌گذار را به میدان عمل خواهد کشاند. ایجاد پیوست فرهنگی در همه پروژه‌ها، یعنی توجه به هویت بومی، ملاحظات قومی و مذهبی و مشارکت اقوام محلی، موجب تقویت انسجام اجتماعی و افزایش تاب‌آوری برنامه‌ها خواهد شد؛ توسعه‌ای که هویت محلی را نادیده بگیرد، محکوم به شکست است.

اتخاذ رویکرد منطقه‌ای-ملی در برنامه‌ریزی برای مکران، یعنی پیوند دادن آن با سیاست‌های کلان اقتصادی کشور و سند گام دوم انقلاب، می‌تواند افق بلندمدتی برای شکل‌گیری یک تمدن نوین اسلامی در این پهنه جغرافیایی باز کند؛ اما این امر نیازمند هماهنگی بین‌بخشی است. در سطح اجرایی پیشنهاد می‌شود یک طرح جامع توسعه‌ای برای استان تدوین و تصویب شود — طرحی مبتنی بر شاخص‌های شفاف، زمان‌بندی شده و با مسئولیت‌گذاری مشخص؛ این طرح باید قابلیت جذب منابع ملی و خارجی را داشته باشد و زیرساخت نظارت مستقل نیز در آن پیش‌بینی شود.

نگاه ما به سیستان و بلوچستان باید تحول‌گرا و فعال باشد؛ دیگر زمان انتظار برای معجزه نگذشته، بلکه باید با کار مضاعف، نوآوری در مدیریت و پیوند استعدادها و منابع، روزهای خوب را خلق کنیم؛ سیاست‌گذار و مجری باید همزمان با هم کار کنند تا فاصله بین تصمیم و اجرا کوتاه شود.

سخن آخر روشن است؛ بارقه امید از سیوستان تا مکران نه یک شعار که یک برنامه عملیاتی و اخلاقی است؛ اگر امروز با همت، شجاعت در اصلاح ساختارها و همراهی همه بخش‌ها دست در دست هم دهیم، فردای این استان نه تنها روشن که الگویی برای توسعه‌ای عادلانه و پایدار خواهد بود.

انتهای پیام/