عضو شوراي سياسي انصارالله: اگر جنگ دوباره آغاز شود،دست ما روي ماشه است

به گزارش گروه بين‌الملل خبرگزاري تسنيم، دولت، ملت و نيروهاي مسلح يمن پس از دو سال مجاهدت سرسختانه در جبهه پشتيباني از نوار غزه در برابر حملات ددمنشانه رژيم صهيونيستي و تحميل آتش بس و توافق تبادل اسراي فلسطيني و اسرائيلي، به رغم تحمل مصائب و آسيب هاي فراوان از آمادگي خود براي مشاركت در نبرد تحميلي آمريكايي-صهيونيستي عليه ايران سخن گفته و تهديد كرده است كه دستان توانمند نظاميان يمني بر روي ماشه است.

يمني ها با در دست داشتن اداره و كنترل امنيت باب المندب در دهانه درياي سرخ نقشي كليدي را در تضمين امنيت ناوبري و كشتيراني و جريان انرژي جهاني ايفا مي‌كنند، امري كه در صورت ادامه اقدامات خصمانه آمريكا و رژيم صهيونيستي عليه كشورهاي محور مقاومت به ويژه ايران مي تواند ضرباتي مهلك و جبران ناپذير را متوجه منافع آمريكا و متحدان غربي اين كشور و همچنين رژيم صهيونيستي وارد سازد.

بر همين راستا «يحيي سريع»، سخنگوي نيروهاي مسلح يمن در بحبوحه روزهاي نبرد 40 روزه رمضان در پيامي مهم كه در دوازدهمين سالروز «روز ملي ايستادگي يمن» كه هرساله به‌مناسبت آغاز تجاوز ائتلاف بين‌المللي تحت رهبري عربستان برگزار مي‌شود، منتشر شد از آمادگي صنعا براي ورود به جبهه حمايت و پشتيباني از محور مقاومت و در رأس آن جمهوري اسلامي ايران در نبرد با تجاوز آمريكا و رژيم صهيونيستي خبر داد.

سخنگوي نيروهاي مسلح يمن ضمن آنكه تهديد كرد دستان توانمند نيروهاي مسلح يمن براي ورود به اين نبرد به‌روي ماشه قرار دارد افزود؛ افزود‌يمن در صورت وقوع هر يك از سناريوهاي زير وارد درگيري مستقيم نظامي خواهد شد:

ـ پيوستن هر اتحاد ديگر به ائتلاف آمريكايي ـ صهيونيستي در جنگ عليه ايران و محور مقاومت

ـ استفاده آمريكا و اسرائيل از درياي سرخ به‌منظور انجام هرگونه عمليات عليه ايران و هر كشور مسلمان.

بر همين اساس خبرگزاري تسنيم در گفتگويي اختصاصي با «علي عماد»، عضو شوراي سياسي جنبش انصارالله به بررسي آخرين روند تحولات نبرد اخير، تحولات داخلي يمن و سناريوهاي احتمالي پيش روي مشاركت نيروهاي مسلح يمن اين كشور در نبرد با آمريكا و رژيم صهيونيستي پرداخته است.

علي عماد در اين گفتگو با تمجيد از مقاومت مثال‌زدني ايرانيان در مواجهه با حملات وحشيانه آمريكا و رژيم صهيونيستي و ابتنا به امر جهاد از نهادمندي ساختار دولت در ايران به مثابه الگويي براي ملت يمن و همه امت اسلامي به بزرگي ياد مي كند.

عضو شوراي عالي سياسي انصارالله يمن در ادامه با تقبيح مواضع كشورهاي عربي خليج فارس در خلال نبرد رمضان، از ايران به عنوان كشوري پيشرو در مسير مقابله با طرح‌ها و توطئه‌هاي صهيونيسم بين‌الملل در قالب طرح‌هايي چون اسرائيل بزرگ و خاورميانه بزرگ ياد مي‌كند.

متن كامل اين گفتگوي اختصاصي در ادامه به حضور مخاطبان خبرگزاري تسنيم تقديم مي‌شود.

در صورت ادامه جنگ آمريكا و اسرائيل عليه ايران دستان ما روي ماشه است

محور جهاد و مقاومت، در قالب امتي واحده، حركت و اقدامي واحد و حساب‌شده انجام مي‌دهد

تسنيم: بينندگان عزيز خبرگزاري بين‌المللي تسنيم سلام، هر كجا هستيد به اين مصاحبه كه از صنعا، پايتخت يمن انجام مي‌شود، خوش آمديد. در اين مصاحبه با آقاي «علي عماد»، عضو دفتر سياسي جنبش انصارالله همراه خواهيم شد تا با ايشان درباره تازه‌‌ترين تحولات منطقه‌اي و همچنين يمن بحث و تبادل نظر كنيم.

مهمان ارجمند جناب «علي عماد»، در ابتدا از طرف خبرگزاري تسنيم به شما خوش‌‌آمد عرض مي‌كنم. در آغاز مي‌خواهيم نظر شما را درباره موضع يمن در قبال تجاوز اخير آمريكا و رژيم صهيونيستي به جمهوري اسلامي ايران جويا شويم. فشارها و صحبت‌هاي بسياري چه قبل و چه بعد از اين اقام مشترك نظامي اعمال شد و همچنان بسياري منتظر موضع يمن هستند و سناريوهايي درباره احتمال مشاركت كشورمان و ميزان اثرگذاري آن مطرح مي‌كنند، به ويژه اگر موقعيت و جايگاه مهم يمن را در اين خصوص مدنظر قرار دهيم. چگونه مي‌توان اين انتظار و پيگيري دقيق موضع يمن از سوي افكار عمومي جهان را در خلال جنگ اخير تبيين كرد؟

علي عماد: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم، با سلام و صلوات بر محمد (ص) و آل محمد ...سوالاتي كه همواره درباره محور مقاومت و جهاد، در همه مراحل درگيري مطرح مي‌شود سوالاتي هستند كه تلاش مي‌كنند صحنه را به هم بريزند و هميشه سعي دارند موضوع را از هدف اصلي اين نبرد منحرف كنند. پرسش اصلي من اين است: اعراب كجا هستند؟ مسلمانان در كجاي اين نبرد ايستاده‌اند؟ اين است آن سؤال حقيقي كه بايد مورد پرسش قرار گيرد.

موضع يمن، موضعي ثابت است كه همواره بوده، هست و خواهد بود؛ يعني همراهي با محور جهاد و مقاومت و در كنار مستضعفان اين امت؛ محوري كه در ديدگاه خود شفاف است و ما بخشي از آن هستيم. يمني‌ها از روز اول به شكلي آشكار گام به ميدان نهادند و از طريق رهبرشان، سيد عبدالملك (الحوثي)، اعلام كردند كه دست ما روي ماشه است. اين اشاره، اين حركت و اين اعلام با همين هدف بود. اين به معناي اعلام صريحِ يك موضعِ شفاف، بي‌پرده، علني و آشكار است. در اينجا بود كه آشكار شد، موضعي روشن وجود دارد و اين مهم‌ترين نكته است. اما اينكه چه زماني اقدام شود، چگونه اقدام شود و ماهيت نبرد چيست و اينكه نبرد چه مراحلي دارد؛ معتقدم كه طرف مقابل، يمني‌ها و رهبرشان را آزموده‌ و دريافته‌اند كه تحركات همواره در بستر درست، مؤثر، كارآمد و به شكلي كه آشكارا دشمن را فرسوده مي‌كند، انجام مي‌شود. به همين دليل، وقتي امروز يمني‌ها دست به اقدامي مي‌زنند، آن عمل به معناي واقعي كلمه اقدام واقعي است و از موضعي شفاف سخن مي‌گويند.

