به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در هر جامعهای، اعتراضات مدنی و انتقاد از سیاستها و عملکردها، حقی طبیعی و بهرسمیت شناختهشده برای شهروندان است. این اعتراضات میتواند بستری برای گفتوگو، اصلاح امور و پیشرفت جامعه فراهم کند، اما هنگامی که این حرکتهای مردمی و حقطلبانه، از مسیر قانونی و مسالمتآمیز خود خارج شود و به دست افرادی با انگیزهها و اهدافی متفاوت بیفتد، ماهیتی دیگر مییابد، در این مرحله است که اغتشاش جایگزین اعتراض میشود و تخریب اموال عمومی، اماکن ضروری و مقدس، بهعنوان ابزاری برای ایجاد ترس، هرجومرج و ضربه زدن به اعتماد عمومی مورد استفاده قرار میگیرد. این تغییر ماهیت، نهتنها خواستههای اصلی معترضان را به حاشیه میراند، بلکه موجب دشمنی با مردم و ارزشهای جامعه میشود و آسیبهای ماندگار مادی و معنوی بهجای میگذارد.
شهادت شاهدان عینی از حادثه تخریب و آتشسوزی مسجد ابوذر تهران، تصویری هولناک و تأملبرانگیز از همین تبدیل اعتراض به اغتشاش سازمانیافته ارائه میدهد. شاهد اول با توصیف هجوم چندین نفر، بهوضوح بیان میکند که مهاجمان در حالت عادی نبودند و احتمالاً تحتتأثیر مواد مخدر یا مشروبات الکلی قرار داشتند. رفتار آنان ــ شکستن شیشهها، تخریب درها، اهانت به قرآنها با کوبیدن آنها به لوستر و در نهایت آتشزدن موتوری در داخل لابی ــ نشان از عمقی از خشم بیهدف و تخریبگری دارد. این شاهد با حیرت میپرسد: «مسجد چهربطی به اعتراض داره؟ مگه اقتصاد دنیا اینجا میچرخه؟»، پرسشی که گویای بیمعنایی و برنامهریزیشده بودن این حمله به مکانی مقدس و نمادین است.
.
شاهد دوم نیز بر غیرعادی بودن مهاجمان تأکید میکند و از مسلح بودن برخی از آنان به سلاحهایی مانند کلت و کلاشینکف گزارش میدهد. او از تلاشهای مذبوحانه خود برای خاموش کردن آتشهایی که با نمدهای آغشته به مواد اشتعالزا ایجاد میشد، میگوید، اما از هجوم گسترده و خشونت مهاجمان ناتوان مانده است. حتی تلاش او برای گفتوگو و درخواست از یک مهاجم برای خودداری از هجوم، با ضربوشتم مواجه میشود. این توصیفات نشان میدهد که با گروهی سازمانیافته و خشن روبهرو هستیم که هدفشان نه بیان مطالبه که ایجاد ترس و ناامنی و تخریب نمادهای مذهبی جامعه است.
تخریب عمدی اماکن مذهبی مانند مساجد، که جایگاه آرامش، عبادت و همبستگی اجتماعی برای میلیونها نفر هستند، پدیدهای عمیقاً زننده و تحریکآمیز است، این اقدام، نهتنها یک جرم عمومی، بلکه حملهای مستقیم به باورها و هویت بخش عظیمی از جامعه محسوب میشود، چنین کاری را نمیتوان ذیل هیچ جنبش اعتراضی حقطلبانه و مردمی جای داد، چرا که اعتراض واقعی، متوجه نهادهای تصمیمگیر است، نه مکانهای مقدسی که متعلق به خود مردم است.
این رویداد تلخ، درسهایی مهم بههمراه دارد؛ نخست آنکه لزوم تمایز قائل شدن بین اعتراضات مسالمتآمیز مردمی و اغتشاشات سازمانیافته را پررنگ میکند. دوم، نشان میدهد که چگونه برخی گروههای فرصتطلب یا معاند، از فضای اعتراضی سوءاستفاده میکنند و با تحریک احساسات و استفاده از عناصر خشونتطلب، مسیرها را بهسمتی میبرند که تنها نتیجهاش تضعیف انسجام ملی و تخریب زیرساختهای عمومی است.
در جمعبندی، حادثه مسجد ابوذر تهران ــ آنگونه که شاهدان عینی روایت کردهاند و تصاویر مشهود است ــ نمونهای دردناک از انحرافی خطرناک است؛ انحرافی که در آن، نارضایتیهای احتمالی، بهانهای میشود برای حمله به کرامت انسانی، امنیت عمومی و مقدسات جامعه. محکومیت چنین اقداماتی نهتنها وظیفه نهادهای حافظ امنیت که وظیفهای همگانی و فرافرقهای است تا مرز بین انتقاد سازنده و خشونت کور و بین اعتراض مردمی و اغتشاش بههمزننده نظم عمومی، همواره روشن باقی بماند.
انتهای پیام/+