در همين راستا فرماندهان ارشد سپاه پاسداران از اهميت اين موضع و زمان‌بندي آن در صورت لزوم، و همچنين از تأثير آن بر برخي تحركات آمريكا و صهيونيست‌ها در منطقه، مانند اشغال جزاير و امثال آنها به كرات صحبت كردند. موضع يمن نقش و اهميت بالايي داشت و در زماني مشخص و مؤثر، در چارچوب يك تاكتيك نظامي صورت مي‌گيرد. به همين دليل است كه مي‌گوييم  ما و محور جهاد و مقاومت، در قالب يك امت واحده، حركت و اقدامي واحد و حساب‌شده انجام مي‌دهيم.

در اين بين تأثير اقدامات ما هم با تاكتيك‌هاي نظامي، ماهيت نبرد و ميزان اثرگذاري آن بر روند درگيري ارتباط دارد. در عين حال، همان‌طور كه روشن است، ظرف چند روز يا چند هفته چه بسا چند روز ديگر بخش نظامي اقدام كرده و اعلام موضع كند و از آغاز نبرد خبر دهد. باز هم تكرار مي‌كنم و مي‌پرسم: اعراب‌ كجا هستند؟ مسلمانان در كجاي اين نبرد ايستاده‌اند؟ امروز براي هيچ فردي در محور جهاد و مقاومت سؤال و ابهامي ايجاد نشده، همان‌طور كه در مورد (عمليات طوفان الاقصي) حماس نيز ابهام و سوالي مطرح نبود، چون همه به حركت درآمدند. به همين دليل است كه همچنان استوار و مقام در ميدان حضور  دارند. همه در حد توان خود دست به تحرك و اقدام مي‌زنند... همه به دشمن ضربه وارد مي‌كنند... همه موضعي قدرتمند درباره ماهيت اقدام خود اتخاذ مي‌كنند... همه اعلام مي‌كنند كه ما بخشي از يك امت مبارز هستيم. به همين دليل، به اذن خدا، نهايت و فرجام اين اقدام پيروزي است و دشمن مي‌فهمد كه ما به عنوان يك امت واحده و با تمسك به ‌ريسمان خدا حركت و اقدام مي‌كنيم.

مواضع كشورهاي خليج فارس در خلال نبرد همراهي با آمريكا و اسرائيل بود

نبرد حاضر، جنگ «محور جهاد و مقاومت» با «ائتلاف اپستين» است

براساس سنت و وعده الهي در اين نبرد نيز پيروز خواهيم شد

تسنيم: در واقع، تحولات بزرگي در رابطه با حمله به جمهوري اسلامي ايران و همچنين پيامدهاي آن در سطح منطقه در جريان است. تحولات و تأثير آن بر كل منطقه را تا اين لحظه چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ تحولات بزرگي رخ داده؛ چه نشانه‌هايي از حيث مشاركت برخي كشورهاي منطقه در جنگ و چه از حيث مشاركت عملي در كنار اين تجاوزگري شاهد هستيد. به طور كلي اين قبيل تحولات از سوي كشورهاي منطقه در جنگ را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

علي عماد: اجازه بدهيد در اينجا نسبت به عملكرد برخي كشورهاي مزدور و سران كشورهاي مزدور، دست كم بايد تا حدودي خوش‌بين از خود نشان بدهيم. اگرچه آن‌ها مواضعي اعلام كردند و به آنچه به سوي ايران شليك مي‌شود اذعان كردند اما در ادامه مدعي شدند آنچه ايران انجام مي‌دهد عليه پايگاه‌هاي آمريكاييِ مستقر در منطقه نيست بلكه كشورهاي خليج فارس است. اين متأسفانه به معناي اعلام صريح به اين است كه آن‌ها بخشي از اين نبرد هستند و اينكه آن‌ها در جبهه‌اي هستند كه صهيونيست‌ها، اسرائيلي‌ها و آمريكايي‌ها در آن قرار دارند. اما در مقابل مي‌گويم كه موضع آن‌ها هنوز تا حدودي متوازن و متعادل است. به اين معنا كه آنها برخلاف گذشته كه معمولا اعراب به مانند جنگ عراق و بسياري ديگر از جنگ ها از جمله سوريه و ساير نبردها مداخله مي‌كردند؛ اين بار وارد يك نبرد نظامي مستقيم (با ايران) نشده‌اند.

متأسفانه ما در نبردهاي صهيونيست‌ها در منطقه، اولين سنگر آن‌ها بوديم. الان مي‌گويم ما در واقع در يك «بيداري واقعي» در قبال ماهيت اين نبرد هستيم، اينكه ما با آمريكا و اسرائيل رخ به رخ هستيم، يك وضعيت درست و مطلوب است. بله، متأسفانه برخي كشورها وجود دارند كه ديگر فقط در وضعيت نفاق به سر نمي‌برند، بلكه به بخشي از صهيونيست‌ها مبدل شده‌اند؛ مانند رژيم سعودي و غيره. يعني ماهيت‌شان در اين نبرد آشكار شده است؛ نه فقط امروز، بلكه از قبل هم مشخص بود، از وقتي آن رخدادها در غزه و غيره اتفاق افتاد. پس مي‌گويم كه ماهيت نبرد امروز، يك نبرد طبيعي و منطقي است كه عبارت است از وضعيت نبرد با اين غربِ كافر كه نمادش همان صهيونيسم جهاني است.

امروز حقايق آشكار شده و نقاب‌ها كنار رفته است. وضعيت در ماهيت نبرد روشن است؛ يك مكتب و ائتلاف بزرگ به نام «محور جهاد و مقاومت» وجود دارد كه مبارزه را به عنوان پروژه‌اي براي مقابله با صهيونيست‌ها پذيرفته است، و در مقابل، گروهي هستند كه ايالات متحده آن‌ها را گرد هم آورده است. گروهي از صهيونيست‌ها و لشكري از «ائتلاف اپستين» كه همگي در اين جامعه پست و زبون روسياه شده‌اند.

امروز همگي اين‌ها (محور مقاومت) به مبارزه با آنها حركت مي‌كنند؛ اين يك موضوع بسيار مهم است، زيرا اگر به ده سال پيش نگاه كنيم، وضعيت صرفا خلاصه مي‌شد در جنگ‌هاي عربي-عربي؛ تحت عناويني همچون فرقه‌گرايي، يا جنگ‌هاي اسلامي-اسلامي و مذهبي كه همگي ساخته دست اين دشمن بود. به همين خاطر مي‌گويم ماهيت نبرد امروز بنيان يك منازعه آينده نگر پايدار است؛ نبردي مستمر و ادامه‌دار كه در مواجهه با اين دشمن طبيعي است؛ و ماهيت آن از همان روز اول كه شروع شد، همين بود. يعني شروع آن از آخرين نبردهاي پيامبر (ص) بود. وقتي كه پيامبر (ص) در بستر شهادت بودند، لشكريان را به فرماندهي « اسامه بن زيد» بسيج كردند. اين ارتش اسلامي براي مقابله با اهل كتاب به راه افتاد و ما امروز در حال زندگي در همان نبرد هستيم. متأسفانه براي دوره‌اي، برخي از ما به سمت درگيري‌هايي كشيده شديم كه ساخته دشمن بود، اما امروز در صحنه و معادله درستي از نبرد به سر مي‌بريم. نبردي كه سرانجام آن پيروزي است؛ و اين يك سنت و وعده الهي است.

دشمنان محور مقاومت در مواجهه با ضربات دردناك يمن حيران و سرگردان شده‌اند

عربستان به واسطه مواضع يمن از مشاركت در اين جنگ اجتناب كرد

عربستان مي‌داند كه اگر عليه ايران وارد جنگ شود صبر ما تمام مي‌شود و تاوان سنگيني‌ مي‌پردازند

تسنيم: در ميان صحبت‌هايتان به نكته مهمي اشاره كرديد؛ اينكه شايد نوعي درنگ و عدم آشكار شدنِ همدستيِ گسترده از سوي اين رژيم‌ها وجود دارد منظورم در ورود به نبرد است؛ يعني درباره برخي كشورهاي عربي يا اعلام مشاركت آن‌ها با دشمن صهيونيستي صحبت مي‌كنم و پيش از اين نيز سخنگوي نيروهاي مسلح يمن در بيانيه‌اي اعلام كرده بود كه اگر برخي كشورها در تجاوز عليه جمهوري اسلامي مشاركت كنند، يمن نيز در پاسخ مشاركت كرده و فعالانه عمل خواهد كرد. آيا اين اعلام موضع، در تصميم‌گيري برخي از اين كشورها تأثيري داشته است؟

علي عماد: به همين دليل مي‌گوييم كه موضع يمن، موضعي حساب‌شده و متوازن است؛ حملات او دردآور شده تا جايي كه دشمن از توانايي خود در برخورد با آن حيران مانده است؛ چرا كه يمن به فضل الهي ابزارهاي قدرت را در دست گرفته است، ابزارهايي كه به شكلي مؤثر ضربه وارد مي‌كنند؛ اگر در رأس آن‌ها تنها نيروي دريايي و تأثيرگذاري‌اش را در نظر بگيريم و همچنين تسلط كامل آتشباريِ دريايي بر تنگه و درياها كه حتي تا اقيانوس هند و فراتر از آن امتداد يافته است، حقايق براي ما آشكار مي‌شود.

لذا در اينجا مي‌گويم كه موضع يمن روشن است، موضعي از سر قدرت است. متأسفانه بايد اين حقيقت را بگويم كه امروزه بسياري از كشورها از جمله برخي كشورهاي حاشيه خليج فارس كه با اين جنگ همراهي مي‌كنند، مي‌دانند كه هرگونه ورود مستقيم در كنار دشمن بر ماهيت تقابل با آن‌ها تأثير خواهد گذاشت؛ و در رأس اين كشورها عربستان سعودي است كه خطرات ورود به اين نبرد را درك مي‌كند.

عربستان به هر حال به گونه‌اي رفتار مي‌كند كه گويا به مثابه برادر بزرگتر و يك پدر براي ساير كشورهاي خليج فارس است؛ مي‌گويم مثل پدري قاطع و سخت‌گير، و بقيه كشورهاي خليج فارس هم مثل فرزنداني هستند كه برخي از آن نافرماني مي‌كنند و برخي مطيع اين كشور هستند. به همين دليل، كافي است، موضع سعودي‌ها مشخص باشد، تا بقيه كشورها نيز موضع خود را با آن هماهنگ كنند، حتي اگر فقط يك هياهوي رسانه‌اي در رسانه‌هايشان و امثال آن ديده شود. اما عربستان متأسفانه همان نوك پيكان و خنجري است كه هميشه از طريق گروه‌هاي تكفيري و تفكر وهابي‌اش به پهلوي امت اسلام ضربه وارد مي‌كند. به همين دليل عربستان در حقيقت به واسطه موضع يمن مهار شد؛ موضعي كه بسيار موثر و در عين حال حمايت‌گرانه از ايران بود.

عربستان مي‌داند كه يمني‌ها چقدر در قبالش صبر پيشه كرده و خويشتنداري مي‌كنند و مي‌داند كه در هر تقابل آتي، عربستان بها و تاوان اين صبر يمني‌ها را خواهد پرداخت. صبري رهبري يمن بابت آن مورد ملامت قرار مي‌گيرد، اما اين رهبري است كه اين ملامت‌ها را تحمل و هميشه گفته شده كه پايانِ صبر، پيروزي است. لذا مي‌گويم قطعاً موضع يمن در تنظيم اين زمينه مؤثر بود. بسياري از كشورهاي عربي هرگونه اقدام مستقيم را كنترل كردند و در رأس آن‌ها مثلاً كشورهاي آفريقايي و برخي ديگر از كشورها بودند موجود.  آگاهي‌شان ملي وفرهنگ آنها بالاتر از آن است كه در اين پروژه صهيونيستي درگير شوند.

ايران اكنون خط مقدم دفاع از امت و آرمانهاي اسلامي است

ايران مانع تحقق ايده اسرائيل بزرگ در كشورهاي اسلامي است

جهاد برابر كفار، راه حل مشكلات بسياري از كشورهاي اسلامي است

تسنيم: در خصوص موضع يمن، تلاش‌هاي زيادي براي مخدوش كردن اين موضع وجود دارد و كوشش‌هايي براي القاي اينكه اين موضع نشان‌دهنده بي‌مسئوليتي و بي‌تفاوتي است و اينكه به‌طور مشخص انصارالله به رنج مردم يمن و شرايط يمني‌ها اهميتي نمي‌دهد. مباني‌ كه شما بر اساس آن‌ها گزينه مشاركت در كنار محور مقاومت را برگزيده‌ايد چيست؟

علي عماد: در واقع، اولا اينكه ما در اين زمينه حق انتخاب نداريم و مسئوليتي بر گردن ماست؛ مسئوليتي ديني كه اگر در قبال آن كوتاهي كنيم مورد بازخواست قرار مي‌گيريم. مسئوليتي شرعي،اخلاقي،انساني و بشري. همه به وضوح نسبت به مطامع و جاه‌ طلبي‌هاي دشمن براي تسلط بر منطقه ما آگاه هستند. ما زماني كه در كنار ايران حركت مي‌كنيم، نمي‌گوييم كه با ايران حركت مي‌كنيم، بلكه اين ايران است كه امروز پيشگام حركت است و در خط مقدم دفاع از امت ما و از آرمانهاي عربي و اسلامي ما قرار دارد.

ايران در طرح اوليه آنچه تحت عنوان «اسرائيل بزرگ» از ‌آن ياد مي‌شود، جاي ندارد. در طرح بزرگ اخير خبري از خاورميانه جديد نيست. همچنين يمن نيز در اولويت‌هاي نخست اين طرح جايي ندارد. اهداف اين عمليات، يعني اين پروژه، به‌صراحت از سوي رهبران صهيونيسم و رهبران اسرائيل اعلام شده است و اين‌ها اخبار پيشگويان نيست. اين موضوع به‌دست رهبر جنايتكارشان نتانياهو به رويكرد روشنفكران، جريان‌هاي فكري، رسانه‌ها و نقشه‌هاي اعلام‌شده حتي در درون سازمان‌هاي بين‌المللي تبديل شده است.

همچنين طرحي كه در قالب پروژه ابراهيمي يا طرح‌هايي مشابه كه توسط ترامپ يا كاندوليزا رايس در چارچوب خاورميانه بزرگ مطرح شده است همه اين‌ها از سوي روشنفكرانشان اعلام شده، تا جايي كه اكنون در سينما و فرهنگ عمومي آنها نيز دست به دست مي‌شود. تمام طرح‌هاي آن‌ها آشكار شده است؛ اين طرح مصر، شامات، لبنان، سوريه و فلسطين و همچنين عراق، عربستان را تا مكه و حتي كويت را نيز در مرحله اول در زمره اهداف خود دارد. كويت اكنون از جمله كشورهايي است كه شايد اكنون توجه چنداني متوجه آن نباشد، اما براي آن نيز نقشه‌هايي طرح‌ريزي شده و در ادامه حتي مي‌توانم بگويم امارات و دبي را نيز هدف قرار مي‌دهد. اين هدف گذاري همه را شامل مي‌شود. ابعاد اين طرح آشكار و واضح است، همه در زمره اهداف اين پروژه هستيم.

به همين دليل مي‌گويم امروز ايران از همه ما دفاع مي‌كند و يمن نيز به همين ترتيب مقاومت مي‌كند؛ اگرچه در گام هاي اين پروژه جايي ندارد. به همين خاطر، زماني كه حركت مي‌كنيم، اين يك امر واجب است. اين تنها بخشي از ماجراست، چون در نهايت ما با طرحي روبرو هستيم كه خودِ ما را هدف قرار داده است.

به همين خاطر است كه مي‌گويم جهاد بسياري از مشكلات منطقه را حل مي‌كند؛ چون مشكلات ما در منطقه به دليل ترك جهاد است؛ چراكه دشمن به طور مستمر بر روي تخريب ما كار مي‌كند و براي ايجاد تفرقه در ميان ما مي‌كوشد. دشمن براي غارت ثروت‌هاي ما و تجزيه ما تلاش مي‌كند. استعمارگردان براي اين كشورهايي كه پس از استعمار پديد آمدند، ايده شكل‌دهي نظام‌هاي ضعيف را مدنظر قرار داده تا بدين وسيله اقتصاد ما را غارت كند و ما را حتي از رسيدن به ابتدايي‌ترين حقوق، مانند خودكفايي و توسعه در بسياري از امور باز دارد، برنامه‌هايي كه ثروت‌هاي ما را آشكارا غارت مي‌كند، پايگاه‌هايش را مي‌سازد و ما را استعمار مي‌كند. اين نوعي استعمارِ در پوشش و پنهان است. يعني پايگاه‌هايش در منطقه ماست و ما را از داشتن سلاح منع مي‌كند.

با وجود اين شرايط، چگونه مي‌توان از شر آنها خلاص شد؟ با چه ابزاري؟ با مذاكرات؟ يعني با التماس كردن به آن‌ها؟ قطعاً نه، اين هدف محقق نمي‌شود مگر با جهاد. دنيا بارها گزينه مذاكره را آزموده است؛ چگونه فلسطين را آزاد كنيم؟ اين سرزمين يكصد سال است كه اشغال شده و دنيا حدود 70 سال است كه مذاكره مي‌كند، صرفا به اميد «شايد و اگر» و در عين حال هر روز اشغالگري در مناطق گسترش مي‌يابد؛ شهرك‌سازي و اشغالگري بيشتر مي‌شود و ولع و طمع و زياده‌خواهي رژيم متوقف نمي‌شود. به همين دليل مي‌گويم كه جهاد ما را از واقعيت‌هايي كه در آن به سر مي‌بريم آزاد خواهد كرد. حتي ايران وقتي امروز با قدرت در مسير جهادي حركت كرد مشكلات داخلي‌اش را به وضوح حل كرد.

به همين دليل است كه معتقدم جهاد هميشه يك راه حل است. ما نيز در واقعيت داخلي خودمان به وضعيتي مشابه هستيم. مثلاً دو سال وضعيت صلح و آرامش را تجربه كرديم يا وضعيت كاهش درگيري و تنش؛ اما در نهايت چه شد؟ از نظر اقتصادي چه تغيير و تحولي روي داد؟ چون دشمن هنوز دست به كار است. دشمن به توافقات صورت گرفته در پرونده اسرا عمل نكرد، نمي‌گويم فقط يك پرونده، بلكه منظورم مردمي بودند كه در زندان به سر مي‌بردند. پس اينجا مي‌گويم جهاد يك ضرورت و يك راه حل است؛ نه فقط چون نامش را جهاد مي‌گذاريم يا چون واجب شرعي است، بلكه حتي اسكاتلندي‌ها هم از آن استفاده كردند حركت و اقدام در مواجهه با استعمارگر و بسياري ديگر تا از وضعيتي كه در آن هستند آزاد شوند. در همه معاني و مفاهيم آن كار با محور جهاد، به خودي خود يك آرمان عادلانه و بزرگ است.

امروز وضعيت اين‌گونه است كه اگر من مثلاً با آمريكا يا نتانياهو يا ترامپ همراه شوم، در وضعيتي خفت‌بار خواهم بود، زيرا من مكتب آن‌ها را مي‌شناسم كه كوچكترين و ساده‌ترين تصوير آن «جزيره اپستين» است. اما وقتي با بزرگاني چون يحيي سنوار، اسماعيل هنيه، سيد حسن نصرالله، محمد الغماري، صالح الصماد، سيد حسين الحوثي و سردار سليماني گام بر مي‌داريم، با نام‌هايي كه همگان آنها را مي‌شناسند، وضعيت كاملا متفاوت است.

امروز مردم تازه فهميده‌اند معناي امام خامنه‌اي (ره) چيست؟ متأسفانه ملت‌ها اين‌گونه‌اند. هميشه اطلاعات را از دشمن مي‌گيرند؛ اما حالا شناخت درباره اين بزرگان را آغاز كرده‌اند. پس معتقدم وقتي با اين بزرگاني حركت مي‌كنيم كه حركتشان، شهادت‌شان و فداكاري‌هايشان حتي درد و رنج‌هاي دروني ما را درمان كرد؛ درد و رنج‌هاي فرقه‌اي و مذهبي را شفا داد و ما را در اين مسير به پيش راند، اين خود نشانه اين حقيقت است كه حركت حاضر، حركتي مطلوب است كه بايد به آن برسيم، در غير اين صورت چه خواهد شد؟ به وضعيتي شبيه عربستان كه در سطح داخلي به آن دچار آمده است گرفتار مي‌شويم.

دشمن در حال آماده‌سازي طرح «خاورميانه و اسرائيل بزرگ» براي امت و بسياري امور ديگر است؛ پس بايد حركت كنيم، بايد مشكل‌مان را با دشمن از طريق جهاد حل كنيم. اين گزينه خواست شخص من نيست؛ اين گزينه‌اي است كه قرآن پيش روي ما قرار داده است، همان‌طور كه بسياري از فرايض ديگر را بر ما واجب كرد. آيات جهاد را بر ما فرض كرد كه به تنهايي با تمام آيات عبادات برابري مي‌كند؛ بيش از حدود 500 آيه....اين در حالي است كه ما صرفا به آيات مشخصي درباره نماز و روزه چسبيديم و هر آنچه هم‌تراز آن‌ها بود، مثل زكات و فرايض و معاملات را كلاً به حال خود رها كرده‌ايم. در يك وضعيت متوقف شديم و گمان كرديم دين همين است. نه، دين و آنچه ما را اصلاح مي‌كند، تمامِ كليت يك دين است كه در حركت و جهاد نهفته است.

سكوت رهبران عرب خليج فارس در خلال جنگ با فشار آمريكا بود

دروغ پوشالي بودن حمايت هاي آمريكا از كشورهاي عرب منطقه در اين جنگ آشكار شد

ايران از موضعي عزتمندانه براي خروج آمريكا از منطقه ضربه وارد مي‌كند

تسنيم: در واقع مقاومت يك گزينه انساني است و نه فقط منحصر به مسلمانان. بسيار خب،‌ سخناني درباره آينده منطقه و امنيت منطقه‌اي مطرح مي شود، و در اين بين بسياري از افراد فريب‌خورده خواستار همان مفهوم «ثبات» هستند كه دشمن آمريكايي و صهيونيستي در مورد آن تبليغ مي‌كند، مي‌روند. در حقيقت جمهوري اسلامي ايران، همان‌طور كه ذكر كرديد، از امت و از حقوق اين امت دفاع مي‌كند. آثار و پيامدهاي اين جنگ بر آينده ملت‌ها چيست؟ به ويژه اگر همدستي با پروژه آمريكايي و صهيونيستي نيز در ميان باشد؟

علي عماد: در حقيقت، اين يكي از شاخص‌هاي مثبت است؛ اولاً مي‌توانم بگويم كه ما در حال تجربه يك «وحدت اسلامي» با تمام معناي آن هستيم كه درباره‌اش صحبت كرديم يا در مهم‌ترين مراحل آن هستيم كه تأمل و تفكر ملت‌هاست، اين نظام‌ها ده‌ها سال است كه وجود دارند، دشمن آن‌ها را ساخته و بعدها نظام‌هاي جديدي را جايگزين آنها كرده است. تحت عنوان «بهار عربي» وغيره، كه در نهايت نظام‌هاي دست‌نشانده دشمن هستند مواضع آن‌ها همواره همان مواضع قبلي است؛ در تعامل با ملت‌ها همان طغيان و در قبال مواضع اسلامي همان انكار را دارند مقابله آن‌ها با جنبش‌هاي اسلاميِ موجود كه با دشمن مبارزه مي‌كنند، مشخص است. يك عنوانِ واحد و مهم وجود دارد: «غربالگري مردم»؛ وضعيت روشن است و كسي نياز ندارد در اين باره حرف بزند، چون امور بديهي و آشكارند.

اما بياييد امروز در ملت‌ها تأمل كنيم، الحمدلله ما در وضعيتي از وحدت اسلامي به سر مي‌بريم؛ در گفتمان مصري، در گفتمان تونسي و يمني تأمل كنيد. حتي در سكوت عرب هاي خليج فارس تأمل كنيد، حتي سكوت كشورهاي عربي خليج فارس؛ سكوت آن‌ها منظورم نخبگان است، معنا دارد چراكه افراد بسياري در قامت ارتش‌ مجازي در فضاي مجازي صحبت مي‌كنند حتي سكوت عرب هاي خليج فارس كه امروز زير اين چتر (سلطه) هستند. و مي‌تواند فرصتي براي بيرون راندن آمريكايي‌ها باشد به همين دليل است كه مي‌گويم مثلاً اولاً وضعيت ملت‌ها و وضعيت آگاهي آنها، از مهم‌ترين سلاح‌هايي است كه پيش‌تر با آن امت را هدف قرار داده بودند و امروز همين آگاهي است كه امت را به جايگاه طبيعي‌اش باز مي‌گرداند. به همين دليل امت در حال تجربه نوعي ائتلاف و نزديكي است؛ در نهايت نيز چهره نظام‌هاي ظالمِ موجود فاش شد، مثلاً امروز رژيم سعودي همواره ادعا مي‌كند كه رهبر جهان عرب است، اما نمي‌تواند كاري كند؛ محمد بن سلمان نه صحبتي كرده و نه در رسانه‌ها ظاهر شده است. اما سلمان كه خدا مي‌داند قصه‌اش چيست؛ هيچ‌كدام ظاهر نشدند، فقط بحرين چيزهايي گفت كه فقط در حد حرف بود منظورم اين است كه ديگر حتي در رسانه‌ها هم حضوري ندارند، مگر فقط برخي اظهارات؛ ترسيده‌اند و آمريكايي‌ها آن‌ها را منع كرده‌اند كه حتي از آن‌ها سؤالي در اين رابطه بپرسند. و در خلال اين تجاوز آنها را با اتخاذ اين مواضع روسياه مي كنند، به ويژه به واسطه مواضع اخير و عبارات مبتذلي كه اظهار داشتند اظهاراتي از روي درماندگي و حرف‌هاي پيش‌پاافتاده؛ و البته اين طبيعي است، برخورد طبيعي با واقعيت و وضعيت آن‌هاست، متأسفانه.

و اين براي ما به عنوان اعراب توهين‌آميز است و آزرده مي‌شويم، اما اين يك واقعيت است؛ به همين دليل اينجا مي‌گويم كه براي امت‌ها و ملت‌ها وضعيت روشن شده است، حتي براي حكومت‌ها چون تحت فشار هستند؛ اما مثلاً اگر ملاحظه كنيد، حكومت‌هايي كه امروز خارج از خليج فارس هستند، اظهاراتشان شفاف و روشن است

آن‌ها نيز شروع به صحبت درباره پروژه‌هاي جايگزين كرده‌اند؛ آن ائتلاف عربي-عربي كجاست؟ آمريكايي‌ها هيچ خدمتي به شما نكردند. آمريكايي‌ها نتوانستند چيزي را براي شما تثبيت كنند؛ آمريكايي‌ها فقط با ايجاد پايگاه‌ها، شما را استعمار كردند، اين‌ يك استعمارِ پنهان است كه در مناطق آن‌ها وجود دارد؛ از طريق همين پايگاه‌ها، شما را از ساخت سلاح منع كردند شما را حتي از به دست گرفتن سلاحي كه از آن‌ها مي‌خريد منع كردند و آن سلاح را خودشان اداره مي‌كنند؛ سلاح فقط براي اين است كه پول‌هايش را بپردازيد، در نهايت اين‌ها پايگاه‌هاي دروغين هستند در تمام موضوعات، هواپيماها و غيره، آن‌ها نمي‌توانند بمباران كنند و در هيچ امري نمي‌توانند حركتي انجام دهند؛ شما نيز روشن است كه حضور آمريكا در دوره گذشته جز فرسايش هيچ دستاوردي نداشته است اما در جنگ‌ها حضوري نداشتند؛ نظاميان آمريكايي در هتل‌ها اقامت كردند و بعد از هتل‌ها فرار كردند؛ پس آن حمايت كجاست؟ فرار كردند تا ميان مردم زندگي كنند؛ و وقتي هتل‌ها هم بمباران شد، باز هم فرار كردند.

هنگامي كه آمريكايي‌ها اعلام كردند پايگاه‌هايشان را تخليه مي‌كنند؛ اين‌ها فقط مكان‌هايي‌ بودند كه از لحاظ استعماري آن‌ها حضور داشتند هيچ توان محافظتي از آنها ندارند، به همين دليل اين وضعيت طبيعي است كه اگر حكومت‌ها عقل داشتند و درك مي‌كردند، البته مردم دريافته بودند كه اين حضور معقول و منطقي نيست به همين دليل بايد در امنيت ملي امت به طور كلي بازنگري شود و اين جز با معيارهاي قرآني ممكن نخواهد بود. و همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد؛ يعني همان معيارهاي شناخته‌شده؛ همان آيه‌اي كه مي‌گويد «دشمن‌ترينِ مردم نسبت به مؤمنان را خواهي يافت كه...»؛ يعني معيارهايي كه براي همه مردم روشن است: دوست و دشمن كيست؟ ما يك امت واحد هستيم؛ ايرانِ امروز و يمن، مثلاً فقط به عنوان دو نمونه عرض مي‌كنم يا مثلاً حزب‌الله، يا حتي اين دو كشور؛ اگر عرب‌ها واقعاً در امنيت ملي خود به اين كشورها تكيه مي‌كردند ديگر هيچ استعمارگري در منطقه جايگاهي نداشت.

تجربه هم روشن است؛ آمريكا در درياها درمانده شده و ديگر آن توانايي سابق را ندارد. ما فقط به اين نياز داريم كه ملت‌ها از واقعيتي كه در آن هستند بيدار شوند؛ اما حكومت‌ها ضعف‌شان امروز آشكار شده است؛ نمي‌توانند از خود دفاع كنند، نمي‌توانند از حريم هوايي‌شان محافظت كنند، اين را به خاطر ترس از ايران نمي‌گويم بلكه منظورم سوءاستفاده آمريكا از سرزمين هاي آن‌هاست. موضع ايران، موضعي عزتمندانه است و به عنوان يك راه حل به آمريكا ضربه مي‌زند تا از منطقه خارج شود. تا اينكه حكومت‌ها در واقعيت خود بازنگري كنند و بكوشند امنيت‌شان را به شكلي درست پايه‌ريزي كنند.

در شرايط كنوني منطقه در وضعيت جان بر كف براي جهاد قرار داريم

در فرهنگ يمني آمريكا همچون «پر كاه» است

تسنيم: استاد علي، در شرايط كنوني حد و حدود حمايتي كه مي‌توانيد به جمهوري اسلامي ايران، حزب‌الله و مقاومت عراق ارائه دهيد تا كجاست؟

علي عماد: اولاً من آن را «حمايت» نمي‌نامم؛ ما يك امت واحد، و داراي يك پيكر و طرح واحدي هستيم. دشمن نيز يكي است؛ لذا مرزي وجود ندارد. اين يك وضعيت پايدار و مستمر است. اين يك مسئوليت جمعي است؛ ما را جز در صفوف اول نخواهند ديد. كاملاً ايمان داريم منطقه‌اي كه در آن هستيم و جغرافيايي كه در آن تحت اين رهبري عظيم قرار گرفته‌ايم همگي عناويني براي يك مسئوليت بزرگ هستند كه حتماً بايد به آن عمل كنيم و بر روي آن كار كنيم و در انجام آن تلاش كنيم، وگرنه در پيشگاه خداوند مورد بازخواست قرار خواهيم گرفت. مسئوليت يمني‌ها در نصرت و ياري، ريشه تاريخي نيز دارد. مشاركت يمني‌ها پيش از اسلام و در كنار پيامبران پيشين نيز در اين عرصه و در خوي و سرشت آن‌ها وجود داشته است.

نحوه‌ شكل‌گيري، حضور و جايگاه ژئوپليتيك و جغرافيايي ما در اين منطقه، همگي مواردي هستند كه ما را ملزم مي‌كند تا هميشه و تا ابد ياور باشيم؛ همواره حاملان و سرآمدي از هويت ايماني باشيم. به همين دليل مي‌گويم كه هيچ حد و حدودي در اين موضوع وجود ندارد؛ ما فقط با حكمتِ رهبري و در زمان مناسب حركت مي‌كنيم و ضرباتي موثري را وارد مي‌كنيم. به لطف خدا و بر اساس تجربيات ايمان داريم كه هر زمان رهبري حركتي انجام داده، نتيجه آن پيروزي بوده است. تمام تجربياتي كه ما از سال 2004 تا امروز و سال 2002 داشته‌ايم گواه اين است. هر روز اين موضوع جدي‌تر مي‌شود؛ حضور و تأثيرگذاري بيشتر شده و حتي توانايي دشمن براي آسيب به ما ضعيف‌تر مي‌شود؛ ما قدرتمندتر مي‌شويم و اين البته يك سنت است و مي‌بينيم كه اين‌گونه است. اين مسير با عظمت و قدرت الهي به شكلي واقعي اداره مي‌شود؛ به همين دليل شاهد هستيد كه به محض اينكه پاي آمريكايي‌ها به محدوده مناطق ما باز شد، پاسخشان را داديم. ما توانايي‌ و سلاحش را داريم و خداوند به ما قدرت بخشيده و توفيق داده و به واسطه انديشه و تفكر و تلاش‌هاي رزمندگان، براي مقابله‌اي بزرگ آموزش ديده‌‌ايم و همچنان روز به روز قدرتمندتر خواهيم شد. بسته به ماهيت نبرد، در كنار رهبري در ميدان حاضر خواهيم بود و در اين طرح بزرگ قرآني مشاركت خواهيم كرد.

فلذا مي‌گويم اقدام و حد و حدود آن، همان حد و حدودي است كه خداوند در قرآن بر ما واجب كرده است: وضعيت جهادِ جان‌بركف، مقتدر، مؤمن به پيروزي و مؤمن به قدرت مقابله با دشمن و مؤمن به اينكه آمريكا چون «پر كاه» است. اين بخشي از فرهنگ ماست و آن را عملاً آزموده‌ايم. آمريكا چون پر كاه است و دشمنان فرومايه و ترسو هستند و همه از اين امر آگاه هستند. تنها اعراب و برخي از مسلمانان كه دين را رها كردند، اين جايگاه را به دشمنان دادند كه گويا آن‌ها قوي هستند. اما من بر اين باورم كه مثلاً كشوري مثل ايران با اين امپراتوري و اين دشمن بزرگ با همه تكنولوژي‌ و سلاح‌هايش مقتدرانه و تاثيرگذار مبارزه مي‌كند، حتي از نظر سياسي، حضور رسانه‌اي، سياسي و اظهاراتش نيز توانمند ظاهر شده است. وزراي آن و حتي برخي شهدا، تأثير بسيار بزرگي دارند؛ منظورم اين است كه ما در تمام عرصه‌ها از آن‌ها [آمريكايي‌ها] برتر هستيم. در همه زمينه‌ها؛ و اگر آن‌ها گمان مي‌كنند كه مثلاً از نظر رسانه‌اي، سياسي يا تأثير بر آگاهي جمعي پيشي گرفته‌اند، خير اين‌طور نيست.

اين موضوع را امروز الحمدلله شاهد هستيم؛ الان مردم حتي محمد بن سلمان و اين رهبرانِ دست‌نشانده و خارج‌نشين را دنبال نمي‌كنند. اين بت‌هاي پوشالي محلي از اعراب نيستند؛ امروز تمام چشم‌ها و گوش‌ها به سخنراني‌ها و كلمات سيد عبدالملك در روزهاي پنجشنبه و به اظهارات فرماندهان و رهبران در ايران دوخته شده است. همچنين به رهبران برادرمان در لبنان و در حماس؛ اين است واقعيتِ امروز. ما در تمام جوانب پيروز شديم؛ حتي در بحث رهبران، ديگر هيچ رهبر ديگري از آنها اساساً تأثيرگذار نيست. تأثيرگذاري تنها متعلق به رهبريِ واقعيِ امت اسلامي شده است.

يمن در قبال اقدام نظامي عليه ايران از درياي سرخ سكوت نخواهد كرد

تسلط بر هرمز و باب المندب عطيه الهي براي محور مقاومت است

تسنيم: جناب آقاي عماد، هنگام صحبت از جمهوري يمن و مشاركت نيروهاي مسلح يمن در كنار محور مقاومت، نگاه‌ها به سمت درياي سرخ دوخته مي‌شود آيا تماس‌هايي در عرصه بين‌المللي با هدف تنش زدايي، وجود دارد؟ آيا تلاشي براي برقراري ارتباط با صنعا انجام مي‌شود تا در صورت گسترش جنگ، در بخش تجارت بين‌الملل به عواقب ناگواري ختم نشود و نيروهاي مسلح يمن تهديدات خود را عملي نكنند؟

علي عماد: موضع يمن، موضعي شناخته‌شده و متوازن است؛ دشمن، دشمن است، بي‌طرف، بي‌طرف و دوست هم دوست است. به همين دليل، حتي اگر تحركي در درياي سرخ صورت گيرد، دشمنان مستقيم هدف قرار خواهند گرفت. ما بي‌گدار به آب نمي‌زنيم و به دنبال آسيب رساندن به انسان‌ها نيستيم. اين را نمي‌گويم كه شعار داده باشم؛ به همين خاطر حتي موضع امروزِ ايران هم روشن است؛ اينكه شروع كرده به تعامل با كشورهايي كه دوست و متحد و غيره هستند و صرفا اجازه عبور به هواپيماهاي آمريكايي يا مشاركت به دشمن را نمي‌دهد. اين يك وضعيت طبيعي است، لذا موضع ما حساب‌شده و متوازن است. آمريكا نيز اين را درك مي‌كند؛ براي مثال از حضور نظامي در گذرگاه باب‌المندب اجتناب كرده است. اكنون آمريكا هيچ حضور نظامي ندارد و ناوشكن‌ها ديگر از آنجا عبور نمي‌كنند. منظورم اين است كه آمريكا درك مي‌كند موضع يمن اجازه چنين كاري را به آن نخواهد داد؛ و اين همان چيزي است كه خواسته ماست.

در نهايت در سطح تجاري نيز همين‌طور است. همان‌طور كه اشاره كرديم، اگر برخي كشورهاي حاضر در محدوده درياي سرخ به واسطه ورود مستقيم به نبرد دست به حماقت بزنند آن‌ها توان تحمل عواقبش را نخواهند داشت؛ يمني‌ها در برابر اين مداخله، چه در دريا، چه در زمين و چه در هوا، بسته به ماهيت نبرد، سكوت نخواهند كرد. همه چيز بسته به تصميم رهبري است؛ پس موضع يمن در دريا آشكارا عليه دشمن تاثيرگذار است. آنچه مشخص است اينكه دشمن  آمريكايي‌ها و اسرائيلي‌ها به وضوح از حضور يا استفاده از درياي سرخ در نبردهايشان اجتناب مي‌كنند و اين امروز يكي از بزرگترين نقاط ضعف آن‌هاست؛ درست همان‌طور كه توانمندي ايران در خصوص موضوع تنگه هرمز نيز به شكلي مؤثر و چشمگير نمايان شد. اين‌ها ابزارهاي قدرت و در واقع يك عطيه الهي متناسب با ماهيت مسئوليت‌پذيري است. 

عربستان هم دشمني است كه به اذن خدا بر او غلبه خواهيم كرد

تسنيم: جناب آقاي علي عماد، اخيرا خبري منتشر شده كه سر و صداي زيادي به پا كرده، به ويژه در محافل رسانه‌اي خبري مهم و قابل توجه كه مربوط به باب‌المندب است. سخن از برخي سران مزدوران است كه از تلاش براي پياده‌سازي نيرو در جزيره «ميون» يمن خبر داده‌اند. در مقابل شاهد تكذيبيه‌اي بوديم كه از سوي برخي سران «دولت قانوني» در جبهه مقابل صورت گرفت. اگر ممكن است ما را در جريان اين رويداد مهم بگذاريد و اينكه چه كسي پشت آن قرار دارد و چرا چنين سردرگمي و آشفتگي در طرف مقابل ديده مي‌شود؟ مقصودم مزدورانِ موسوم به «دولت يمن» است كه در سطح بين‌المللي به رسميت شناخته شده‌اند...

علي عماد: درباره وضعيت مزدوران و تلاش‌هاي هميشگي‌شان، بايد بگويم كه هرگز نبايد موضع يمن را از طريق آن‌ها سنجيد. موضع و وضعيت آن‌ها به وضوح بيانگر موضع عربستان سعودي است. با اين تفاوت كه عربستان آن‌ها را جلو مي‌اندازد تا موضعي مشخص و معلوم را اعلام كنند. براي مثال، امروز مي‌بينيد كه ده‌ها يا صدها نفر كه در تظاهرات شركت مي‌كنند در واقع سربازان و نظاميانِ اردوگاه‌هاي «تعز» هستند. كاملاً روشن است كه اين‌ها همان نظاميان مزدوري هستند كه در اين مناطق حقوق دريافت مي‌كنند .اين كار تلاشي براي  كردن ر حمايت از صهيونيست‌هاست، در حالي كه اين امر در واقع موضعِ سعودي است.

در رابطه با جنگ مستقيم با ايراني‌ها، ما حتي تظاهراتي در خيابان‌هاي داخلي عربستان نديديم كه موضعي را نشان دهد. درباره موضع اعلام‌شده از سوي مزدوران، اين يك موضع پست در جهت تلاش براي خوش‌خدمتي و نزديك شدن بيشتر به اربابانشان است. رقابتي است ميان خودشان براي سردمداري در صحنه و دستيابي به امتيازات بهتر و بيشتر؛ كه كدام‌يك مزدور بزرگتر يا منافق مهم‌تري است و امثال آن. اما از نظر تأثير نظامي، آن‌ها ديگر اصلاً نقش برجسته‌اي ندارند. اين‌ها همان‌هايي بودند كه در طول نبرد غزه حضور داشتند.در همان جغرافياي موجودِ امروز در «المخا» و ديگر مناطق حضور داشتند، اما در طول نبرد با آمريكايي‌ها در باب‌المندب، هيچ‌گونه مشاركتي نداشتند. آن‌ها هرگز نمي‌توانند مهره‌ تأثيرگذاري باشند؛ چرا كه نبرد و ماهيت آن، سلاح‌هاي به‌كاررفته و تأثيرگذاري‌اش، به مراتب فراتر از توان آن‌هاست. آن‌ها اكنون به باري براي كساني كه تأمين مالي‌شان مي‌كنند، تبديل شده‌اند.

شايد در روز اول با اين تصور آن‌ها را در آنجا گذاشته شدند تا از طريق آنها بر باب‌المندب مسلط شوند. اما امروز در دنياي موشك‌هاي هايپرسونيك و پهپادها و غيره تأثير آن‌ها ديگر به چشم نمي‌آيد و گويي اصلاً وجود ندارند. وضعيت آن‌ها فقط در حد همان حالتي است كه به شما گفتم؛ يعني فقط مي‌خواهند بگويند «ما هم هستيم». چراكه ميان خودشان و حتي با سعودي‌ها، به دليل مداخلات قبلي امارات، همچنين به خاطر درگيري‌هايي كه با «شوراي انتقالي» رخ داد با هم اختلاف دارند. اكنون طارق صالح در سطح منطقه «المخا» تلاش مي‌كند از روابط قبلي‌اش با امارات تبري بجويد و مي‌كوشد خود را بازيابد، به همين دليل در اين مناطق تظاهرات‌هايي به راه مي‌اندازد.

حزب «اصلاح» نيز در «تعز» به حركت درآمده و مي‌گويند: «ما همگي مزدور هستيم، ما را فراموش نكنيد!»، «ما هم توانش را داريم كه مردم را به خيابان بياوريم». من اخبار را دنبال كردم، همان چهره‌هاي نظامي هميشگي هستند كه مدام اظهارنظر مي‌كنند. به همين دليل مي‌گويم كه موضع‌گيري آن‌ها بي‌تأثير است. بله، واقعاً هلي‌‌برن‌هايي در جزاير صورت گرفته است كه دشمن اماراتي‌ يا ديگران، همچنان در آنجا حضور دارند. آمريكا و اسرائيل قطعاً روي اين موضوع حساس هستند، اما اين بخشي از نبرد است؛ درست مثل وضعيتي كه در جزيره «سقطري» حاكم است. بخشي از اشغالگري است كه پيش‌تر عربستان به همراه امارات، قطر و ديگران در قالب آنچه «ائتلاف عربي» ناميده مي‌شد، آشكارا آن را دنبال مي‌كردند. امروز عربستان تنها مانده و ادعا و گمان مي‌كند كه تنها اشغالگرِ باقي‌مانده است؛ و اين اتفاق خوبي است. ما بسياري از مشكلات را با بقيه طرف‌ها حل كرديم، و ان‌شاءالله عربستان هم دشمني است كه به اذن خدا بر او غلبه خواهيم كرد.

برادران ايراني ثابت كردند فرماندهان محور جهاد و مقاومت هستند

نهادها و موسسات جمهوري اسلامي ايران واقعا مكتبي است كه بايد از آن‌ها الگو گرفت

 

تسنيم: ان‌شاءالله. در پايان استاد علي، چه پيامي براي جمهوري اسلامي ايران، ملت‌هاي عرب و همچنين ملت يمن داريد؟

علي عماد: در حقيقت درباره برادران در ايران، صادقانه مي‌گويم كه شما اولاً ثابت كرديد فرماندهان محور جهاد و مقاومت هستيد. همچنين توانايي خود را در مديريت نبرد با دشمن به شكلي عالي به اثبات رسانديد در عين حال ثابت كرديد كه ابزارهاي قدرت را در اختيار داريد، آن‌ها را ساخته‌ايد و تمام عده و عده لازم را براي مقابله پيشدستانه با دشمن فراهم آورده‌ايد، تمام اسباب را فراهم كرديد. همچنين حكمت و درايت خود را در اين نبرد به خوبي ثابت كرديد. به همين دليل، ما با نگاهي سرشار از تمجيد، شگفتي و تكريم به آن‌ها مي‌نگريم.

علاوه بر اين نهادها و موسسات در كشور جمهوري اسلامي ايران واقعا مكتبي است كه بايد از آن‌ها الگو گرفت؛ اينكه چگونه نهادها و يك «دولتِ نهادمند» اداره مي‌شود. من خودم و بقيه كساني كه اينجا هستند را دعوت مي‌كنم كه اين وضعيت را به دقت مطالعه كنند. با اينكه ما هم بحمدالله موسسات و نهادهاي فعال بسياري داريم. ما حتي در بسياري از جنبه‌هاي نظامي، امنيتي و غيره و بسياري از جنبه‌هاي غيرنظامي، كار نهادي داريم؛ اما اين نظامِ سازماني و فعاليت نهادي و اين توانمندي بالا، حقيقتاً مدرسه‌اي است كه بايد از آن بهره برد. ملت ايران در عين حال حقيقتاً ثابت كرد كه بزرگتر از آن است كه به درد مزدوري براي بيگانه يا جيره‌خواري دچار شود. در ايراني عليرغم برخي تفاوت‌ ديدگاه‌هاي قابل توجه، نوعي ملي‌گرايي و عزت‌نفس نسبت به هويت را به شكلي برجسته ديديم كه به واسطه آن، از اختلافات عبور كردند. براي آن‌ها نيز روشن شد كه دشمن كيست؛ و اين واقعاً يك الگوست.

ما در يمن نيز بحمدالله اين را درك مي‌كنيم. و هميشه و همواره از آن بهره مي‌بريم و مي‌دانيم چگونه به شكلي مثبت با آن تعامل كنيم. درباره خودمان در يمن، به ملت يمن چيزي نمي‌گويم جز اينكه در حقيقت ما به لطف خدا، با اين ملت، با اين امت، با اين رهبري و با اين طرح، يمن را به شكلي اعتلا بخشيديم و بنا كرديم كه آن را در جايگاه درستش قرار داديم...با همان مسئوليت‌پذيريِ درست، جايگاه يمن احيا و در جايگاه مسئولانه و صحيح خود قرار گرفت. در عين حال اعتبار يمن را به حالتِ طبيعيِ آن بازگردانديم. همان جايگاهي كه پيش‌تر يمن يا تروريست، يا فقير، و يا با بسياري از اصطلاحات ديگر به تصوير كشيده مي‌شد. اما امروز الحمدلله، يمن در اين جايگاه درست قرار دارد...الحمدلله.

پيام ما به بقيه امت اسلامي اين است كه وضعيت يمن، لبنان، ايران و عراق را ببينند و در آن تأمل كنند. در اين وضعيت با دقت تامل كنند؛ چه چيزي باعث شد اين‌ها ترامپ را به مضحكه‌ي جهان تبديل كنند؟ هر روز يك حرف مي‌زند و دچار سردرگمي شده است. چه چيزي باعث شد كساني كه به آن‌ها با تحقير نگريسته مي‌شد يعني به عنوان يك گروه كوچك، يا  «حوثي‌هاي 3 درصدي» و از اين دست اصطلاحات ناچيز يا اينكه ايراني‌ها نماينده چيزي نيستند؛ چه چيزي از آن‌ها يك قدرت ساخت؟ قدرتي كه امروز با آن به پروژه‌ بزرگي كه همه‌ ما را هدف قرار داده، ضربه مي‌زنند. چه چيزي باعث شد كه آن‌ها اين‌گونه از جغرافياي تكه‌تكه شده و تقسيمات جغرافيايي فراتر بروند؟ چه چيزي آن‌ها را به اين شكل درآورد؟ اين بايد به عنوان يك الگو مطالعه شود؛ اين حاصل يك مدرسه، يك بينش، يك پروژه و بازگشت به قرآن است. اين حاصل يك رهبري حكيمانه است. ملت‌ها بايد درك كنند كه آنچه در واقعيت زندگي‌شان از رهبري و پروژه‌ها وجود دارد از انحراف در آگاهي گرفته تا وضعيت ناشي از جنگ‌ نرم و بسياري عناوين ديگر، همگي علت وضعيتي است كه در آن به سر مي‌برند. لذا بايد به اين رهبري و اين پروژه‌ها بنگرند و در آن تامل كنند. همگي بايد به حقيقتِ دشمن به همين شكلي كه هست بنگرند؛ شكلي كه در آن ترامپ، جزيره اپستين و اين ائتلاف منحط نمايان است.

تسنيم: استاد علي عماد، عضو دفتر سياسي انصارالله، از اينكه اين فرصت را در اختيار ما قرار داديد سپاسگزارم. بينندگان عزيز، به اين ترتيب به پايان اين گفتگو رسيديم. در پناه خدا باشيد.

انتهاي پيام/